ایران پرسمان - یک پژوهشگر گفت: با ظهور رسانههای جدید و بسترهای ارتباطی دیجیتال، روایتپردازی از سطح نخبگانی و تخصصی فراتر رفته و به عرصه عمومی وارد شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، در هفتمین روز از رویدادهای هفته ارتباطات و روابط عمومی، نشست تخصصی «روایتنویسی در بحران» با حضور مهدی کاموس، پژوهشگر و مدرس دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه بینالمللی سوره با مشارکت جمعی از دانشجویان دانشکده و با همکاری معاونت پژوهش برگزار شد.
کاموس در ابتدای این نشست، موضوع «روایتنویسی در بحران» را از منظر مفهومی، کاربردی و رسانهای مورد بررسی قرار داد. وی با تفکیک میان دو مفهوم «بحران» و «روایت»، نشان داد که فهم دقیق این دو مقوله، پیشنیاز ورود به بحث روایتپردازی در موقعیتهای بحرانی است. وی افزود: بر این اساس، بحران بهمثابه وضعیتی ناپایدار و فشرده تعریف شد که در آن، ارزشهای اساسی انسانی و حیاتی چنان تهدید شده است که به سوی نقطه بیبازگشت میروند. در این وضعیت ناپایدار، شرایط کمتر قابل پیشبینیاند و معمولا غافلگیری رخ میدهد. در بحران، زمان عامل اساسی است و به همراه ناپایداری و تهدید، ویژگیهای بحران هستند. از همینرو، بحران صرفاً یک رخداد ناگهانی نیست، بلکه بزنگاهی است که در آن منافع عمومی، اعم از جانی، زیستمحیطی، جغرافیایی و اجتماعی، در معرض تهدید قرار میگیرد. در بحران ۳ رکن عامل بحرانزا، عامل بحرانزده و وضعیت بحرانی در پیوندی مستقیم با یکدیگر قرار میگیرند.
در ادامه، مدرس دانشکده فرهنگ و ارتباطات بر اهمیت روایتنویسی در بحران در سطح بینالمللی تأکید کرد و یادآور شد: این حوزه سابقهای چند دههای دارد و حتی در دانشگاههای معتبری همچون استنفورد نیز بهصورت تخصصی دنبال میشود. در ایران نیز رخدادهایی همچون جنگ تحمیلی، زلزله بم، فاجعه پلاسکو و همهگیری کرونا، جنگ تحمیلی دوم و سوم ضرورت توجه به روایتنویسی بحران را آشکار ساختهاند؛ زیرا در چنین موقعیتهایی، روایت نهتنها ابزار ثبت و انتقال تجربه، بلکه وسیلهای برای معنابخشی، ساماندهی افکار عمومی و حفظ انسجام اجتماعی است.
فراگیری روایت نویسی با ظهور رسانههای نو
یکی از محورهای مهم این نشست که کاموس بر آن تاکید کرد، تأثیر فناوریهای نوین بر گسترش دامنه روایتنویسی در بحران بود. وی توضیح داد: با ظهور رسانههای جدید و بسترهای ارتباطی دیجیتال، روایتپردازی از سطح نخبگانی و تخصصی فراتر رفته و به عرصه عمومی وارد شده است. در این وضعیت، شهروند خبرنگار نیز به یکی از بازیگران اصلی تولید روایت بدل شده و میتواند در شکلگیری روایت اولیه و تصویر عمومی از بحران نقش مؤثر ایفا کند. این تحول، هم فرصتهایی تازه برای انعکاس سریع و متنوع رخدادها فراهم کرده و هم مسئولیت روایتگران را در دقت، صحت و اخلاق حرفهای افزایش داده است. فناوریهای نو و زیست شبکهای، روایتنویسی در بحران را بر پسابحران برتری داده است. روایتنویسی در بحران در شبکهها یعنی من زندهام تا روایت کنم و من هم یکی از بحراندیدهها هستم و شهادت میدهم.
در بخش دیگری از نشست، کاموس بر تمایز میان انواع روایتنویسی اشاره کرد و افزود: بر این اساس، روایتنویسی در جنگ، روایتنویسی در بحرانهایی مانند سیل و زلزله، و روایتنویسی مسائل بینالمللی نظیر یازدهم سپتامبر یا داعش، هرچند در برخی مؤلفهها همپوشانی دارند، اما از حیث موضوع، زمینه، کارکرد و مخاطب با یکدیگر یکسان نیستند.
مدرس دانشکده فرهنگ و ارتباطات افزود: برای پیادهسازی یک روایت مؤثر در بحران به سه رکن اصلی، عامل بحرانزا، عامل بحراندیده/بحرانزده و وضعیت بحرانی توجه داشت که تمرکز روایت بر هر یک از این ارکان، زاویه دید و پیامد نهایی آن را تعیین میکند. در روایت معمولا به روایت عامل بحرانزا و مقصریابی یا عامل بحران دیده و قهرمانسازی و قربانیسازی پرداخته میشود و از روایت وضعیت بحران غفلت میشود.
