يکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
خردنامه

۱۶۸ شب ایستادیم، برای ۱۶۸ آسمانی میناب

۱۶۸ شب ایستادیم، برای ۱۶۸ آسمانی میناب
ایران پرسمان - ۱۶۸ شب از حضور و ایستادگی مردم ایران گذشته است؛ ۱۶۸ شبی که به نشانه‌ای از اقتدار و همبستگی ملتی تبدیل شده که نمی‌خواهد در برابر تهدید و جنایت عقب بنشیند.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - ۱۶۸ شب از حضور و ایستادگی مردم ایران گذشته است؛ ۱۶۸ شبی که به نشانه‌ای از اقتدار و همبستگی ملتی تبدیل شده که نمی‌خواهد در برابر تهدید و جنایت عقب بنشیند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: بعضی عددها فقط عدد نیستند. از یک جایی به بعد، هر بار که به زبان می‌آیند، پشت سرشان یک تصویر، یک صدا و یک خاطره ایستاده است. ۱۶۸ حالا برای ما یکی از همین عددهاست؛ عددی که یک سویش به شب‌های ایستادگی مردم ایران می‌رسد و سوی دیگرش به کودکانی که در مدرسه شجره طیبه میناب، میان کلاس و دفتر و زنگ مدرسه، قربانی جنایتی شدند که قرار بود امنیت و آینده یک سرزمین را نشانه بگیرد.
امشب، ۱۶۸مین شب تجمعات مردمی است؛ ۱۶۸ شب از شبی که مردم تصمیم گرفتند میدان را خالی نکنند. شاید در نگاه اول، تکرار یک تجمع در ۱۶۸ شب متوالی، فقط یک عدد در تقویم به نظر برسد؛ اما برای ملتی که روزهای سخت را پشت سر گذاشته، این عدد معنای دیگری دارد. یعنی ۱۶۸ بار شب فرا رسیده و مردم باز ایستاده‌اند؛ ۱۶۸ بار چراغ‌ها روشن شده، پرچم‌ها بالا رفته و صداهایی کنار هم قرار گرفته که می‌گویند ایران، با فشار و تهدید و ترس از میدان بیرون نمی‌رود.
قدرت یک ملت فقط در موشک و تجهیزات نظامی و توان دفاعی‌اش خلاصه نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های قدرت، توان ایستادن مردم در کنار یکدیگر است؛ اینکه در روزهای دشوار، جامعه از هم نپاشد، حافظه‌اش را از دست ندهد و اجازه ندهد رنج قربانیان به یک خبر قدیمی تبدیل شود.
برای همین، ۱۶۸مین شب را باید به یاد آورد؛ نه فقط به خاطر آنچه در این شب‌ها گذشته، بلکه به خاطر معنایی که این استمرار پیدا کرده است. مردم آمده‌اند تا بگویند بعضی چیزها را نمی‌شود با گذشت زمان فراموش کرد. وطن یکی از آنهاست. امنیت یکی از آنهاست. خون بی‌گناهان یکی از آنهاست.
و امشب، در کنار یاد ایران، نام میناب هم باید بلندتر از همیشه شنیده شود.
مدرسه شجره طیبه میناب، دیگر فقط نام یک مدرسه نیست. تصویری است از کودکانی که قرار بود صبح به مدرسه بروند، درس بخوانند، زنگ تفریح داشته باشند، به خانه برگردند و برای فردایشان رؤیا بسازند. اما آن روز، مدرسه برای همیشه از یک ساختمان آموزشی به یکی از تلخ‌ترین نشانه‌های جنگ تبدیل شد.
از همان نخستین روایت‌ها، عدد ۱۶۸ با شهدای مدرسه میناب گره خورد؛ عددی که نام این کودکان را در حافظه عمومی ایران ماندگار کرد و حتی بعدها در نام‌گذاری کاروان تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی نیز بازتاب یافت.
حالا عجیب است که ۱۶۸مین شب، دوباره با همین عدد به یاد میناب برگزار می‌شود؛ گویی عددها گاهی خودشان راهی برای روایت تاریخ پیدا می‌کنند.
۱۶۸ شب ایستادگی، در کنار ۱۶۸ نامی که نمی‌خواهیم فراموش شوند.
البته درباره شمار نهایی قربانیان مدرسه میناب، آمارهای مختلفی منتشر شده و دادستان میناب پس از بررسی‌های رسمی، شمار جان‌باختگان شناسایی‌شده را ۱۵۶ نفر اعلام کرده است. اما فارغ از اختلاف در آمارهای نهایی، عدد ۱۶۸ به نمادی از فاجعه مدرسه میناب تبدیل شده؛ نمادی که در حافظه عمومی، با نام کودکان این مدرسه پیوند خورده است.
شاید اهمیت امشب دقیقاً همین‌جاست؛ اینکه عدد، جای آدم‌ها را نگیرد.
۱۶۸ نباید فقط یک عدد روی بنر باشد. پشت هر عدد، یک زندگی بوده؛ یک نیمکت خالی، یک کیف مدرسه، یک اتاق که دیگر صدای صاحبش را نخواهد شنید، مادری که چشمش به در می‌ماند و پدری که باید با جای خالی فرزندش زندگی کند. اگر قرار است از اقتدار مردم ایران حرف بزنیم، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این اقتدار همین است که اجازه ندهیم قربانیان، در هیاهوی خبرها و گذشت روزها گم شوند.
ایران قدرتمند، فقط ایرانی نیست که می‌تواند از خودش دفاع کند؛ ایرانی است که فرزندانش را فراموش نمی‌کند.
۱۶۸ شب گذشته است و هنوز مردم ایستاده‌اند. این استمرار، خودش یک پیام است؛ پیامی روشن‌تر از هر تحلیل و بیانیه: جامعه‌ای که حافظه دارد، شکست‌پذیر نیست. ملتی که می‌داند برای چه ایستاده، با طولانی شدن شب خسته نمی‌شود. و مردمی که رنج یکدیگر را رنج خود می‌دانند، در سخت‌ترین روزها هم می‌توانند دوباره کنار هم بایستند.
امشب، مردم برای یک عدد دور هم جمع نشده‌اند. برای ۱۶۸ خاطره ایستاده‌اند؛ برای میناب، برای کودکانی که مدرسه‌شان به میدان جنایت تبدیل شد و برای ایران؛ برای اینکه دشمن بداند پشت این خاک فقط مرز و دیوار و تجهیزات نیست، مردمی ایستاده‌اند که حافظه دارند، داغ دارند و از وطنشان دست نمی‌کشند.
۱۶۸مین شب شاید یک شب دیگر در تقویم باشد؛ اما برای ایران، می‌تواند یک یادآوری بزرگ باشد:
شب هرقدر طولانی باشد، مردمی که ایستاده‌اند، هنوز بیدارند.


نظرات شما