يکشنبه ۹ آذر ۱۴۰۴
اقتصاد روز

حمله «کیهان» به سخنان تازه روحانی: بازنویسی شکست‌ها با لبخند!

حمله «کیهان» به سخنان تازه روحانی: بازنویسی شکست‌ها با لبخند!
ایران پرسمان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست روحانی هنوز هیچ پاسخ شفافی درباره میراث اقتصادی و امنیتی دولت خود نداده است. او ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
روحانی هنوز هیچ پاسخ شفافی درباره میراث اقتصادی و امنیتی دولت خود نداده است. او دوباره همان الگوی تکراری را تَکرار می‌کند؛ بازنویسی عملکرد و پاک کردن نقش خود و ارائه نسخه‌هایی که خودش در عمل هیچ‌گاه اجرا نکرد.
روحانی، رئیس دولت‌های یازدهم و دوازدهم، این روزها دوباره به میدان آمده و خود را در مقام ناصح و دلسوز کشور جا می‌زند؛ گویی هشت سال مشعشع و پرحاشیه اداره کشور هیچ نسبتی با عملکرد او ندارد. روحانی که بسیاری از مشکلات اقتصادی، سیاسی و امنیتی امروز ریشه در سیاست‌های او دارد، حالا با ژست روشنفکری و ادبیات هشدارآمیز درباره «فضای امنیتی»، «بازدارندگی» و «تحریم» سخن می‌گوید. همین بازگشت پرحجم به رسانه‌ها و جلسات خصوصی، در حالی صورت می‌گیرد که افکار عمومی هنوز پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی درباره نقش او در بحران‌های کشور دارد.
بازار
امنیت یا امنیتی‌سازی؟
روحانی در آغاز می‌گوید: «امنیت، اطمینان و آرامش ایجاد می‌کند، ولی امنیتی شدن اطمینان را از بین می‌برد و مردم را نگران می‌کند. ما فضای امنیتی نمی‌خواهیم، ما فضای امن می‌خواهیم.»
این سخن در ظاهر درست است؛ اما پرسش اصلی این است که چه کسی در سال‌های 92 تا 1400، با مذاکرات فرسایشی،سیاست بنزینی نابخردانه، وعده‌های غلط و بلاتکلیفی‌های اقتصادی، فضای نااطمینانی و بی‌ثباتی را به جامعه تزریق کرد؟ روحانی بدون اشاره به دوران خود، همه‌چیز را به شرایط بعدی حواله می‌دهد.
وضعیت «نه جنگ و نه صلح»
او ادامه می‌دهد:«5 ماه بعد از جنگ 12 روزه، همچنان متأسفانه در شرایط نه جنگ و نه صلحیم... باید همه تلاش کنیم تا شرایط «نه جنگ» را تقویت کنیم... و برای این کار باید بازدارندگی‌های ما در بخش‌های مختلف ترمیم و تقویت شود.»
روحانی مدعی است که بازدارندگی باید «ترمیم» شود، اما نمی‌گوید که چرا در سال‌های دولت او بسیاری از زیرساخت‌های بازدارندگی از جمله صنعت هسته‌ای و موشکی بارها تحت فشار قرار گرفت و بعضا تعطیل شد. 
بازدارندگی سیاسی 78 به روایت روحانی
روحانی با بازگشت به پرونده انفجار خُبر می‌گوید: «در سال 78 بازدارندگی سیاسی مانع جنگ شد... متأسفانه الان در منطقه بازدارندگی گسترده نداریم و فضای کشورهای همسایه کاملاً در اختیار آمریکا و اسرائیل است.»
او روایت دیدارش با مقامات سعودی و نقش خود در «جلوگیری از جنگ» را مطرح می‌کند. اما نکته مهم اینجاست که روحانی باز هم همه چیز را به «دیپلماسی شخصی» خود تقلیل می‌دهد و فراموش می‌کند که ساختار دفاعی و امنیتی کشور در آن سال‌ها در چه سطحی بود.
رئیس دولت یازدهم و دوازدهم باز هم از سر ناچاری سراغ پیکر بی‌جان برجام می‌رود:«اگر در فروردین و اردیبهشت 1400 به برجام برمی‌گشتیم و برجام عملیاتی می‌شد جنگ 12روزه دیگر معنی نداشت، اسنپ‌بک دیگر معنی نداشت، شرایط دیگری می‌بود،... خاصیت برجام این بود که امنیت هسته‌ای برای ما به وجود آورد، به جای اینکه هسته‌ای امنیتی باشد... متأسفانه در دولت سیزدهم هم 
