ایران پرسمان - سید محمود سادات، معاون پژوهش و منابع دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران گفت: اسناد مانند دانههای یک تسبیحاند و این روایتهای شفاهی هستند که آنها را به هم متصل میکنند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: بسیاری از افراد جامعه نمیدانند کارکرد سازمانهای عریض و طویلی که پسوند ملی را پشت نام خود دارند چیست، یا اساساً اهمیت این نهادها در چیست. در بخش نخست گفتگو با سید محمود سادات معاون پژوهش و منابع دیجیتالِ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران درباره وظایف این معاونت توضیحاتی داده شد، آنچه پیش روی شماست بخش دوم این گفتگوست:
چند نفر در این معاونت هیئت علمی هستند؟
در حال حاضر حدود سی نفر عضو هیئت علمی داریم. اخیراً نیز فراخوان جذب نیرو منتشر شده و در نظر داریم یک متخصص هوش مصنوعی، دو نفر در حوزه کتابداری با گرایش آرشیو و دو نفر در رشته تاریخ جذب کنیم. قوانین مربوط به اعضای هیئت علمی نیز همان قوانین وزارت علوم است؛ از نظر اختصاص پایه سالیانه، ارتقای مرتبه علمی و سایر ضوابط.
اگر بخواهم به طور خلاصه بگویم، همانطور که معاونت توسعه منابع از نظر مالی و اداری از سایر معاونتها پشتیبانی میکند، معاونت پژوهش نیز از نظر علمی و پژوهشی از دو معاونت تخصصی سازمان، یعنی معاونت کتابخانه و معاونت اسناد، پشتیبانی میکند.
* در بخش دیجیتالسازی که اشاره کردید، گفتید افرادی میتوانند از منابع استفاده کنند که عضو کتابخانه ملی باشند. اگر مثلاً یک خبرنگار یا پژوهشگر ـ حتی خارج از کشور ـ بخواهد به یک سند یا روزنامه دسترسی پیدا کند، اما عضو کتابخانه ملی نباشد، چه راهی برای دسترسی وجود دارد؟ این سؤال را از این جهت میپرسم که گاهی درباره برخی مسائل تاریخی، بهویژه درباره صد سال اخیر، گزارههایی مطرح میشود که نادرست هستند؛ در حالی که اسناد آنها موجود است. اگر کسی بخواهد صحت یک ادعا را بررسی کند، چگونه میتواند به این منابع دیجیتال دسترسی پیدا کند؟
کتابخانه ملی به دلیل محدودیتهای فضایی، در همه دنیا عمدتاً به طیف نخبگان خدمات میدهد. قبلاً شرط عضویت داشتن مدرک فوقلیسانس بود، اما اکنون این شرط به «دانشجوی فوقلیسانس» تغییر کرده است. با این حال اگر فردی مدرک لیسانس یا حتی دیپلم داشته باشد ولی آثار پژوهشی داشته باشد یا اقتضای شغلی او ـ مثلاً به عنوان خبرنگار ـ استفاده از منابع باشد، معمولاً سختگیری زیادی نمیکنیم و میتواند عضو شود.
فرایند عضویت نیز بسیار ساده شده و به صورت الکترونیکی انجام میشود. اطلاعات فرد از طریق سامانه ثبت احوال و درگاههای مرتبط با وزارت علوم تأیید میشود، هزینه عضویت پرداخت میشود و حتی بسیاری از اعضا دیگر کارت فیزیکی دریافت نمیکنند و بعد از پایان فرآیند عضویت، یک QR Code به تلفن همراه آنان پیامک میشود که به منزله کارت عضویت است.
