دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
سیاست روز

چگونه تلاش‌های مودی برای منزوی کردن پاکستان نتیجه وارونه داد؟

چگونه تلاش‌های مودی برای منزوی کردن پاکستان نتیجه وارونه داد؟
ایران پرسمان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست پاکستان، علی‌رغم تلاش‌های هند، اکنون در موقعیتی مطلوب از نظر دیپلماتیک ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
پاکستان، علی‌رغم تلاش‌های هند، اکنون در موقعیتی مطلوب از نظر دیپلماتیک قرار گرفته و مورد توجه ترامپ، چین و کشورهای خاورمیانه است. تحلیلگران می‌گویند بخشی از این وضعیت ناشی از اشتباهات خود هند است.
بازار
یکی از راهبردهای دهلی‌نو در برابر رقیب دیرینه خود، یعنی دولت پاکستان، تلاش برای تحت انزوا قرار دادن این کشور است؛ تلاش‌هایی که با توجه به پیشینه دیرین سیاست‌مداران پاکستانی در امر دیپلماسی به نظر می‌رسد که چندان کامیاب نبوده باشد.
تلاش نافرجام هند برای انزوای پاکستان
به نوشته الجزیره، نارندا مودی نخست‌وزیر هند، درحالی‌که مشت خود را بر روی تریبون می‌کوبید، مستقیماً رهبران پاکستان را به چالش کشید. او در سپتامبر ۲۰۱۶ هنگام سخنرانی در جمع بزرگی از حامیانش در ایالت کرالای هند و درحالی‌که هوا رو به تاریکی می‌رفت، گفت: «هند در منزوی کردن شما موفق بوده است و ما این تلاش‌ها را تشدید خواهیم کرد. ما اطمینان حاصل خواهیم کرد که شما در سراسر جهان منزوی شوید.»
 مودی در واکنش به حمله‌ای سخن می‌گفت که چند روز پیش از آن در کشمیر تحت کنترل هند رخ داده و طی آن ۱۸ سرباز هندی کشته شده بودند. او افزود: «رهبران پاکستان باید گوش کنند: فداکاری ۱۸ سرباز ما بیهوده نخواهد بود.»
اما یک دهه بعد، پاکستان نه‌تنها منزوی نشده، بلکه فاصله زیادی با چنین وضعیتی دارد. این کشور متحد راهبردی نزدیک چین است؛ جایی که شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، همین هفته به آن سفر کرده است. همچنین پاکستان در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ بار دیگر به‌عنوان شریک مورد اعتماد ایالات متحده ظاهر شده است.
عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و شهباز شریف هر دو طی یک سال گذشته با ترامپ در کاخ سفید دیدار کرده‌اند. اسلام‌آباد همچنین میانجی اصلی میان آمریکا و ایران در جریان جنگ جاری میان دو کشور است. ترامپ نیز بارها از رهبری پاکستان تمجید کرده است.
تحلیلگران می‌گویند این وضعیت تا حدی بازتاب موفقیت پاکستان در جلب نظر ترامپ و بهره‌برداری از تحولات مهم ژئوپلیتیکی برای تبدیل شدن به بازیگری دیپلماتیک و مهم نزد قدرت‌های بزرگ و بازیگران منطقه‌ای است؛ اما همزمان، افزایش جایگاه دیپلماتیک پاکستان، اشتباهات دولت مودی را نیز برجسته می‌کند.
چه کسی آتش‌بس را برقرار کرد؟
ترامپ در ۱۰ مه ۲۰۲۵ اعلام کرد که موفق شده است میان دو قدرت هسته‌ای، هند و پاکستان، آتش‌بس برقرار کند. او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «پس از یک شب طولانی مذاکرات با میانجیگری ایالات متحده، خوشحالم اعلام کنم که هند و پاکستان با یک آتش‌بس کامل و فوری موافقت کرده‌اند.»
اندکی بعد، شهباز شریف از «رهبری و نقش فعال» ترامپ در دستیابی به این آتش‌بس که به چهار روز درگیری شدید شامل موشک‌های بالستیک، جنگنده‌ها و پهپادها پایان داد، تشکر کرد.
