سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
خردنامه

این خانه عزادار حسین است/ ۲

محرمِ دو آقا؛ وقتی داغ کربلا با داغ امروز گره می‌خورد

محرمِ دو آقا؛ وقتی داغ کربلا با داغ امروز گره می‌خورد
ایران پرسمان - برای نخستین بار پس از سال‌ها، محرم تنها یادآور یک سوگ تاریخی نیست. عاشورای امسال در حالی از راه رسیده که ملت ایران هنوز داغ شهادت رهبر و فرماندهان خود را بر دل دارد.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - برای نخستین بار پس از سال‌ها، محرم تنها یادآور یک سوگ تاریخی نیست. عاشورای امسال در حالی از راه رسیده که ملت ایران هنوز داغ شهادت رهبر و فرماندهان خود را بر دل دارد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: محرم امسال با همه محرم‌هایی که به یاد داریم فرق دارد. نه اینکه داغ کربلا تازه‌تر از سال‌های قبل شده باشد؛ داغ حسین(ع) کهنه نمی‌شود. هر سال که هلال محرم در آسمان پیدا می‌شود، انگار دوباره خبر شهادت فرزند فاطمه(س) را به عالم می‌رسانند. دوباره مدینه سیاه‌پوش می‌شود، دوباره نخلستان‌های کوفه در سکوت فرو می‌روند و دوباره باد، غبار قتلگاه را در تاریخ می‌پراکند. اما امسال در کنار آن داغ بزرگ و جاودانه، زخمی دیگر نیز بر دل‌ها نشسته است؛ زخمی از جنس فقدان مردانی که در راه اسلام، انقلاب و عزت این ملت جان خود را فدا کردند.
محرم امسال، محرم دو آقاست؛ محرم عزای سیدالشهدا(ع) و عزای آن رهبر شهید و فرماندهان شهیدی که در نبرد حق و باطلِ روزگار ما به شهادت رسیدند. گویی تاریخ بار دیگر به ما یادآوری می‌کند که عاشورا یک حادثه متعلق به گذشته نیست؛ یک حقیقت زنده است که در هر عصر و زمانه‌ای خود را نشان می‌دهد.
سال ۶۱ هجری، سپاه یزید گمان می‌کرد با شهادت حسین‌بن‌علی(ع)، کار اسلام تمام خواهد شد. خیال می‌کردند اگر سرِ حقیقت را بر نیزه کنند، دیگر صدایی از عدالت بلند نخواهد شد. اما خدا اراده دیگری داشت. خون حسین(ع) نه تنها خاموش نشد، بلکه به رودی تبدیل شد که قرن‌هاست در جان انسان‌ها جاری است. از همان روزی که شمشیر بر گلوی امام نشست، شکست از آنِ یزید شد و پیروزی نصیب حسین(ع).
این یکی از عجیب‌ترین سنت‌های الهی در تاریخ است؛ گاهی خون از شمشیر قدرتمندتر می‌شود. گاهی شهید بیش از زنده‌ها اثر می‌گذارد. گاهی پیکری که بر خاک افتاده، مسیر یک ملت را تغییر می‌دهد.
همین راز را می‌توان در روزگار خودمان نیز دید. دشمنان تصور می‌کنند با ترور، با بمباران، با موشک و آتش می‌توانند جبهه حق را متوقف کنند. گمان می‌کنند وقتی فرماندهی را به شهادت می‌رسانند یا رهبری را هدف قرار می‌دهند، پرچم مقاومت بر زمین می‌افتد. اما تاریخ بارها ثابت کرده است که خون شهیدان، آغاز یک حرکت تازه است، نه پایان آن.
محرم امسال، وقتی روضه‌خوان از علی‌اکبر(ع) می‌گوید، از قاسم(ع) می‌گوید، از عباس(ع) می‌گوید و از اصحاب وفادار حسین(ع) یاد می‌کند، ذهن بسیاری از ما به یاد شهیدان امروز می‌افتد؛ مردانی که همان درس وفاداری را در مکتب عاشورا آموخته بودند. آنان نیز می‌توانستند آسوده زندگی کنند، اما راه دیگری را انتخاب کردند. راهی که پایانش شهادت بود و آغازش ایمان.
در حقیقت، عاشورا یک مدرسه است. مدرسه‌ای که در آن درس ایستادگی داده می‌شود. در این مدرسه به انسان می‌آموزند که ارزش زندگی به طول آن نیست، به جهت آن است. ممکن است کسی صد سال زندگی کند اما اثری از او باقی نماند و ممکن است انسانی در یک لحظه با انتخابی الهی، نام خود را برای همیشه در تاریخ ثبت کند.