* پژوهش در مورد اسناد چطور است؟
در مورد اسناد اما شرایط متفاوت است. برای استفاده از اسناد، عضویت الزامی نیست. افراد میتوانند حضوری به ساختمان اسناد مراجعه کنند. اگر نیاز به اسکن داشته باشند، حتی اگر پروندهای ۵۰۰ صفحه داشته باشد ما امکان اسکن آن را فراهم میکنیم؛ البته معمولاً افراد فقط چند صفحه مورد نیازشان را درخواست میکنند. ما اصلاً به دنبال درآمدزایی از این طریق نیستیم؛ وظیفه ملی ما این است که خدمات را هرچه بهتر در اختیار پژوهشگران قرار دهیم. بنابراین برای استفاده از اسناد، مراجعه حضوری با کارت ملی کافی است.
* در مورد گروههای پژوهشی هم توضیح میفرمایید؟
در حال حاضر چند گروه پژوهشی در این حوزهها فعال هستند و در نظر داریم گروههای علمی دیگری نیز اضافه کنیم. یکی از این گروهها «تاریخ شفاهی» و دیگری «نسخهپژوهی» است. در کتابخانه ملی مخزن نسخههای خطی داریم که حدود ۴۱ هزار نسخه خطی نگهداری میشود. بنابراین طبیعی است که باید گروه «نسخهشناسی» داشته باشیم، چون منابع آن در اختیار ماست. همچنین گروه «سندشناسی»؛ زیرا حجم بسیار زیادی از اسناد کشور در اختیار سازمان است.
در حوزه تاریخ شفاهی نیز فعالیتهایی از گذشته آغاز شده است. یکی از پروژههای مهم در این زمینه پروژه «تاریخ شفاهی عصر پهلوی دوم» بود که با همکاری کتابخانه ملی، صداوسیما و یک نهاد دیگر انجام شد. البته این پروژه اکنون متوقف شده، اما در زمان خود پروژه مهمی بود. علاوه بر آن، سازمان بیش از هفتصد مصاحبه انجام دادهایم که حدود نود مورد از آنها به کتاب تبدیل شده است. این کتابها با یک قالب یکسان منتشر میشوند؛ حتی در چاپهای جدید نیز ویرایش و نمایهسازی آنها دوباره انجام شده و ساختار انتشارشان اصلاح شده است.

یکی از کارهایی که به اقتضای وظیفه سازمان انجام دادیم تدوین «شیوهنامه تاریخ شفاهی» بود. این شیوهنامهها را برای مراکز آرشیوی که در این حوزه فعالیت ارسال کردیم و همچنین برای سیزده مرکز استانی خودمان نیز فرستادیم تا اگر کسی قصد فعالیت در این حوزه را دارد، مصاحبه و تدوین را بر اساس یک استاندارد مشخص انجام دهد.
در کنار این، دورههای آموزشی هم برگزار میکنیم. در همایش اخیر تاریخ شفاهی که در قم برگزار شد، سازمان مشارکت فعالی داشت. حتی برای سخنرانان نیز نمونههایی از کتابهای تاریخ شفاهی را همراه بردیم و در اختیارشان قرار دادیم تا با این الگوها بیشتر آشنا شوند. هدف این است افرادی که در این حوزه بهصورت ذوقی فعالیت میکنند فرآیند کارشان از استاندارد بالاتری برخوردار شود.
افزون بر آنچه گفته شد سازمان نشریه « تاریخ شفاهی» هم دارد که در حال اخذ درجه از وزارت علوم برای آن هستیم.
در مجموع سه گروه علمی جدید مدنظر داریم که به مجموعه گروههای پژوهشی اضافه شوند: گروه «سندشناسی»، گروه «نسخهشناسی» و گروه «تاریخ شفاهی».
همانطور که گفتم، حدود ۴۱ هزار نسخه خطی و بیش از ۳۵ یا ۳۶ هزار نسخه چاپ سنگی در اینجا نگهداری میشود. اینها میراث گذشتگان هستند و لازم است در مورد آنها پژوهشهای تخصصی انجام شود. در حوزۀ تاریخ شفاهی نیز حدود هفتصد مصاحبه در اختیار داریم، اما لازم است فعالیتهای نظری و پژوهشی این حوزه نیز تقویت شود.
