ایران پرسمان - کارشناس فناوری اطلاعات گفت: تحریمها در بازار نرمافزار ایران صرفاً مسئله دسترسی به سرویسهای خارجی نیست، بلکه بهتدریج نحوه انتخاب زیرساخت، مدیریت داده را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
به گزارش خبرنگار مهر، پیمان یزدانی با اشاره به گسترش مدلهای ابری در بازار جهانی گفت: در بسیاری از کشورها، سازمانها به سمت استفاده از نرمافزار بهعنوان سرویس حرکت کردهاند، اما در ایران استفاده از این مدل با ملاحظاتی فراتر از مسائل فنی همراه است. محدودیتهای بینالمللی، دشواری پرداخت، نبود دسترسی مستقیم به پشتیبانی و احتمال تغییر سیاست ارائهدهندگان خارجی، موضوع تداوم سرویس را به یکی از دغدغههای مهم سازمانها تبدیل کرده است.
یزدانی افزود: زمانی که یک نرمافزار سازمانی محل ثبت اطلاعات مشتریان، قراردادها، سوابق فروش یا دادههای عملیاتی یک شرکت است، مسئله فقط این نیست که امروز امکان ورود به سامانه وجود دارد یا خیر. سازمان باید از ابتدا بداند در صورت قطع یا محدود شدن سرویس، چه میزان کنترل بر دادههای خود دارد و آیا امکان بازیابی، انتقال و استفاده مجدد از اطلاعات وجود خواهد داشت.
این کارشناس فناوری اطلاعات، حاکمیت داده را یکی از موضوعاتی دانست که در تصمیمگیریهای فناوری سازمانها اهمیت بیشتری پیدا کرده است و گفت: انتخاب یک نرمافزار سازمانی باید علاوه بر قابلیتهای فنی، بر اساس محل نگهداری داده، سازوکار پشتیبانگیری، امنیت، امکان انتقال اطلاعات و تداوم دسترسی نیز انجام شود. این موضوع در شرایطی که دسترسی مستقیم به برخی سرویسهای بینالمللی همواره قابل تضمین نیست، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی با اشاره به بحث بومیسازی نرمافزار اظهار کرد: بومیسازی را نمیتوان به فارسیسازی رابط کاربری یا اضافه کردن چند قابلیت متناسب با بازار ایران محدود کرد. یک نرمافزار سازمانی زمانی با نیازهای داخلی سازگار است که بتواند با سامانههای مالی و حسابداری، مرکز تماس، پیامک، پورتالها و سایر زیرساختهای مورد استفاده سازمان ارتباط برقرار کند و در عین حال امکان تطبیق با فرآیندهای متفاوت کسبوکارها را داشته باشد.
یزدانی ادامه داد: از سوی دیگر، جایگزین کردن هر نرمافزار خارجی با یک محصول داخلی نیز الزاماً مسئله را حل نمیکند. سازمانهای بزرگ و در حال رشد به پلتفرمهایی نیاز دارند که علاوه بر مدیریت اطلاعات، امکان توسعه فرآیندها، یکپارچهسازی، کنترل دسترسی، گردش کار و تحلیل داده را فراهم کنند. بنابراین موضوع اصلی، صرفاً داخلی یا خارجی بودن نرمافزار نیست، بلکه میزان بلوغ، توسعهپذیری و قابلیت اتکای آن است.
این کارشناس فناوری اطلاعات تأکید کرد: در چنین شرایطی، مدلهای ترکیبی میتوانند یکی از مسیرهای قابل بررسی برای سازمانها باشند؛ به این معنا که از ظرفیت فناوریهای پیشرفته استفاده شود، اما لایههای مربوط به یکپارچهسازی، پشتیبانی، مدیریت داده و انطباق با نیازهای داخلی نیز در معماری راهکار پیشبینی شود.
وی در عین حال خاطرنشان کرد: حتی انتخاب یک زیرساخت مناسب نیز به تنهایی موفقیت پروژههای نرمافزاری را تضمین نمیکند. اگر فرآیندهای سازمان اصلاح نشوند و کاربران همچنان بخشی از اطلاعات را در فایلهای شخصی، پیامرسانها یا سامانههای پراکنده نگهداری کنند، سازمان به ارزش مورد انتظار از سرمایهگذاری فناوری دست پیدا نخواهد کرد.
یزدانی در پایان گفت: بازار نرمافزار سازمانی ایران در حال حرکت به سمت مرحلهای است که در آن موضوعاتی مانند تداوم سرویس، مالکیت و حاکمیت داده، قابلیت انتقال اطلاعات و استقلال عملیاتی در کنار قیمت و امکانات فنی اهمیت پیدا میکنند. به همین دلیل، تصمیمگیری درباره فناوری در سازمانهای ایرانی بیش از گذشته به یک تصمیم راهبردی تبدیل شده و نمیتوان آن را صرفاً به خرید یا استقرار یک نرمافزار تقلیل داد.