نتوانستند.»
این ادعا همان تکرار استدلال قدیمی؛ همه چیز با برجام حل می‌شود حتی «آب خوردن مردم»! اما او هرگز نمی‌گوید چرا با وجود برجام، هم تحریم‌ها لغو نشد، هم آمریکا خارج شد، هم عملیات‌های خرابکارانه ادامه یافت.
بازدارندگی منطقه‌ای و سیاست منفعلانه دولت مدعی اعتدال
او می‌گوید: «متأسفانه الان در منطقه بازدارندگی گسترده نداریم... فضای کشورهای همسایه کاملاً در اختیار آمریکا و اسرائیل است.»
روحانی توضیح نمی‌دهد که چرا سیاست او در منطقه در بسیاری مواقع منفعل بود. و البته اگر بازدارندگی منطقه‌ای نداریم چگونه رژیم صهیونیستی پس از موشکباران نقاط استراتژیک به زمین چسبید و دست به دامان کاخ سفید شد و پیغام و وساطت کشورهای همسایه برای چه بود؟!
آمارسازی‌های ناشیانه اقتصادی
یکی از بخش‌هایی که می‌توان در آن رویکرد انتقادی را برجسته کرد، همین بخش است: «در بحث تورم، از سال 93 تا 99 تورم جمعی ما 142.5درصد بود. متوسط حقوق کارمندان و کارگران 142 درصد اضافه شد. یعنی درست به مقدار تورم، حقوق را اضافه کردیم، بازنشسته‌ها که وضع‌شان خیلی بهتر شد، حداقل و متوسط حقوق بازنشسته‌ها در سال 99 نسبت به 92، چهار برابر شد....بنابراین باید یک قدم برداریم، سپس از مردم بخواهیم که آن‌ها هم یک قدم بردارند.»
این مقایسه، آمارهای واقعی تورم سال‌های 97 تا 99 را کاملاً ساده‌سازی می‌کند. مردم هنوز تورم 50 و 60 درصدی، ریزش ارزش پول ملی، جهش سکه و دلار و سقوط معیشت را فراموش نکرده‌اند.
او بارها تکرار می‌کند: «اگر می‌خواهیم بازدارندگی حفظ شود مردم باید امیدوار باشند.»
این جمله درست است؛ اما پرسش اینجاست که در دولت به اصطلاح تدبیر ایشان امید مردم چگونه کاهش یافت؟ چرا شاخص امید اجتماعی در همان سال‌ها به پایین‌ترین سطح رسید؟
در جای دیگر تأکید می‌کند:«تکرار نشدن جنگ دست ماست.»
و سپس با نقل آیات قرآن، بحث توان دفاعی را به «روحیه» مردم گره می‌زند. در حالی که در سیاست امروز جهان، علاوه‌بر روحیه مردم، مهم‌ترین عامل قدرت ترکیبی(سخت و نرم) و خود اتکایی است؛ دو بخشی که در دولت او با چالش‌های متعدد روبه‌رو شد.
واقعیت‌گریزی
رئیس دولت مدعی اعتدال می‌گوید:«بزرگ‌ترین خیانت این است که واقعیت‌ها را کم و زیاد جلوه بدهیم.»
اما این سخن دقیقا آینه عملکرد خود اوست. از ادعای «آفتاب تابان برجام»، تا «سیب و گلابی‌های برجام»، نمونه‌هایی از همین کم ‌و زیاد نشان دادن واقعیت‌ها بود!
مخلص کلام...
روحانی هنوز هیچ پاسخ شفافی درباره میراث اقتصادی و امنیتی دولت خود نداده است.او دوباره همان الگوی تکراری را تَکرار می‌کند؛ بازنویسی عملکرد و پاک کردن نقش خودش، ساده‌سازی مشکلات عظیم اقتصادی با چند رقم دستچین‌شده، نام بردن «برجام» به‌عنوان معجزه از دست‌رفته و ارائه نسخه‌هایی که خودش در عمل هیچ‌گاه اجرا نکرد. در نهایت تلاش می‌کند بدون پذیرش مسئولیت دوران دولتش، خود را در جایگاه مدافع امنیت و امید نشان دهد؛ در حالی که بسیاری از مسائل و فشارهای امروز، از تورم تا رکود و عقب‌ماندگی صنعتی، دقیقاً از همان سال‌ها ریشه گرفته است.


نظرات شما