به نظر من جای چنین گروهی دقیقاً در اینجاست. در حال حاضر در برخی حوزهها، بهویژه در بخشهای نظامی، فعالیتهای تاریخ شفاهی زیادی انجام میشود؛اما این فعالیتها گاهی از نظر استانداردهای علمی ایراداتی دارند. بنابراین لازم است آموزش و استانداردسازی در این حوزه تقویت شود.
* شما اشاره کردید که در حوزههای نظامی یا برخی مراکز دیگر کارهایی انجام میشود. اما تاریخ شفاهی در حوزههای دیگر چه وضعیتی دارد؟ در حوزههای صنعت یا تجارت، فرهنگ و... اگر این افراد به مرور سنشان بالا برود و حافظهشان از بین برود، بخش مهمی از تجربه مدیریتی و دادههای آن پروژه از دست میرود.
دقیقاً همینطور است. در حوزۀ تاریخ شفاهی، هر قدر هم ما تلاش کنیم باز هم افرادی را از دست میدهیم. کشور ما در صد سال اخیر تحولات بسیار زیادی را تجربه کرده است؛ دو انقلاب، چند جنگ و کودتا را پشت سر گذاشتهایم. وقوع فقط یکی از این رخدادها برای بسیاری از کشورها کافی است تا دهها پروژه تاریخ شفاهی درباره آن انجام دهند!
در برخی کشورها هزینه پروژههای تاریخ شفاهی را شهرداریها پرداخت میکنند. مثلاً جشن بادبادکی که در ساحل شهری در هلند برگزار شده، موضوع یک پروژه تاریخ شفاهی میشود. حالا تصور کنید در کشور ما رخدادهایی مانند جنگ یا تحولات بزرگ اجتماعی رخ داده است؛ طبیعی است که ثبت روایتهای آنها اهمیت بسیار بیشتری دارد. از سوی دیگر، تاریخ شفاهی فقط ثبت رویدادها نیست؛ انتقال دانش نیز هست. هر فرد در حوزه کاری خود دانش سازمانی، تجربه مدیریتی یا مهارت سنتی خاصی دارد. وقتی آن فرد از دنیا برود، آن دانش نیز از بین میرود مگر اینکه پیش از آن ثبت شود.
به همین علت ثبت روایت افراد اهمیت زیادی دارد. البته باید توجه داشت که تاریخ شفاهی فقط نگاه به گذشته نیست؛ یکی از وظایف مورخان امروز، تولید داده برای آینده است. یکی از راههای تولید این دادهها نیز تاریخ شفاهی است.
اگر در این حوزه درست کار کنیم، دویست سال بعد وقتی مورخان بخواهند تاریخ جمهوری اسلامی را بنویسند، منابع فراوانی در اختیار خواهند داشت؛ همانطور که امروز ما از خاطرات و نوشتههای دوره قاجار استفاده میکنیم و اطلاعات ارزشمندی به دست میآوریم باید برای مورخان آینده هم دادههای صحیح تولید کنیم.
* مصاحبه کننده در حوزه تاریخ شفاهی باید چه تواناییهایی داشته باشد؟
برای انجام درست تاریخ شفاهی، مصاحبهکننده باید پیش از مصاحبه کاملاً آماده باشد؛ باید دربارۀ موضوع تحقیق و مجموعهای از پرسشها را تهیه کرده باشد و بر رخداد مورد بحث تسلط داشته باشد. سپس در گفتوگو با راوی، از طریق طرح پرسش و پاسخ و بررسی روایتها، دادههایی تولید میشود که قابل اتکا است. در چنین فرایندی است که تاریخ شفاهی شکل میگیرد. این دادهها در گفتوگوی میان مصاحبهکننده و راوی سنجیده میشوند و به همین دلیل اعتبار پیدا میکنند. مصاحبهکننده نمیتواند بدون بررسی و راستیآزمایی هر مطلبی را بپذیرد. وقتی با چنین کیفیتی کار انجام شود، تاریخ شفاهی تبدیل به منبعی میشود که مورخان آینده میتوانند از آن استفاده کنند.
