ایران پرسمان - روزنامه جوان /متن پیش رو در جوان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهدی مولایی| خانم زیگرید هونکه، شرقشناس مشهور آلمانی کتابی دارد، به نام فرهنگ اسلام در اروپا که در آن به تأثیر گسترده تمدن اسلامی بر رشد و توسعه اروپا و اقتباسهای دزدانه دانشمندان و سیاستمداران غربی از علوم و اکتشافات و اختراعات مسلمین پرداختهاست. از ماشین چاپ و نخستین پرواز موفق بشر تا توپهای جنگی و بیمارستانهای بزرگ و نحوه اداره شهرها. خاطرم هست که هونکه در این کتاب با استناداتی، کافههای اروپایی را هم اقتباسی از کافهها و چایخانههای عربی و عثمانی و ایرانی دانسته که مسلمانان در آنها جمع میشدند و با صرف چای و قهوه و قلیان درباره آخرین خبرها و وقایع جامعه گفتوگو میکردند. تاجران و جهانگردان اروپایی با مشاهده چنین مکانهایی ایده تأسیس آن را با خود به اروپا بردند تا بالاخره در سده شانزدهم میلادی نخستین کافه در شهر ونیز افتتاح شد. پس از آن به فاصله کوتاهی کافههایی در لندن و پاریس و سراسر اروپا شروع به کار کردند و به محل اجتماع شبانه مردان غربی تبدیل شدند که در آن به مطالعه روزنامهها و بحث و گفتوگوهای داغ سیاسی و اجتماعی و حتی دادوستدهای مالی میپرداختند..
در جوامع شرقی هم کافهها با سر و شکل و رسالتی تقلیدگونه از کافیشاپهای اروپایی، محلی برای گردهمایی قشر جوان روشنفکر و متجدد شدند که در محیطهای تاریک به طرح ایدهها و مکاتب فکری و نظرات سیاسی اجتماعی روز بپردازند. کافههای بیروت و غزه حتی زیر بمبارانهای سنگین شهر شلوغند و محل صرف عربیکا و قلیان عربیاند. در تهران و شهرهای سراسر ایران هم کافهها، زیرپوست شهر به فعالیتهای مختلف خود مشغولند. بعضی آمارهای غیررسمی حکایت از فعالیت ۶ هزار کافه فقط در سطح شهر تهران دارند. امروز کمتر خیابان و پسکوچهای در تهران پیدا میشود که چراغ کافهای در آن روشن نباشد. بسیاری از کافههای معروف با شعبات متعدد، با برگزاری ایونتها و رویدادهای مختلف و با جشنهای سالگرد تأسیس و افتتاحیهها، به صحنه نمایش پوششهای به شدت خلاف عرف و فعالیتهای گوناگون هنجارشکن و ترویج فرهنگ غربی تبدیل شدهاند. از ایونت دختران موتورسوار تا جشنهای هالووین و کریسمس و سرو مشروبات الکلی و اختلاطهای زننده مردان و زنان.
در اغتشاشات سالهای گذشته و خصوصاً اغتشاش و فتنه اخیر کشور نیز بسیاری از کافهها در تهییج جوانان و نوجوانان و دمیدن در آتش ناامنی نقش بسزایی ایفا کردند. در روزهای نخستین که فضا هنوز برای اقدامات رادیکال اغتشاشگران مهیا نبود، بعضی کافهها، عامدانه به پاتوق تجمع آشوبگران تبدیل شدهبودند و در فضای مجازی نیز آنها را به حضور فرامیخواندند. در دو روز پنجشنبه و جمعه (هجدهم و نوزدهم دیماه)، همگام و گوش به فرمان فتنهانگیزان پهلوی و سرویسهای امنیتی بیگانه، بسیاری از کافهها به رغم تذکرات داده شده، دست به اعتصاب جمعیزده، فعالیت خود را به طور همزمان و سازمانیافته تعطیل اعلام کردند و با آرزوی ایرانی آزاد به جرگه آسیبزنندگان به امنیت ملی پیوستند. زنگ خطری که غفلت از آن ممکن است در بحرانهای آینده آسیبها و زیانهای بیشتری به جان و مال مردم وارد کند.
نکته جالب، اما اینجاست که درحالی که تأسیس کافه در بسیاری از کشورهای اروپایی نیازمند تأیید و مجوز نهادهای امنیتی و بخش فرهنگی شهرداریهای آن کشورهاست، در کشور ما برای تأسیس یک کافه، کافی است صرفاً با کارت پایان خدمت و شناسنامه و چند قطعه عکس به اتحادیه آبمیوه، بستنی و کافیشاپ مراجعه کنید! فقدان فیلترها و تعیین شرایط دقیق در مرحله اولیه تأسیس این مراکز و عدم نظارت فرهنگی و امنیتی صحیح و نافذ در خلال فعالیتهای آنان، باعث تبدیل بسیاری از کافهها به کانونهای ضدفرهنگ و ترویج ناهنجاری و حتی مخل امنیت در کشور شدهاست. گرچه تسهیل در صدور مجوزهای کسب و کار از برنامههای پسندیده و خوب دولت فعلی است، اما این سیاست نباید منجر به خارجشدن این مراکز از دید نظارت نهادهای حاکمیتی شود.. گرچه قاطبه و عمده کافیشاپها مراکزی دنج و امن برای فراغتهای دوستانه و خانوادگی هستند و دامن خود را از فتنهانگیزیهای دشمن کنار میکشند و فعالیتی سالم دارند، اما حوادث اخیر کشور و کنشگری جدی بعضی از این مراکز، خصوصاً کافههای برند و مشهور و برخی کافههای متعلق به سلبریتیها و ورزشکاران، دلیلی جدی است بر بازبینی و بازاندیشی در سیاستها و نظارتهای عالیه بر آنها تا در شرایط خاص کشور، دست به اقدامات زیرپوستی و مهیج نزنند!