این شدیدترین درگیری میان هند و پاکستان طی چند دهه بود و ده‌ها نفر در دو سوی مرزِ به شدت نظامی‌شده‌ی دو کشور کشته شدند. این بحران پس از آن آغاز شد که ارتش هند در واکنش به حمله‌ای در کشمیر تحت کنترل هند که طی آن ۲۶ گردشگر کشته شدند، مواضعی را که «مراکز تروریستی» خوانده می‌شدند در عمق خاک پاکستان هدف قرار داد.
اما برخلاف شهباز شریف، مودی که روابط شخصی نزدیکی با رئیس‌جمهور آمریکا ایجاد کرده بود و تنها چند ماه قبل در دفتر بیضی کاخ سفید با او دیدار کرده بود، سکوت اختیار کرد؛ حتی درحالی‌که وزارت خارجه هند آتش‌بس را تأیید کرده بود.
چند روز بعد، ترامپ پیشنهاد داد برای یافتن راه‌حلی برای مسئله کشمیر، یعنی موضوعی که از سال ۱۹۴۷ و استقلال دو کشور از استعمار بریتانیا بر روابط هند و پاکستان سایه افکنده است، با دو رقیب دیرینه همکاری کند.
برای هند، تلاش ترامپ برای معرفی خود به عنوان میانجی صلح میان دهلی‌نو و اسلام‌آباد نگران‌کننده بود. هند همواره اصرار داشته که اختلافاتش با پاکستان صرفاً موضوعی دوجانبه است و باید میان خود دو کشور حل‌وفصل شود؛ هرچند بیل کلینتون، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، در پایان دادن به جنگ کارگیل در سال ۱۹۹۹ نقش داشت.
در ژوئن، هنگامی که مودی در کانادا حضور داشت، ترامپ از او خواست به واشنگتن نیز سفر کند. مودی این پیشنهاد را رد کرد. او در تماس تلفنی به ترامپ گفت که دهلی‌نو میانجیگری طرف سوم را نمی‌پذیرد و آتش‌بس ماه مه صرفاً نتیجه گفت‌وگوهای دوجانبه با پاکستان بوده است.
اما این جدال لفظی درباره آتش‌بس ادامه یافت. ترامپ تاکنون بیش از ۳۰ بار تأکید کرده که خود میان هند و پاکستان آتش‌بس برقرار کرده است. او مدعی شده از وقوع جنگی هسته‌ای که می‌توانست میلیون‌ها نفر را به کام مرگ بکشاند جلوگیری کرده است. ترامپ همچنین ادعا کرد که در نخستین روز درگیری، جنگنده‌های هندی سرنگون شده‌اند؛ ادعایی که با روایت پاکستان درباره ساقط کردن چندین هواپیمای هندی همخوانی داشت. تحلیلگران می‌گویند هند همچنین نتوانست جامعه جهانی را درباره نقش پاکستان در حمله‌ای که جرقه درگیری‌های مه ۲۰۲۵ را زد، قانع کند.
سکوت سه‌هفته‌ای دهلی‌نو درباره سرنگونی این جنگنده‌ها نیز به تقویت این برداشت کمک کرد. سرانجام فرمانده ارشد ارتش هند اذعان کرد که چند جنگنده را پاکستان ساقط کرده است، هرچند هند هرگز تعداد آن‌ها را تأیید نکرد.
تحلیلگران معتقدند خودداری مودی از قدردانی از نقش ترامپ در آتش‌بس، به روابط هند و آمریکا آسیب زد. در مقابل، پاکستان فوراً تلاش‌های ترامپ را به رسمیت شناخت و حتی او را برای دریافت جایزه صلح نوبل نامزد کرد؛ جایزه‌ای که خود ترامپ بارها گفته شایسته دریافت آن است.
