ایران پرسمان - فرهیختگان / «تناسب یا تنازل؟!» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم مصطفی آقاجانی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
انتخابات تناسبی که ترجمان تقسیم تعداد کرسیهای انتخاباتی بر اساس درصد رأی کسب شده توسط فهرستها و افراد است، این روزها نقل محافل سیاسی، گروهها و سیاستگذاران شده. قرار است در گام اول، انتخابات شوراها در حوزه انتخابیه تهران به شیوه تناسبی برگزار شود و اگر رضایت قانونگذاران و مجریان را تأمین کرد، در آینده در انتخابات سایر کلانشهرها و حتی انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز به کار گرفته شود.
به نظر میرسد محک و شاخص اصلی ارزیابی یک انتخابات درست، میزان و کیفیت مشارکت رأیدهندگان، منتخبان کارآمد و توانمند، اجرا و نظارت درست و دقیق و در نهایت ارتقای نرخ اعتماد و رضایت در آحاد جامعه است. در این مجال بر آنیم باتکیهبر شاخص کیفیت کاندیداتوری به ارزیابی کاربست شیوه تناسبی در انتخابات پیشروی شورای شهر تهران بپردازیم.
1- وضعیت پساجنگ
بازار ![]()
شکی نیست که آحاد مردم، بهخصوص بخشهای تولیدی و پیشرانهای اقتصادی بایستی باقدرت مضاعف و بدون دغدغه به فعالیت خویش بپردازند و کشور درگیر وضعیت نه جنگ، نه صلح نباشد. اما آیا این نسخه در لایه حکمرانی و سیاسی و بهخصوص در سطح پایتخت سیاسی ایران و افرادی که آن را اداره میکنند، نیز صادق است؟
با نگاهی به تجارب کشور در فتنههای 88 و 98 و 1401 و نیز جنگ اخیر، این واقعیت رخ مینماید که متولیان شهری تأثیری چشمگیر در کنترل اوضاع و غلبه بر بحرانها دارند. متولیانی که از جمعشان سخن واحد، مقتدرانه و منسجم بیرون بیاید و بتوانند در هنگامه سختی، چابکی و کارآمدی از خود نشان دهند. اکنون که 16 سال از قضایای 88 گذشته است باید تأکید کرد اگر شهردار وقت تهران آنگونه به پاکسازی غبارهای شورش و بینظمی برنمیخاست، آن فتنه نیز شاید در 9 دی خاتمه نمییافت. در شرایط پساجنگی اخیر نیز وجود عناصری که دأبشان پایداری نظام و قوت قلب به همشهریان باشد از اهم ارکان مواجهه با صحنه است که لازمهاش تیمی هماهنگ و متعهد در پارلمان شهری است.
2- مشارکت تهرانیها
تهرانیها در انتخابات(های) اخیر کنش مشارکتی ضعیفتری از خود نشان دادهاند. این کاهش که ریشه در علل و زمینههای بسیاری دارد در میان ثناگویان و ستایشگران انتخابات تناسبی، صرفاً به عنصر نمایندگی تقلیل داده شده است.
به عبارتی بیان میکنند چون بخشهای مختلف مردم بهازای منافع و سلیقه خویش، نمایندگان (به معنی اعم کلمه) سیاسی متناسب را نمییابند، از مشارکت در انتخابات پرهیز میکنند. حالآنکه موانع مشارکت در تهران بر اساس پیمایشهای مختلف اولاً ریشه در اقتصاد (کارآمدی) و پس از آن ریشههای اجتماعی و فرهنگی دارد. ازاینرو در پرداخت انتخابات تناسبی نباید مسئله را وارونه تبیین کرد و بر اساس نسخه غلط، امید شفا و بهبودی داشت.
3- کارنامه کارآمدی
از شورای اول اصلاحطلب تا شورای شهر ششم تهران، آن چیزی که در مدیریت شهری بیش از هر عنصر دیگری لازم و ضروری جلوه کرده و خدشه در آن باعث انحراف چرخه خدماترسانی به مردم شده، عدم وحدت و انسجام در بدنه شورا بوده است. هرچند نظارت دقیق و غیرجانبدارانه، خویشکاری شورایی، انتخاب شهردار بر اساس صلاحیتها مستلزم حریت تشکیلاتی است؛ اما تجربه زیسته شورای شهر تهران نشان داده است، با توجه به ملموس بودن کنشهای شهرداری و اثرگذاری مستقیم در زندگی تهرانیها که نوعی نظارت غیرمستقیم را سبب میشود، اختلافات داخلی شورا تبعات بسیار چشمگیرتر و زیانبارتری بر کارایی شورا و شهرداری و در نتیجه اعتماد عمومی به همراه داشته است. اگر بازیگران متعارض صاحب سهام شورای شهر آینده شوند، این مدیریت بیشازپیش متزلزل و این کارآمدی نسبی بیشتر تحتالشعاع قرار خواهد گرفت.
