ایران پرسمان - خراسان / «کدام روایت از جنگ؟!» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم مصطفی غنی زاده که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در این ایام که جنگ دوباره شعلهور شده و دشمن آمریکایی باردیگر پا روی مذاکره و تفاهم گذاشته است، رفتاری سیاسی و رسانهای در داخل کشور آغاز شده که بسیار خطرناک است؛ آن هم وضعیتی است که در آن، وحدت تاریخی کنار گذاشته شده و نوعی چارچوب روایت ساخته میشود که ایران را طرف شکست خورده یا فریب خورده جنگ معرفی میکند. این دو عنصر سیاسی و رسانهای به هم متصل هستند. در این دعوای سیاست داخلی، یکی برای تخریب رقیب خود، ایران را شکست خورده معرفی میکند که با فریب خوردن از آمریکا، تفاهمی را پذیرفته و سپس آمریکا دوباره قدرتمند شده و حمله کرده است و حالا هم ایران پاسخ نظامی درخور نمیدهد. انگار که مسئله جنگ بسته به چند سیاستمدار است که دلشان فقط مذاکره شکست خورده میخواهد و همین موجب شده تا آمریکا جری شود و حمله کند و ایران را زیر ضرب ببرد. در این دعوای سیاسی، طرف دیگری هم وجود دارد که برای پاسخ به این تخریب، جنگ جدید را نتیجه تندروی گروه اول معرفی میکند. انگار نه انگار که آمریکا عهدشکنی کرده و دوباره در میانه تفاهم اولیه و مذاکرات به ایران حمله کرده است. این آقایان با سوءاستفاده از کلمه صلح، دوباره دامن آمریکا را از جنایات شسته و ایرانیان را در مظان تهمت قرار میدهند. این ترکیب گزارهها، در نهایت ایرانی را تصویر میکند که اولا در زدوخورد کنونی شکست خورده و ثانیا خودش مقصر حملات آمریکاست. هر دو گزاره کاملا غیرمنطبق با واقعیت و کاملا در راستای منافع دشمن هستند.
نتیجه این گزارههای نادرست میشود این که اخبار حملات آمریکا لحظه به لحظه و با آب و تاب فراوان در تمام شبکههای اجتماعی منتشر میشود و احساس شکست را در دل ملت ایجاد میکند. اما درمقابل، پاسخ گسترده و اساسی نیروهای مسلح با حداقل ضریب صرفا انتقال مییابد و احساس غروری ایجاد نمیکند. این را مقایسه کنید با ایام جنگ رمضان که هر موج عملیات نظامی ما تا چه اندازه شادی گسترده و عمومی برای مردم ایجاد میکرد. آن احساس گسترده پیروزی پس از تحمیل آتش بس به دشمن آمریکایی حالا جای خود را به روایت کلانی داده که ایران در آن شکست خورده است، پس هر ضربه نظامی کمتر از میزانی است که باید باشد و نمیتواند این اصل تثبیت شده در اذهان عمومی را اصلاح کند. این که برخی از کارشناسان نسبت به نوع پاسخ نظامی ایران نقدها و پیشنهادهایی داشته باشند، منطقی است. اما مشکل آنجایی شروع میشود که برخی بدون اطلاع کافی نسبت به توانمندیهای نظامی ایران صرفا غر میزنند و اصل پاسخها را نادیده میگیرند. افرادی که حتی سردار عبدالهی را نیز سیاسی معرفی کرده و اعتماد عمومی به نهادهای نظامی کشور را که انصافا با جانشان در حال اقدام هستند، زیرسوال میبرند. مشکل دقیقا همین نابود کردن اعتماد و احساس مثبت به نظامیان و مسئولان عالی است که در نتیجه آن، احساس شکست مداوم در بخشی از جامعه ایجاد میشود. حال در این میان به دروغگویی برخی سیاسیون و رسانهایها درباره مسئله عبور نفت از تنگه هرمز در این ایام کار نداریم که همین انتقادهای بعضا درست هم باید با دقت بیشتری بیان شود.
دقت کنید که مسئله ما «چارچوب روایت شکست» است که برخی در چشم جامعه میکنند تا به خواستههای سیاسی خود در تخریب مسئولان دست یابند. اما نتیجه آن ضربه حیاتی به روحیه عمومی در میانه جنگ است. چنین چارچوبی مانع از شنیده شدن اخبار مثبت ضربات نظامی ایران به دشمن صهیونی و آمریکایی میشود و ضربات دشمن را بیش از آنچه هست، برجسته مینماید.از طرف دیگر، آنان که طرف داخلی را در این بدعهدی دشمن موثر میدانند، باید نسبت به این چارچوب روایتی دقت نمایند. این روایت یعنی ما مقصر هستیم و نه دشمنی که بدعهد و وحشی است. چنین گزارهای منجر به اختلاف داخلی و احساس منفی به اصل جنگ تحمیلی خواهد شد. جامعه احساس میکند که این جنگ به علت تندروی داخلی است و اگر این نبود، جنگی هم نبود. درحالی که واقعیت برعکس است.آنچه وظیفه امروز سیاسیون و رسانهای هاست، تاکید بر وحدت، تمرکز بر جنگ با دشمن بدعهد و وحشی و اعتماد به نظامیون و سیاسیون عالی است. بدون این موارد، جنگ پیشرو قابل بردن نیست. باید همه یکصدا باشیم و بدانیم برای تمامیت ارضی و منافع بلندمدتمان راهی جز جنگیدن نداریم. بدانیم که برای این جنگیدن باید به نظامیان عزیز و جان برکفمان اعتماد داشته باشیم. در این مسیر، نصرت الهی تکیه گاه اصلی خواهد بود.