«ترور و گفت‌وگو نمی‌توانند همزمان پیش بروند»
ترامپ که در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود پاکستان را به «فریب و دروغ» متهم کرده بود، از آن زمان بارها از رهبران پاکستان، از جمله عاصم منیر که فرماندهی جنگ با هند را بر عهده داشت، ستایش کرده است. در اقدامی که موجب نارضایتی هند شد، ترامپ عاصم منیر را برای صرف ناهار به کاخ سفید دعوت کرد. این نخستین بارب بود که رئیس‌جمهور ایالات متحده از یک فرمانده ارتش پاکستان که همزمان رئیس‌جمهور کشور نبود، در کاخ سفید میزبانی می‌کرد.
ترامپ منیر را «فیلدمارشال محبوب من» و «انسانی استثنایی» توصیف کرده است؛ این در حالی است که دهلی‌نو او را معمار «تروریسم» علیه هند معرفی می‌کند.
برای دهه‌ها، دولت هند در قبال پاکستان از دکترین «خویشتنداری راهبردی» پیروی می‌کرد. هند در دهه ۱۹۹۰، همزمان با گشایش اقتصاد خود، تلاش داشت خود را به عنوان یک قدرت نوظهور مسئولیت‌پذیر که بر مسائل اقتصادی متمرکز است، معرفی کند. این کشور از دیپلماسی و رشد اقتصادی خود برای اعمال فشار بر پاکستان بهره می‌برد و همزمان مشتاق بود از وقوع جنگی تمام‌عیار میان دو قدرت هسته‌ای جلوگیری کند.
همین دکترین باعث شد دولت تحت رهبری حزب کنگره پس از حملات بمبئی در سال ۲۰۰۸ از حمله نظامی به پاکستان خودداری کند؛ اما حزب ملی‌گرای هندو بهاراتیا جاناتا به رهبری مودی، زمانی که در اپوزیسیون بود، حزب کنگره را به دلیل این خویشتنداری به شدت مورد انتقاد قرار می‌داد.
بااین‌حال، مودی نیز پس از به قدرت رسیدن در ابتدا کوشید با پاکستان تعامل کند. او نواز شریف، نخست‌وزیر وقت پاکستان، را به مراسم تحلیف خود دعوت کرد و حتی برای شرکت در مراسم ازدواج نوه نواز شریف به لاهور سفر کرد؛ اما دهلی‌نو پس از چند حمله مهم مسلحانه که پاکستان را مسئول آن‌ها می‌دانست، رویکرد خود را تغییر داد. نقطه آغاز این تغییر همان حمله سال ۲۰۱۶ بود که مودی را به طرح ایده منزوی کردن پاکستان واداشت.
«ترور و گفت‌وگو نمی‌توانند همزمان پیش بروند» به شعار اصلی دولت مودی تبدیل شد.
در نتیجه، آستانه پاسخ نظامی هند به حملاتی که گروه‌های مورد حمایت پاکستان تلقی می‌شدند، پایین آمد. پس از حملات سال ۲۰۱۶ ارتش هند عملیاتی در کشمیر تحت کنترل پاکستان انجام داد و مدعی شد اردوگاه‌هایی را هدف قرار داده که برای حمله به هند مورد استفاده قرار می‌گرفتند. سپس در سال ۲۰۱۹، جنگنده‌های هندی پس از کشته شدن ۴۰ سرباز هندی در منطقه پولواما در کشمیر تحت کنترل هند، به منطقه بالاکوت پاکستان حمله کردند؛ اقدامی که از نظر دامنه فراتر از عملیات سال ۲۰۱۶ بود.
برای سال‌ها، موضع سختگیرانه هند در قبال پاکستان موفق به نظر می‌رسید؛ از جمله در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ و همچنین دوران جو بایدن. مودی بارها به واشنگتن سفر کرد. ترامپ و بایدن هر دو به هند رفتند، درحالی‌که هیچ‌یک به پاکستان سفر نکردند؛ اما پس از درگیری نظامی سال گذشته، این معادلات شروع به تغییر کرد.
بااین‌همه، بیش از دو دهه روابط راهبردی میان واشنگتن و دهلی‌نو تحت تأثیر جنگ تعرفه‌ای ترامپ قرار گرفت؛ جنگی که طی آن بالاترین تعرفه‌های تجاری جهان بر هند اعمال شدند. اگرچه در نتیجه مذاکرات تجاری بخشی از این تعرفه‌ها کاهش یافته‌اند، اما تنش‌ها همچنان باقی مانده‌اند.