4- دولت - شهر طهران
در سالهای اخیر با توجه به ازدیاد فوقالعاده جمعیتی در حریم تهران و افزایش و تعمیق مشکلات و مسائل طبقات مختلف بهخصوص اقشار آسیبپذیر، شورا و شهرداری از جایگاه بالاتری در حل این مسائل برخوردار شدهاند بهنحوی که اختیارات شهری اگر به همین نحو افزایش یابد به سطح یک دولت محلی ارتقا مییابد. مسائلی چون آب، مسکن، آلودگی، انرژی، مایحتاج و کالاهای اساسی، امنیت و سلامت شهری با ورود سلایق متکثر قابل جمعبندی و در نتیجه اجرا نخواهد بود. به عبارتی اگر یکی از سناریوهای انتخابات تناسبی در تهران - که چندان بعید هم نیست تحققش - تشکیل شورای متشتت باشد، معضل تصمیمگیری و اجرای هدفمند و مقتدرانه را که از جمله مسائل حکمرانی ماست، نهتنها فرونمیکاهد؛ بلکه تشدید خواهد کرد.
5- بیثباتی؛ موریانهای که اعتماد را میبلعد
از جمله مضرات و مسائل چالشزا در مدیریتهای انتخابی در ایران چرخش سریع نیروی انسانی و سیاستهاست. بهنحوی که با یک انتخابات، نهتنها اقدامات و تاکتیکها بلکه تا سطح سیاستها و راهبردها نیز دچار تغییر، تحول و حتی دگرگونی میشوند؛ معضلی که در هر دو جریان اصلی سیاسی کشور و در چرخشهای قدرت بینشان بارها شاهد بودهایم. این معضل در بستر انتخابات تناسبی پیش رو نهتنها میتواند منجر به تغییر مدیریت شهری مستقر شود که طبعاً مضراتی را بر برنامهریزیهای سالهای اخیر در حوزه حملونقل، ترافیک، مدیریت پسماند، حوزه فرهنگی، مدیریت آسیبهای اجتماعی و مدیریت پساجنگ خواهد داشت؛ بلکه احتمالاً به واسطه تشتت و تعارض نظرات اعضا، منجر به روی کارآمدن شهرداران کوتاهمدت در یک دوره مدیریت شهری خواهد شد. معضلی که خود باعث خدشه به اعتماد و امید شهروندان خواهد شد.
6- حزبِ حَرب؛ معادله تناسب
احزاب در شرایط مطلوب خود بایستی در خدمت منافع عمومی، حاکمیت و مردم باشند و اگر اختلاف و تفاوتی نیز در نظرات، راهبردها، سیاستها و اقدامات داشته باشند این موارد به تقابل و نزاع نمیانجامد.
انتخابات تناسبی در وضعیت کنونی احزاب - که شرایط آنان را در یادداشت دیگری توضیح دادهام - نهتنها در بازه پیشاانتخابات و حین انتخابات باعث نزاع و جنگ حزبی بین احزاب دو جریان اصلی و نیز درون دو اردوگاه اصولگرایی و اصلاحطلبی خواهد شد؛ بلکه در مرحله پس از انتخابات نیز به شکلوشمایل دیگری ادامه خواهد یافت. بهخصوص که برای احزاب و گروههای موجود پیروزی یا شکست در یک انتخابات، منجر به جایگاهیابی مجددشان در سپهر سیاسی و کنشگری متناسب ایشان برای اهداف حزبی و گروهیشان میگردد، برای مثال ناکامی یا کارنامه ضعیف یک گروه در انتخابات شورای شهر تهران باعث میشود آن گروه تمام تلاشش را برای ایجاد تصویر منفی از گروه پیروز یا اجماعساز به کار گیرد که خود به تسلسل نزاع و جنگ احزاب میافزاید.
7- توقف در منطقۀ توقف مطلقاً ممنوع!