رشته تخصصی من نیز تاریخ است و سالها در حوزۀ اسناد کار کردهام. اسناد معمولاً اطلاعات منفرد ارائه میدهند؛ مانند دانههای یک تسبیح. چیزی که این اطلاعات پراکنده را به هم متصل میکند، روایتهای شفاهی کسانی است که در آن رخداد حضور داشتهاند. به همین دلیل تاریخ شفاهی در کنار اسناد معنا پیدا میکند.

* آیا برای ارائه فعالیتها به خارج از مرزها هم ساز و کاری فراهم است؟ در حوزه دیپلماسی فرهنگی فعالیتی دارید؟
بله. مجلهای به زبان انگلیسی با عنوان Iranian Journal of Cultural Diplomacy در سازمان منتشر میشود که مستقیما به حوزه دیپلماسی فرهنگی ارتباط دارد. سازمان اسناد و کتابخانه ملی با کتابخانههای ملی و آرشیوهای ملی کشورهای مختلف در ارتباط است؛ در زمینههای اهدا و تبادل آثار و منابع کتابخانهای، برگزاری مراسم فرهنگی مشترک، چاپ مشترک برخی از آثار ارزشمند، نامزدی و ثبت نسخههای نفیس ایرانی در حافظه جهانی یونسکو و دیگر فعالیتها با کتابخانهها، آرشیوهای ملی، مراکز فرهنگی و سفارتخانههای دیگر کشورها همکاری دارد و در مجموع نوعی تعامل فرهنگی برقرار است.
یکی از حوزههایی که در شرایط فعلی کشور میتواند بسیار فعال شود، بحث دیپلماسی فرهنگی است. در شرایطی که برخی حوزهها مانند دیپلماسی سیاسی یا اقتصادی با محدودیتهایی مواجه است، دیپلماسی فرهنگی ظرفیت زیادی برای گسترش ارتباطات دارد.
برای نمونه، سال گذشته سفارتخانههای مختلفی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برنامهها و رویدادهایی برگزار کردند؛ از جمله کشورهایی مانند نروژ، فنلاند، پرتغال و ازبکستان و همچنین برخی کشورهای حوزه فرهنگی ایران. این کشورها در قالب برنامههای مشترک به اینجا آمدند و رویدادهایی برگزار کردند. بر همین اساس مجلهای را در حوزه دیپلماسی فرهنگی طراحی کردیم. خوشبختانه این عنوان قبلاً ثبت نشده بود و اکنون شماره صفر آن منتشر شده است. برای شمارههای بعدی نیز در حال انجام هستیم. این مجله به طور خاص در حوزۀ دیپلماسی فرهنگی فعالیت میکند و طبیعتاً باید به زبان بینالمللی منتشر شود، بنابراین به زبان انگلیسی چاپ میشود. نسخههای چاپی آن را برای سفارتخانههایی که در کتابخانۀ ملی با آنها برنامه مشترک داشتهایم ارسال میکنیم و از طریق وزارت امور خارجه نیز برای برخی از نمایندگیها فرستاده میشود.

در واقع این مجله نوعی بازنمایی فعالیتهای کتابخانه ملی در حوزه دیپلماسی فرهنگی است و رویدادهایی که در این حوزه برگزار میشود در آن منعکس میشود.
با توجه به شرایطی که امروز در عرصه بینالمللی وجود دارد. به نظر میرسد در برخی حوزهها، بهویژه به دلیل تحریمها، ایران بهتدریج از عرصه بینالمللی کنار گذاشته شده است؛ چه در اقتصاد و چه در برخی حوزههای دیگر.
اما در حوزه فرهنگ چنین چیزی عملاً ممکن نیست، زیرا سابقۀ فرهنگی و تاریخی ایران بهگونهای است که حذف آن از این عرصه امکانپذیر نیست؛ و وجود چنین مجلهای ضروری است.