تلاش‌های هند برای منزوی کردن پاکستان به قیمت تضعیف یکپارچگی منطقه‌ای جنوب آسیا تمام شده است؛ درحالی‌که تغییرات گسترده‌تر در سیاست خارجی و داخلی هند نیز موقعیت این کشور را در مقایسه با همسایه‌اش تضعیف کرده‌اند.
ناکامی‌ها و تغییر مسیرها
زمانی که مودی برای نخستین بار در مه ۲۰۱۴ سوگند نخست‌وزیری یاد کرد، رهبران سراسر جنوب آسیا در مراسم حضور داشتند. او سیاست خارجی خود را مبتنی بر اصل «همسایگان در اولویت» توصیف کرد؛ اما دو سال بعد و پس از حمله ۲۰۱۶ که به کشته شدن سربازان هندی انجامید، دولت مودی اعلام کرد نشست انجمن همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا (SAARC) را تحریم خواهد کرد، زیرا پاکستان میزبان آن بود. این اجلاس لغو شد.
از آن زمان تاکنون نیز مهم‌ترین سازمان منطقه‌ای جنوب آسیا هیچ نشست سرانی برگزار نکرده است. در عوض، هند تلاش کرد سازمان بیمستک (BIMSTEC) را که کشورهای جنوب و جنوب‌شرق آسیا را در بر می‌گیرد، اما پاکستان در آن حضور ندارد، تقویت کند؛ اما این نهاد نتوانسته به یک پلتفرم قدرتمند منطقه‌ای تبدیل شود.
در همین حال، روابط دیپلماتیک پاکستان و بنگلادش پس از برکناری نخست‌وزیر شیخ حسینه که به‌عنوان متحد نزدیک هند شناخته می‌شد، به شکل چشمگیری بهبود یافته است.
روابط پاکستان و چین نیز که از مدت‌ها پیش بسیار نزدیک بوده است، در جریان جنگ سال گذشته بیش از پیش نمایان شد. پاکستان در آن درگیری با هند از سامانه‌های دفاع موشکی و جنگنده‌های چینی استفاده کرد. اوایل همین هفته، شی جینگ‌پینگ، رئیس‌جمهور جمهوری خلق چین، در جریان سفر شهباز شریف از روابط «شکست‌ناپذیر» میان پکن و اسلام‌آباد ستایش کرد.
برخی تحلیلگران معتقدند دهلی‌نو همچنین از سیاست «خودمختاری راهبردی» خود نیز دور شده است؛ سیاستی که بر همکاری با همه قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی بدون قرار گرفتن در مدار هیچ کشوری تأکید داشت. در زمینه جنگ‌ها یا تحریم‌ها نیز هند تنها از اقداماتی حمایت می‌کرد که سازمان ملل متحد تصویب کرده بودند.
پراوین دونتی تحلیلگر ارشد گروه بین‌المللی بحران (ICG)، به الجزیره گفت: «در دهه گذشته، هند به دلیل ظرفیت اقتصادی خود اعتمادبه‌نفس و جاه‌طلبی بیشتری در عرصه جهانی پیدا کرده و از یک سیاست خارجی متوازن و عمدتاً غیرمتعهد به سمت رویکردی معامله‌محورتر حرکت کرده است.»
نقش اسرائیل در روابط هند و پاکستان
هند همچنین موضع خود را در قبال مسئله فلسطین و اسرائیل تغییر داده است. دهلی‌نو در سال ۱۹۷۴ نخستین پایتخت غیرعربی بود که سازمان آزادی‌بخش فلسطین (PLO) را به‌عنوان نماینده مردم فلسطین به رسمیت شناخت و در سال ۱۹۸۸ نیز از نخستین کشورهای جهان بود که تشکیل دولت فلسطین را به رسمیت شناخت.
