ایران پرسمان - جماران / معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا گفت: چون بنده نظامی هستم، معتقدم باید بدترین سناریو را متصور باشیم تا آمادگی حداکثری برای مواجهه با آن را داشته باشیم. اما این به معنای نفی دیپلماسی نیست. کما اینکه من دیپلماسی را ادامه کارزار جنگ میدانم. در هر دو حوزه قائل به این هستیم که اگر هر کدام بتواند ما را به اهداف برساند و مانع دسترسی دشمن به اهدافش شود و دستاوردی برای ما داشته باشد، باید توان حداکثری را برای پیشبرد آن به کار بگیریم.
سردار رسول سناییراد معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا، در گفتوگو با ایلنا، با اشاره به سالگرد جنگ ۱۲ روزه در پاسخ به این سوال که از نظر شما مهمترین درس راهبردی که از جنگ ۱۲ روزه گرفتیم چه بوده و این جنگ چه تغییراتی در دکترین دفاعی کشور ایجاد کرده است، گفت: جنگی که رخ داد، یک جنگ ترکیبی، فناورانه و دورایستا بود که تفاوتهای جدی با جنگ هشتساله تحمیلی که پیشتر تجربه کرده بودیم، داشت. البته با لایههایی از این نوع جنگ و برخی ویژگیهای آن، بهصورت ضمنی در سوریه و از طریق حزبالله لبنان پیشتر آشنا شده بودیم. خوشبختانه در مجموعه دفاعی ما هم با توجه به پیشبینیهایی که انجام شده بود، تمهیدات و آمادگیهایی ایجاد شد و تطبیقهایی با این نوع تحول و تغییر در جنگ صورت گرفته بود؛ از جمله در حوزه ساخت موشک و پهپاد که باید در همین راستا آن را ارزیابی کرد.
بازار ![]()
تراز اقدامات ما در جنگ ۱۲ روزه بهمراتب فراتر از چیزی بود که در جنگ اوکراین و روسیه مشاهده شد
وی ادامه داد: گرچه برای نخستین بار با چنین نوع جنگی در میدان عمل مواجه میشدیم، اما آمادگیهای ضمنی وجود داشت. دلیل اینکه توانستیم از این جنگ عبور کنیم و دشمن به اهداف راهبردی خود نرسد و در نهایت مجبور به درخواست آتشبس و توقف جنگ شود، واکنشی بود که ما با اتکا به تجارب جنگی، تطبیق طرحهای عملیاتی و فراهمکردن تسلیحات متناسب انجام دادیم. حتی میتوان گفت در چنین سطحی از جنگ، تراز اقدامات ما بالاتر از جنگی بود که علیه ما رقم خورد و پاسخی که ارائه دادیم، بهمراتب فراتر از آن چیزی بود که در جنگ اوکراین و روسیه مشاهده شد. به عنوان مثال، حجم شلیک موشکی که ما انجام دادیم، در مقایسه با آنچه در سالهای گذشته در آن جنگ رخ داده بود، کاملاً متفاوت بود.
معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا تصریح کرد: در عین حال، همانطور که عرض کردم، الگوهای نزدیک به این جنگ را پیشتر در جنگ میان حزبالله و رژیم صهیونیستی دیده بودیم و تا حدودی نسبت به آن واقف بودیم و در جنگ اوکراین هم بهکارگیری ریزپرندهها و استفاده از پهپاد سابقه داشت.
سردار سنایی راد خاطرنشان کرد: نکته دیگر، علاوه بر فناوری و شیوه جنگ، موضوع جنگ ترکیبی است؛ به این معنا که دشمن تلاش کرد همزمان با تهاجم خارجی، اوضاع داخلی را هم برهم بزند. سازماندهی گروههای ضدانقلاب و آمادگیهایی که پیشتر برای آنها ایجاد شده بود و همچنین استفاده از عناصر وطنفروش داخلی در حین تهاجم خارجی، نوعی از جنگ ترکیبی را رقم زد. همین تجربه در جنگ سوم، یعنی جنگ رمضان، موجب شد با وجود آنکه گستره و شدت جنگ بهمراتب بیشتر از جنگ ۱۲ روزه بود، پاسخهای ما مؤثرتر و کوبندهتر باشد.