حسین(ع) این حقیقت را به زیباترین شکل ممکن به جهان نشان داد. او برای پیروزی نظامی به کربلا نرفت. تعداد یارانش آن‌قدر اندک بود که هیچ فرمانده‌ای با معیارهای مادی، پیروزی را برای او متصور نمی‌شد. اما حسین(ع) برای چیز دیگری آمده بود؛ برای آنکه معیار حق و باطل را روشن کند. برای آنکه به همه نسل‌ها بیاموزد انسان مؤمن ممکن است در میدان نبرد تنها بماند، اما هرگز نباید حقیقت را رها کند.
امروز نیز ملت ایران و همه آزادگان جهان، در میانه همان نبرد تاریخی ایستاده‌اند. صورت‌ها عوض شده‌اند، اما جبهه‌ها همان جبهه‌ها هستند. هنوز هم مستکبران عالم می‌خواهند اراده خود را بر ملت‌ها تحمیل کنند. هنوز هم قدرت‌های زورگو تحمل استقلال و عزت ملت‌ها را ندارند. هنوز هم حقیقت، هزینه دارد و هنوز هم ایستادن پای حق، قربانی می‌طلبد.
به همین دلیل است که محرم امسال رنگ و بوی دیگری دارد. امسال وقتی هیئت‌ها برپا می‌شوند، وقتی پرچم‌های عزا بر فراز شهرها به اهتزاز درمی‌آیند و وقتی نوحه «یا حسین» در کوچه‌ها می‌پیچد، بسیاری از دل‌ها هم‌زمان دو داغ را حمل می‌کنند؛ داغ عاشورا و داغ شهیدان روزگار ما.
اما نکته مهم اینجاست که محرم هیچ‌گاه ماه ناامیدی نبوده است. اگر بنا بود عاشورا تنها روایت یک مصیبت باشد، قرن‌ها پیش در میان صفحات تاریخ گم می‌شد. آنچه عاشورا را زنده نگه داشته، امیدی است که از دل آن می‌جوشد. امید به اینکه حق ماندنی است، حتی اگر اهل حق شهید شوند. امید به اینکه ظلم رفتنی است، حتی اگر مدتی قدرت‌نمایی کند. امید به اینکه خدا وعده خود را فراموش نمی‌کند.
امام خمینی(ره) سال‌ها پیش گفت: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.» راز این سخن را باید در همین پیوند میان اشک و حماسه جست‌وجو کرد. اشک محرم، انسان را منفعل نمی‌کند؛ او را بیدار می‌کند. از دل همین اشک‌ها بود که ملت ایران در سخت‌ترین روزها ایستاد. از دل همین مجالس بود که جوانان راه جبهه‌ها را پیدا کردند. از دل همین روضه‌ها بود که شهیدان بزرگی برخاستند و تاریخ این سرزمین را ساختند.
امسال نیز محرم آمده است تا ما را به همان پیمان قدیمی بازگرداند؛ پیمان وفاداری به حق. آمده است تا یادمان بیاورد که راه حسین(ع) تنها با گریه کردن زنده نمی‌ماند؛ با ادامه دادن آن زنده می‌ماند. با ایستادگی، با شجاعت، با دفاع از حقیقت و با حفظ عزت.
محرم امسال، محرم دو آقاست. یکی آقایی که چهارده قرن است کشتی نجات انسان‌هاست و دیگری آقایی که در روزگار ما پرچم مقاومت را بر دوش کشید و با خون خود بر درستی این راه گواهی داد. فاصله میان این دو، قرن‌هاست؛ اما میان دل‌هایشان فاصله‌ای نیست. هر دو برای خدا قیام کردند. هر دو در برابر ظلم سر خم نکردند. هر دو جان خود را فدای حقیقت کردند و هر دو به ما آموختند که گاهی بزرگ‌ترین پیروزی، در دل شهادت نهفته است.
و ما امسال، زیر بیرق سیاه محرم، هم برای حسین‌بن‌علی(ع) اشک می‌ریزیم و هم برای شهیدان راه او. اشکی که از سر اندوه صرف نیست؛ اشکی است که با خود عهد می‌آورد. عهدی برای ادامه دادن راهی که از کربلا آغاز شد و تا امروز امتداد یافته است.
این محرم، بیش از هر زمان دیگری باید به یاد داشته باشیم که عاشورا تمام نشده است. کاروان حسین(ع) هنوز در راه است و تاریخ همچنان از انسان‌ها می‌پرسد: در کدام سوی میدان ایستاده‌اید؟


نظرات شما