هند تنها در سال ۱۹۹۲ روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل برقرار کرد، هرچند سال‌ها پیش از آن همکاری‌های محرمانه‌ای، به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی و دفاعی، با اسرائیل داشت. طی دو دهه پس از پایان جنگ سرد، هند به تدریج روابط خود با اسرائیل را گسترش داد، اما همزمان حمایت قاطع و آشکار خود از آرمان فلسطین را نیز حفظ کرد.
بااین‌همه، در دوران مودی، هند به یکی از نزدیک‌ترین متحدان اسرائیل و بزرگ‌ترین خریدار تسلیحات این کشور تبدیل شده است. دهلی‌نو به طور فزاینده‌ای از رأی دادن به قطعنامه‌های سازمان ملل که از اسرائیل انتقاد می‌کنند، خودداری کرده است.
در نشست گروه بریکس در ماه گذشته، هند تلاش کرد لحن بیانیه مربوط به مناقشه اسرائیل و فلسطین را تعدیل کند؛ اقدامی که از موضع سنتی این کشور در حمایت از راه‌حل موسوم به «دو دولت» فاصله داشت. همچنین هند حتی یک بار نیز اقدامات اسرائیل در غزه را محکوم نکرده است.
تنها دو روز پیش از آنکه آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه جنگ خود علیه ایران را آغاز کنند، مودی به اسرائیل سفر کرد. این سفر در زمانی انجام شد که اسرائیل بیش از پیش به عنوان قدرت مسلط منطقه‌ای در خاورمیانه دیده می‌شد. احزاب مخالف هند این سفر را «نامناسب» توصیف کردند و استدلال کردند که چنین اقدامی هند را به‌عنوان یک بازیگر جانبدار در منطقه‌ای نشان می‌دهد که بخش عمده انرژی مورد نیاز این کشور از آن تأمین می‌شود.
در بحبوحه جنگ‌های متعدد اسرائیل در غزه، کرانه باختری، لبنان و ایران و همچنین حملاتش به قطر و سوریه، کشورهای عرب خلیج فارس به تدریج به دنبال گزینه‌هایی فراتر از چتر امنیتی سنتی آمریکا رفته‌اند. در سپتامبر سال گذشته، عربستان سعودی یک پیمان دفاع متقابل با پاکستان، یعنی تنها کشور مسلمان دارای سلاح هسته‌ای، امضا کرد. برخی گزارش‌ها نیز حاکی از آن هستند که دیگر کشورهای خلیج فارس و همچنین ترکیه که یکی از قدرتمندترین ارتش‌های منطقه را در اختیار دارد، ممکن است به این توافق دفاعی بپیوندند.
جنگ ماه مه گذشته نیز تصویر پاکستان را به‌عنوان یک تأمین‌کننده معتبر امنیت تقویت کرد. از آن زمان، تقاضا برای خرید جنگنده‌های پاکستانی افزایش یافته و تجهیزات دفاعی چین نیز توجه جهانیان را به خود جلب کرده است. در مقابل، سیاست‌های روزافزون ضد مسلمانان دولت مودی تنش‌هایی را با شماری از همسایگان هند، از بنگلادش گرفته تا مالدیو، ایجاد کرده و حتی گاه موجب انتقاد کشورهای خلیج فارس شده است.
پاکستان و جلب نظر ترامپ
از زمان بازگشت ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵ پاکستان با مجموعه‌ای از توافق‌ها در زمینه مواد معدنی حیاتی و استخراج رمزارزها تلاش کرده است نظر دولت او را جلب کند. در ژوئیه سال گذشته پاکستان توافقی برای تأمین عناصر خاکی کمیاب که برای فناوری‌های نوظهور اهمیت حیاتی دارند، اما عمدتاً تحت کنترل چین هستند، با ایالات متحده امضا کرد؛ همچنین یک شرکت آمریکایی قصد دارد ۵۰۰ میلیون دلار در بخش معادن پاکستان سرمایه‌گذاری کند. افزون بر این، فرمانده ارتش پاکستان در دسامبر گذشته به اقامتگاه شخصی ترامپ در مارالاگو در میامی نیز دعوت شد.