وی ادامه داد: برای مقابله با عناصر خائن و وطنفروش و گروهکهای ضدانقلاب هم تجربه حضور خیابانی مردم به این مجموعه افزوده شد. یکی از دلایلی که با وجود علنیبودن و اصرار ترامپ بر وارد کردن گروههای مسلح تجزیهطلب به جنگ، این هدف تاکنون محقق نشده، اول ضرباتی بوده که همزمان به مراکز و پایگاههای آنان وارد کردیم و دوم اینکه نتوانستند زمینه عملیات داخلی را فراهم کنند که این امر هم به حضور هوشمندانه مردم بازمیگردد؛ مردمی که اکنون بیش از صد شب با انگیزه جهادی در صحنه و در کف خیابان حضور دارند و علاوه بر حمایت معنوی و پشتیبانی از میدان در مقابله با محور آمریکایی ـ صهیونیستی، میدان عمل را از عناصر ضدانقلاب گرفتهاند.
در جنگ ۱۲ روزه برای نخستین بار از تهاجمات سایبری هم استفاده شد
معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده معظم کل قوا تصریح کرد: این جنگ، جنگ فناورانهای است که برای نخستین بار در این سطح از جنگ سایبری هم استفاده شد. بنابراین جنگ ۱۲ روزه موجب شد که ما بتوانیم در برابر دشمنی که با حجم گستردهای از تسلیحات دورایستا و فناورانه به میدان آمده بود، جانانه مقاومت کنیم و پس از ۴۰ روز از جنگ، مجدداً دشمن به نقطهای برسد که چارهای جز قطع جنگ نداشته باشد. از آن تجارب هم برای ایجاد تغییراتی در سامانهها و همچنین بهکارگیری طرحهای عملیاتی، تاکتیکها و تکنیکهای متناسب استفاده کردیم.
وی در پاسخ به این سوال که آیا اقداماتی که پس از جنگ ۱۲ روزه تاکنون صورت گرفته، باعث شده ما شاهد تغییر موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران باشیم، گفت: آنچه اتفاق افتاد بهویژه در پاسخ به رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر و آنچه در مقابله با آمریکاییها رخ داد، نشاندهنده آن است که به موازنه جدیدی رسیدهایم؛ موازنهای که میتوانیم در زمان کوتاه و با اثربخشی لازم پاسخ دشمن را بدهیم. اگر زمانی صرفاً به ما شلیک میشد و ما پاسخ میدادیم، امروز حتی اگر نقض آتشبس در موضوع حزبالله هم صورت گیرد، پاسخ دریافت میکنند.
ترامپ تاکنون بیش از ۳۷ بار به دروغ اعلام کرده آتشبس به نتیجه میرسد
معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده معظم کل قوا تصریح کرد: اگر آمریکاییها هم دست به ماجراجویی بزنند، با ضربهای سخت و در فاصله زمانی بسیار کوتاه مواجه خواهند شد. بنابراین به نظر میرسد مجموعهای از اقدامات نرمافزارانه و سختافزارانه ما را به این نقطه رسانده است؛ نقطهای که در آن در برابر دو قدرت اتمی ایستادهایم و امروز آنها برای خروج از جنگ تعجیل دارند.
سناییراد تصریح کرد: اقداماتی که آمریکاییها انجام میدهند و همچنین مواضع رئیسجمهور آمریکا که تاکنون بیش از ۳۷ بار به دروغ اعلام کرده است آتشبس به نتیجه میرسد و مذاکرات به توافق خواهد رسید، خود نشاندهنده وضعیتی است که آنها در آن قرار دارند. آنها مجبور شدهاند با استفاده از دروغگویی، نوعی آرامش به متحدانی بدهند که از طولانی شدن جنگ و تبدیل شدن آن به یک جنگ فرسایشی نگران هستند.
جنگ منطقهای با پیامدهای فرامنطقهای
وی گفت: واقعیت این است که این جنگ امروز به یک جنگ منطقهای با پیامدهای فرامنطقهای تبدیل شده است که یکی از مهمترین پیامدهای آن فشار بر تجارت جهانی است. باید گفت آمریکاییها و صهیونیستها هرگز تصور آنچه در ارتباط با تنگه هرمز رخ داد را حتی در مخیله خود هم راه نداده بودند و امروز با موضوعی مواجه شدهاند که اساساً در برآوردهای خود به آن توجه نکرده بودند. از یک سو نوعی فشار داخلی که در داخل آمریکا با آن مواجه هستند و از سوی دیگر فشارهای بیرونی وجود دارد و باید پاسخگوی متحدان اروپایی خود هم در این ماجرا باشند.
معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا تاکید کرد: در مجموع، مجموعهای از اتفاقات و تحولات ما را به این نقطه رسانده است که امروز به تنهایی در برابر این مجموعه ایستادهایم و خوشبختانه دوست و دشمن اذعان دارند که دشمن به اهداف خود نرسید و ایران برآمده از این جنگ، ایرانی قویتر، دارای اعتماد به نفس بیشتر و برخوردار از امکان و اراده برای ادامه جنگ و همچنین تابآوری داخلی و ملی است.
مهمترین خطای محاسباتی دشمن عدم توجه به عقبه تمدنی ایران بود
سناییراد در پاسخ به این که مهمترین خطای محاسباتی دشمن در جنگ ۱۲ روزه و همچنین در جنگ ۴۰ روزه چه بود، گفت: مهمترین خطای محاسباتی آنها عدم توجه به عقبه تمدنی ایران بود. آنها در جنگ قبلی تصور میکردند با کشوری مانند لیبی یا سوریه مواجه هستند و در دور جدید هم گمان میکردند شرایطی مشابه ونزوئلا وجود دارد یا چیزی بیشتر از آن. در حالی که در ونزوئلا توانستند نوعی عملیات سفید انجام دهند و بدون خونریزی رئیسجمهور منتخب آن کشور را عملاً ربایش کنند، بدون آنکه با پیامد یا واکنش جدی مواجه شوند. اما در ایران با پاسخ دندانشکنی مواجه شدند؛ پاسخی که به اذعان خودشان حتی فراتر از تصورشان بود.
وی ادامه داد: همچنین آمادگیهایی که از قبل وجود داشت، از جمله در حوزه سختافزاری، توان موشکی و پهپادی که مجموعه نیروهای مسلح در آن نقش داشتند، از صنعت دفاعی گرفته تا هوافضای سپاه و یگانهایی از ارتش که این امکانات را به کار گرفتند، همه در این موضوع مؤثر بود. در کنار آن، روحیه سلحشوری در میان رزمندگان و همچنین تابآوری ملی و انسجام اجتماعی که امروز هم شاهد آن هستیم، نقش مهمی داشت.
معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا گفت: حتی در برخی موارد، آنچه در خیابان دنبال میشود مطالبات حداکثری است که نشان میدهد مردم به هیچ عنوان حاضر نیستند از سطوحی از اقدام علیه دشمن کوتاه بیایند. خوشبختانه همین روحیه سلحشوری، چه در خیابان و چه در میدان و حتی در عرصه دیپلماسی، این انتظار و توقع را ایجاد کرده است که در برابر دشمن به شکل حداکثری ایستادگی شود و امتیاز گرفته شود. بنابراین به نظر میرسد دشمن در محاسباتی که داشت، حماقتی مرتکب شد که نتیجه آن گرفتار شدن در باتلاقی است که خود ایجاد کرده است.
باید بدترین سناریو را متصور باشیم
سناییراد در پاسخ به این سوال که با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، آیا احتمال میدهید در آینده هم درگیری مستقیمی مشابه این دو جنگ رخ دهد یا دیپلماسی میتواند موفق شود؟، تاکید کرد: چون بنده نظامی هستم، معتقدم باید بدترین سناریو را متصور باشیم تا آمادگی حداکثری برای مواجهه با آن را داشته باشیم. اما این به معنای نفی دیپلماسی نیست. کما اینکه من دیپلماسی را ادامه کارزار جنگ میدانم. در هر دو حوزه قائل به این هستیم که اگر بتواند ما را به اهداف برساند و مانع دسترسی دشمن به اهدافش شود و دستاوردی برای ما داشته باشد، باید توان حداکثری را برای پیشبرد آن به کار بگیریم.
وی گفت: اما اگر خدایی نکرده دیپلماسی بخواهد موجب خلأیی شود، باید به شدت مراقبت کنیم که دشمن از آن سوءاستفاده نکند. بنابراین من این دو را نافی یکدیگر نمیدانم، بلکه در امتداد یکدیگر میدانم. با توجه به ماهیت دشمن که نشان داده همواره به دنبال فریب و زیادهخواهی است، ما به موازات دیپلماسی باید آمادگی میدان را هم حفظ کنیم و با نگاه به بدترین سناریو، آمادگیهای لازم را داشته باشیم تا خدایی نکرده غفلتی رخ ندهد که موجب خسارت شود.