کاموس روایتنویسی در بحران را در چارچوب مربع معنایی روایت بحران چنین تشریح کرد: چهار ضلع مربع روایت نویسی در بحران عبارتند از روایت حیرت و سردرگمی که ناشی از نااگاهی، غافلگیری و عدم قطعیت است. روایت مقصریابی یا مقصرسازی که معطوف به عامل بحرانزا و فرافکنی است. روایت امید به نجات و رهایی و بازگشت به وضعیت پایدار یا نظم اجتماعی جدید و روایت هراس عمومی که از مرگ و نا امیدی ناشی میشود.
روایت پسابحران توسط پژوهشگران صورت میگیرد
وی همچنین بر نقش راوی و شرایط روایتگری، در زمان وقوع بحران و پس از آن تاکید کرد و گفت: روایت پسابحران معمولاً توسط پژوهشگران و مورخان صورت میگیرد که با فاصله زمانی و مکانی، امکان عینیتگرایی و تحلیل بیطرفانه بیشتری دارند اما روایت همزمان با بحران در لحظات اوج بحران رخ میدهد و نیازمند سطح بالاتری از مسئولیتپذیری است، زیرا انتشار برخی اطلاعات (مانند موقعیت نیروها، مسیرهای امن، ضعفهای سیستم) میتواند مستقیماً به امنیت و مدیریت بحران آسیب بزند. راوی میتواند قهرمان، قربانی، ناظر بیرونی( شاهد)، پژوهشگر یا تلفیقی باشد. روایت در بحران باید به رفع بحران کمک کند وگرنه کژکارکردی مییابد.
این پژوهشگر حوزه رسانه درباره شرایط روایتگری در بحران به سه مرحله روایت اولیه، پوشش خبری و گفتمانسازی اشاره کرد و گفت: با فناوریهای نو، در بحرانها معمولا روایت اولیه را شهروند خبرنگار و شبکههای اجتماعی سایبری بر عهده دارند اما گفتمانسازی در روایت بحران در رسانهها مغفول است. روایت بحران توامان رویداد محور و سوژه محور است اما نوع بازنمایی رویداد در بحران، گفتمانهای بحران را میسازند.
کاموس تصریح کرد: برای درک بهتر نحوه بازنمایی بحران، چهار نوع روایت اصلی مورد بحث قرار میگیرد: اول تقدیرگرایانه (Fatalistic): روایتی که بر جبر، انفعال و تقدیر تأکید دارد و غالباً منجر به سلب مسئولیت میشود. دوم قهرمانانه (Heroic): روایتی که بر شجاعت، ایثار و فداکاری تمرکز میکند، اما این پتانسیل را دارد که با اغراق، واقعیت را مخدوش سازد. سوم تراژیک (Tragic): روایتی که بر درد، رنج و جنبههای ویرانگر بحران تأکید دارد و خطر اصلی آن، ایجاد ناامیدی و یأس در مخاطب است. و در آخر مسئولیتپذیر (Responsible): این روایت، که به عنوان الگوی متعادل و سازنده معرفی شد، بر حل مسئله، کاهش درد و رنج، جبران خسارات و در نهایت، بازیابی و تابآوری تمرکز دارد.
وی در پایان با ارائه راهکارهای عملی و الزامات اخلاقی روایتنویسی در بحران برای کاهش کژکارکردیهای روایت بحران، گفت: اولین راهکار توصیف عینی و مستند. به عبارتی ارائه تصویری واقعی از وقایع بدون دخل و تصرف غیرضروری. دومین راهکار به تمرکز بر کنشگری (Agency)بازمیگردد که برجسته کردن نقش افراد و جامعه در مواجهه با بحران و تلاش برای یافتن راهحل را ارئه میدهد. در راهکار سوم میتوان به اجتناب از کلیشهها اشاره کرد که باعث پرهیز از بازتولید الگوهای تکراری و سطحی که مانع درک عمیق بحران میشوند. و چهارمین راهکار نگاه چندبُعدی است که باعث در نظر گرفتن جنبههای اجتماعی، اقتصادی، روانی و سیاسی بحران به صورت همزمان میشود. و در آخر مسئولیت اخلاقی راوی را که تأکید بر نقش حیاتی راوی در انتقال صحیح اطلاعات، پرهیز از شایعهپراکنی، یاس آفرینی، سیاسیکاری و سوءاستفاده از بحران برای اهداف جناحی را میتوان به عنوان آخرین راهکار برشمرد.