مسعود خان نماینده پیشین پاکستان در سازمان ملل، گفت اسلام‌آباد طی یک سال گذشته، به‌ویژه پس از جنگ ماه مه، به دلیل «دیپلماسی هوشمندانه» خود پیشرفت چشمگیری در واشنگتن داشته است. او به الجزیره گفت: «این صمیمیت میان ترامپ و عاصم منیر با توافق‌های مربوط به مواد معدنی حیاتی و ارزهای دیجیتال تقویت شد.»
برای پاکستان، این نزدیکی به کاهش سال‌ها بی‌اعتمادی کمک کرده است؛ بی‌اعتمادی‌ای که از اتهامات واشنگتن مبنی بر بازی کردن پاکستان در هر دو جبهه جنگ موسوم به «جنگ علیه ترور» ناشی می‌شد. پس از حملات ۱۱ سپتامبر، پاکستان تحت رهبری پرویز مشرف شریک اصلی آمریکا در جنگ افغانستان بود؛ اما همزمان متهم می‌شد که به پناه دادن و حمایت از طالبان افغانستان ادامه می‌دهد.
در سال ۲۰۱۱ نیز اسامه بن لادن، رأس القاعده، در شهر ابوت‌آباد پاکستان پیدا و کشته شد؛ رویدادی که بدگمانی آمریکا نسبت به اسلام‌آباد را تشدید کرد. در طول آن دوره، هند، تحت دولت‌های مختلف، پاکستان را به حمایت از شورش مسلحانه علیه حاکمیت دهلی‌نو در کشمیر تحت کنترل هند متهم می‌کرد و می‌کوشید این شورش را به‌عنوان جنگی مذهبی مرتبط با سازمان‌های جهانی «تروریستی» مانند القاعده معرفی کند.
طی نزدیک به دو دهه، هند موفق شد پرونده‌ای معتبر علیه پاکستان در سطح بین‌المللی بسازد. دولت‌های متوالی هند تلاش کردند پاکستان را در مجامع چندجانبه، از جمله سازمان ملل متحد، تحت فشار قرار دهند و خواستار بررسی منابع مالی ادعایی گروه‌های «تروریستی» در پاکستان شوند.
هند پس از حملات بمبئی در سال ۲۰۰۸ که دست‌کم ۱۶۵ کشته بر جای گذاشت، این تلاش‌ها را شدت بخشید. در نتیجه، اسلام‌آباد با نظارت و فشار گسترده بین‌المللی به دلیل ارتباط با گروه‌های مسلح روبه‌رو شد و آسیب قابل‌توجهی به اعتبار جهانی آن وارد آمد.
وضعیت امنیت داخلی پاکستان نیز به دلیل واکنش‌های متقابل گروه‌های مسلح رو به وخامت گذاشت. سرمایه‌گذاری‌های خارجی کاهش یافتند، بسیاری از پایتخت‌های جهان هشدارهای مسافرتی صادر کردند و رویدادهای ورزشی بین‌المللی لغو شدند؛ عواملی که پاکستان را دقیقاً مطابق خواست هند، منزوی کردند.
تنش‌های هند و آمریکا
در تماس تلفنی ژوئن ۲۰۲۵ مودی با ترامپ، مودی تأکید کرد که آتش‌بس میان هند و پاکستان حاصل مذاکرات دوجانبه بوده است و از ترامپ دعوت کرد به دهلی‌نو سفر کند. نزدیک به یک سال بعد، ترامپ هنوز به هند سفر نکرده است؛ این در حالی است که او هفته گذشته به چین رفت و حتی گفته آماده است برای امضای توافق احتمالی صلح میان ایران و آمریکا به پاکستان سفر کند.
اما همیشه اوضاع چنین نبود. در طول بیش از ۲۵ سال، چهار رئیس‌جمهور آمریکا، جرج دبلیو بوش، باراک اوباما، دونالد ترامپ و جو بایدن، بر شکوفایی روابط با هند نظارت کردند. واشنگتن، هند را به‌عنوان اقتصادی با رشد تند و با بیش از یک میلیارد نفر جمعیت [در آن زمان]، وزنه تعادلی در برابر قدرت رو به رشد چین می‌دید. هر چهار رئیس‌جمهور آمریکا به هند سفر کردند؛ اوباما حتی دو بار به این کشور رفت. در مقابل، از زمان بوش تاکنون هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی به پاکستان سفر نکرده است.