اگر شهر تهران را بهمثابه یک اکوسیستم زنده تصور کنیم برای حفظ تعادل خروجی و ورودی آن باید جلوی هرگونه وقفه و مانعی را سد کرد. اگر امسال حجم بزرگی از آسفالت در سطح شهر انجام شده یا تعداد قابلتوجهی اتوبوس شهری وارد چرخه حملونقل عمومی شده با تسامح میتوان نتیجه گرفت این بخش از مشکلات این اکوسیستم در یک بازه زمانی مشخص رفع شده است و برای بازگشت تعادل به سایر عرصههای آن باید اقدام کرد.
فارغ از آنکه چه کسی یا چه لیستی در انتخابات آتی پیروز شود، وقفه در اداره و ترمیم معضلات انباشته شهر نهتنها منجر به خدمترسانی و رضایت عمومی نمیشود؛ بلکه باعث بازگشت به عقب و در نتیجه آسیب به امید و اعتماد نسبی شکلگرفته میگردد. انتخابات تناسبی در این زمینه میتواند تسهیلگر باشد و با وقفههای بهظاهر حرفهای و تخصصمآبانه قطار حرکت شهر به سمت بازیابی تعادل خویش را کُند نماید یا در آن اخلال ایجاد کند. برخورد تخصصمآبانه (منتخبین متشتت) به معنای جلوگیری منفعتجویانه ایشان (در پوشش خیرخواهی و تخصصگرایی) با طرحها و برنامههای مدیریت شهری است. نمونه این تخصص مآبی را در بیان وزیر اسبق مسکن شاهد بودیم که به عدم ساخت حتی یک واحد مسکونی افتخار میکرد یا شهردارانی که به دلایل مختلف از انجام طرحهای عمرانی شهر طفره میرفتند. پرواضح است که این نکته به معنای عدم نظارت شورا و مقابله با نقد تخصصی نیست.
جمعبندی
انتخابات تناسبی میتواند باعث ایجاد حس عاملیت، نمایندگی شدن، توزیع عادلانهتر قدرت، افزایش تنوع سیاسی شود؛ ولی لزوماً به تقویت شایستهسالاری، پاسخگویی بیشتر منتخبین، شکلگیری و تقویت احزاب، برنامهمحوری و در نهایت افزایش کیفیت کاندیداتوری نمیانجامد. انتخابات تناسبی وقتی جواب میدهد که ما احزاب مناسبی نیز در چنته داشته باشیم.
کنشگران حزبیای در دسترسمان باشد که از بازیهای کوتاهمدت عبور کرده و با بزرگمنشی منافع عمومی و ملی را بر منافع شخصی و گروهیشان غلبه دهند. انتخابات شورای شهر تهران با زمینه پساجنگی آن اگر منجر به اختلال در خدمترسانی عمومی شود، نزاع را بین احزاب عمیق کند، باعث بیثباتی مدیریتی شود، صورتبندی خطایی از مسئله مشارکت را نتیجه دهد یا اقتدار و قدرت مدیریتی آینده را تحتالشعاع قرار دهد از هدف اصیل خویش دور میافتد و باید گفت دیگر تناسبی با وضعیت فعلی تهران نخواهد داشت. از سویی ظاهراً دستورکارسازان پشتپرده این طرح که در حلقههای اندیشهورزی نهادها از بالا آمدن آن خوشحال هستند چندان ملتفت نیستند که سرنا را از دهانه گشاد آن نواختهاند و صدایی که به گوش خواهد رسید چندان دلنشین نخواهد بود! فقدان توان اجماعسازی، عدم تمهید مقدمات تشکیلاتی، بالوپر ندادن پیشینی و بلندمدت به احزاب، دیده نشدن احزاب در لایههای مختلف سنت و فرهنگ سیاسی ایرانی و پرزحمت بودن حل همه این مسائل نباید باعث میشد با «تابلوی تناسبی» به فریبکاری دست بزنیم و در مشورت به حاکمان خیانت بورزیم. صورتبندی انتخابات تناسبی به شیوه جاری، احتمالاً گره رشد واقعی احزاب (اسلامی ایرانی که دغدغه رهبر انقلاب نیز است) را کورتر خواهد کرد؛ چراکه بهجای پرداختن به علت سراغ معلول رفته است! هرچند این نوشتار تحمل پرداختن بیشتر به این مسئله را ندارد؛ ولی بهعنوان یک قرینه باید گفت از جمله نشانههای خطا بودن این طرح استقبال فوقالعاده احزاب و تشکلهای شخصی - کاغذی از این طرح است؛ تصویری که یادآور احزاب صوری صدر مشروطه است که برای خوشامد خود و اهدافشان آن به آن دست به انشعاب و صورتبندیهای جدید حزبی و بهاصطلاح دکانسازی جدید میزدند.