ایران پرسمان - انتخاب / یک عضو اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» معتقد است که «فراتر از شکافهای ماهوی شناختهشده میان ایران و آمریکا، یک شکاف عمیقتر در حال شکلگیری است: شکافی مفهومی در نحوه درک هر طرف از اهرم فشار، ریسک، و هدف مذاکرات.»
دنیس سیترونوویچ عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک در صفحه شخصی خود در ایکس در یادداشتی نوشت:
بازار ![]()
ایران و آمریکا در آستانه نقطه تصمیمگیری
الف. مذاکرات پیشِ رو در ژنو در حال تبدیل شدن به لحظهای تعیینکننده برای گفتوگوهای آمریکا و ایران است. فراتر از شکافهای ماهوی شناختهشده میان طرفین، یک شکاف عمیقتر و مشکلسازتر در حال شکلگیری است: شکافی مفهومی در نحوه درک هر طرف از اهرم فشار، ریسک، و هدف مذاکرات.
ب. ایالات متحده سطح تنش را افزایش داده است. استقرار تجهیزات نظامی بیشتر در خاورمیانه، از جمله یک ناو هواپیمابر دیگر، نشانهای از جدیت و عزم واشنگتن است. با این حال، از نگاه تهران، واشنگتن به نظر میرسد که در ازای حذف تهدید نظامی، خواستار امتیازات هستهای قابلتوجهی است، بدون آنکه در مقابل، کاهش معناداری در تحریمها ارائه دهد.
بر اساس گزارشهای مختلف، پیشنهادی که از طریق میانجیگری عمان به علی لاریجانی منتقل شده، شامل تعلیق غنیسازی اورانیوم برای ۳ تا ۵ سال، از سرگیری آن در سطوح پایینتر، و صادرات اورانیوم غنیشده است — در ازای رفع تهدید نظامی آمریکا.
ج. از منظر آمریکا، این ممکن است اقدام تنشزدای منطقی به نظر برسد. اما از دید ایران، این ساختار متوازن نیست.
محاسبه راهبردی تهران
در نگاه ایران، هر امتیاز هستهای باید با کاهش ملموس تحریم اقتصادی همراه باشد. بعید است ایران محدودیتهای هستهای معناداری را صرفاً در ازای عدم حمله نظامی ارائه دهد، در حالی که تحریمها پابرجا بمانند. فشار اقتصادی — نه صرفاً تهدید نظامی — عاملی است که بیش از همه ثبات تهران را تهدید میکند.
د. مهمتر از آن، به نظر میرسد هر دو طرف باور دارند که تشدید تنش در نهایت موقعیت چانهزنی آنها را تقویت خواهد کرد.
تهران ارزیابی میکند که رئیسجمهور دونالد ترامپ بعید است به دنبال یک درگیری منطقهای طولانیمدت باشد. استراتژیستهای ایرانی احتمالاً معتقدند اگر بتوانند ضربات اولیه را هضم کرده و هزینههای قابل مشاهدهای تحمیل کنند، از طریق نیروهای نیابتی منطقهای، حملات موشکی، یا اختلال اقتصادی، واشنگتن به جای یک کارزار طولانی، به دنبال کاهش تنش خواهد رفت. در چنین سناریویی، ایران محاسبه میکند که میتواند در برابر مطالبات آمریکا مقاومت کند.
هـ. در مقابل، دولت آمریکا به نظر میرسد معتقد است که برتری نظامی قاطع، همراه با ضعف اقتصادی ایران و شکنندگی فضای داخلی آن، یا تهران را پیش از تشدید تنش وادار به امتیازدهی خواهد کرد — یا به واشنگتن امکان خواهد داد یک درگیری محدود را تحت شرایط مطلوب مدیریت کند.
همین اعتماد متقابل به اهرمهای فشار قهری است که لحظه کنونی را خطرناک میکند.
و. اظهارات علنی رئیسجمهور ترامپ درباره تغییر حکومت ماجرا را پیچیده تر می کند. حتی اگر این سخنان صرفاً جنبه لفظی داشته باشد، چنین اظهاراتی دیدگاههایی در تهران را تقویت میکند که هدف نهایی واشنگتن نه یک توافق هستهای اصلاحشده، بلکه تغییر ساختار است.
اگر مقامات ایران باور کنند که تشدید تنش صرفنظر از امتیازدهی اجتنابناپذیر است، انگیزه اندکی برای مصالحه معنادار در ژنو خواهند داشت.
ز. مانع اصلی صرفاً اختلاف بر سر تعداد سانتریفیوژها یا سطح غنیسازی نیست. مسئله، واگرایی عمیقتر در ارزیابی ریسک است: واشنگتن معتقد است فشار نظامی مستمر احتمال تسلیم ایران را افزایش میدهد؛ تهران معتقد است صبر راهبردی و تلافی حسابشده احتمال خویشتنداری آمریکا را افزایش میدهد.
به نظر میرسد هر دو طرف مطمئناند که میتوانند پیامدهای شکست مذاکرات را مدیریت کنند.
همین اعتماد، انگیزه برای مصالحه را کاهش میدهد.
ح. توافق همچنان ممکن است، بهویژه اگر مذاکرات بهطور محدود بر پرونده هستهای تمرکز کند و نه بر اختلافات ژئوپلیتیکی گستردهتر. با این حال، پنجره فرصت محدود است. آمریکا نمیتواند بهطور نامحدود وضعیت استقرار نیروهای تقویتشده در منطقه را حفظ کند، و اولتیماتومهای علنی انعطافپذیری دیپلماتیک را کاهش میدهد. واقعبینانهترین نتیجه، در صورت دستیابی به موفقیت، میتواند یک توافق چارچوبی محدود یا نقشه راهی مبتنی بر چند اصل مورد توافق باشد — توافقی که زمان بخرد، نه اینکه مناقشه را بهطور کامل حل کند. با این حال، حتی دستیابی به چنین نتیجهای نیز دشوار خواهد بود.
جمعبندی: طرفین در حال نزدیک شدن به یکدیگر نیستند؛ بلکه سطح تنش را بالا میبرند. این پویایی بهطور فزایندهای شبیه انتخابی اجباری میان توافق یا تشدید تنش است، با مسیرهای خروج کمتر در صورت فروپاشی مذاکرات. خطرناکترین متغیر، اختلاف فنی هستهای نیست، بلکه شکاف مفهومی رو به گسترش درباره اهرم فشار، بازدارندگی، و نیت طرف مقابل است.
اگر یکی از طرفین در مفروضات خود بازنگری نکند، هر دو ممکن است به سوی تقابلی حرکت کنند که هیچکدام واقعاً خواهان آن نیستند، اما هر دو باور دارند میتوانند آن را مدیریت کنند.