در چارچوب منافع مشترک دو کشور برای مهار چین، رهبران هند و آمریکا همکاری راهبردی خود را گسترش دادند. هند که از نظر تسلیحاتی به طور سنتی به روسیه وابسته بود، به تدریج خرید جنگنده، موشک و سایر تجهیزات نظامی از آمریکا و متحدان غربی آن را افزایش داد. آمریکا و هند همچنین همراه با ژاپن و استرالیا گفت‌وگوی امنیتی چهارجانبه موسوم به کواد (Quad) را تشکیل دادند؛ ابتکاری که هدف اعلام‌نشده اما آشکار آن مهار نفوذ فزاینده چین در منطقه آسیا-اقیانوسیه بود.
اما از زمان بازگشت ترامپ به قدرت در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش، توجه او به آسیا کاهش یافته است. ویجای گوخاله وزیر خارجه پیشین هند، در ۱۳ مه در روزنامه تایمز آو ایندیا نوشت که آمریکا در حال از دست دادن علاقه خود به کواد است. نشست رهبران این گروه که مودی از ترامپ برای حضور در آن دعوت کرده بود، در سال ۲۰۲۵ برگزار نشد و مشخص نیست نشست بعدی چه زمانی برگزار خواهد شد؛ هرچند روبیو در سفر خود به دهلی‌نو در نشست وزیران خارجه کواد شرکت کرد.
گوخاله در این رابطه نوشت: «به نظر می‌رسد هند از نظر جغرافیایی با راهبرد در حال تحول دولت ترامپ در منطقه هند-آرام سازگار نیست. احتمالاً واشنگتن به این نتیجه رسیده که دهلی‌نو هم تمایل و هم توان کافی برای پذیرش مسئولیت‌های امنیتی بیشتر در غرب اقیانوس آرام را ندارد و در حال آماده کردن گزینه‌های جایگزین است.»
ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، به جای آسیا، بخش عمده انرژی سیاسی خود را صرف جنگ تعرفه‌ای، سیاست‌های ضد مهاجرتی برای جلب رضایت پایگاه «ماگا» و عملیات نظامی علیه ونزوئلا و ایران کرده است. برخی کارشناسان معتقدند خودداری مودی از اعطای اعتبار به ترامپ برای آتش‌بس با پاکستان در سال گذشته، روابط شخصی آن دو را خدشه‌دار کرد. پیش از آن، آن‌ها دو بار در گردهمایی‌های عمومی مشترک شرکت کرده بودند؛ یک بار در هیوستون تگزاس و بار دیگر در احمدآباد هند.
ترامپ همچنین هند را به حمایت‌گرایی اقتصادی متهم کرده، دهلی‌نو را برای توقف خرید نفت ارزان روسیه تحت فشار قرار داده و از تمدید معافیت تحریمی برای یک پروژه مهم بندری هند در ایران خودداری کرده است. دولت او همچنین برنامه ویزای H-1B را که به طور نامتناسبی به نفع متخصصان فناوری اطلاعات هندی بود، متوقف کرده است. افزون بر این، بخشی از جریان ماگا نیز به سمت اظهارات آشکارا نژادپرستانه علیه هندی‌ها گرایش پیدا کرده است.
«بشکه باروتی» به نام کشمیر
بااین‌حال، گره اصلی در روابط هند و پاکستان که هر از گاهی به درگیری نظامی میان دو همسایه منجر می‌شود، همچنان حل‌نشده باقی مانده است.
محمد جنید استاد انسان‌شناسی در کالج هنرهای آزاد ماساچوست، معتقد است آینده کشمیر برای حل تنش‌های هند و پاکستان نقشی تعیین‌کننده دارد. او گفت: «برای کشمیری‌ها، هدف اصلی باید تحقق غیرنظامی‌سازی، افزایش آزادی‌های سیاسی و اقتصادی و جلوگیری از قرار گرفتن در معرض خشونت و قوانین سرکوبگرانه باشد.»
کشمیر یکی از نظامی‌ترین مناطق جهان به شمار می‌رود و بیش از ۷۵۰ هزار سرباز هندی در این منطقه کوهستانی و زیبا مستقر هستند. در جریان مناقشه چند دهه‌ای کشمیر، بیش از ۶۰ هزار نفر که بیشتر آن‌ها غیرنظامیان کشمیری بوده‌اند ــ جان خود را از دست داده‌اند.
گروه‌های حقوق بشری نیروهای هندی را به نقض حقوق بشر علیه کشمیری‌ها متهم کرده‌اند. در سال ۲۰۱۹، دولت مودی ماده‌ای از قانون اساسی هند را لغو کرد که تا آن زمان به کشمیر نوعی خودمختاری محدود اعطا می‌کرد. در نتیجه، کشمیر تحت کنترل هند به دو بخش تقسیم شد و جایگاه ایالتی خود را از دست داد و مستقیماً تحت کنترل دولت مرکزی در دهلی‌نو قرار گرفت.
به گفته جنید، در وضعیت کنونی «کشمیر یک بشکه باروت است.» او افزود: «امنیت و شکوفایی جنوب آسیا در گرو همکاری متقابل، کاهش لفاظی‌های ملی‌گرایانه افراطی، تعمیق فرهنگ دموکراتیک و احیای تکثر فرهنگی و مذهبی مشترک است.» به باور جنید: «این مسیر می‌تواند از کشمیر آغاز شود؛ جایی که یک راه‌حل دموکراتیک می‌تواند صلحی پایدار در شبه‌قاره ایجاد کند.»
پیشنهاد منطقه حائل و گفت‌وگوهای محرمانه
اچین وانایک دانشمند علوم سیاسی و فعال سیاسی، معتقد است هند باید میان بازیگران غیردولتی و نیروهای رسمی مسلح پاکستان تفاوت قائل شود. او استدلال کرد که هند می‌تواند از طریق سازوکارهای بین‌المللی، از جمله سازمان ملل، خواستار مجازات گروه‌های مسلح مشخص شود. به گفته او، حمله مستقیم به پاکستان خطر تشدید خطرناک تنش‌ها را در منطقه‌ای به شدت نظامی‌شده و مجهز به سلاح هسته‌ای افزایش می‌دهد.
وانایک پیشنهاد کرد که هند و پاکستان در دو سوی خط کنترل، مرز عملی میان دو کشور در کشمیر، یک منطقه غیرنظامی به عرض ۱۰ کیلومتر ایجاد کنند. او گفت این منطقه باید تحت نظارت یک نیروی حافظ صلح بین‌المللی قرار گیرد.
در همین حال، دونتی از گروه بین‌المللی بحران هشدار داد که اگر دو کشور به اختلافات بنیادی خود نپردازند، درگیری‌های جدید میان آن‌ها اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. او گفت: «روابط هند و پاکستان مدت‌هاست گروگان سیاست داخلی دو کشور شده و احتمالاً اکنون در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد.» دونتی افزود که با توجه به حمایت آشکار نظامی چین از پاکستان، هند دیگر نمی‌تواند «تنها از منظر دوجانبه» به پاکستان نگاه کند.
به اعتقاد او، تنها یک راه برای شکستن چرخه حملات، جنگ‌ها و سردی روابط دیپلماتیک وجود دارد: «هند و پاکستان باید کانال‌های ارتباطی محرمانه در سطح عالی ایجاد کنند تا بتوانند نگرانی‌های یکدیگر و عوامل بالقوه بروز درگیری را مورد رسیدگی قرار دهند.»
او در پایان تأکید کرد: «هند و پاکستان باید گفت‌وگوهای سطح بالا و پشت‌پرده را از سر بگیرند تا بتوانند به تدریج به حل نگرانی‌های متقابل و عوامل محرک تنش بپردازند.»


نظرات شما