ایران پرسمان - آبراهام لینکلن با پرچم قدرتنمایی آمریکا راهی خاورمیانه شد، اما آنچه درحال حاضر بیش از هیبت نظامیاش به چشم میآید، بدنهای زنگزده و فرسوده است. گویی اینبار تصویر قدرت به گل نشسته است.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: حرکت ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به سمت خاورمیانه، از همان ابتدا فراتر از جابهجایی یک شناور نظامی در آبهای آزاد بود؛ حضوری که میتوانست معادلات منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و بهعنوان پیامی مستقیم از سوی ایالات متحده تلقی شود. ناوی که سالها یکی از نمادهای قدرت دریایی آمریکا به شمار میرفت، اینبار در شرایطی وارد منطقه شد که تنشها در خاورمیانه در بالاترین سطح قرار داشت و حضور یک ناو هواپیمابر آمریکایی میتوانست نشانهای از احتمال تشدید درگیری باشد.
حرکت این ناو به سمت منطقه، از نگاه بسیاری از ناظران، حامل یک پیام روشن بود؛ آمریکا قصد داشت با نمایش قدرت نظامی، موازنه قدرت را در منطقه به نفع خود تغییر دهد. ابعاد و تجهیزات این ناو نیز بهگونهای بود که حضور آن بهسادگی قابل نادیده گرفتن نبود. آبراهام لینکلن قرار بود تصویری از قدرت، آمادگی و برتری نظامی آمریکا را به نمایش بگذارد؛ اما آنچه در ادامه رخ داد، این تصویر را با چالشهایی جدی روبهرو کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی رمضان، معادله تغییر کرد. ناوی که حضورش میتوانست نشانهای از قدرتنمایی آمریکا باشد، با شرایطی متفاوت از آنچه انتظار میرفت مواجه شد. مسیر بازگشت و عقبنشینی آن به سمت دریای سرخ مطرح شد و ادامه حضورش در منطقه با دشواریهایی همراه شد.
ناوی که قرار بود پیام قدرت باشد
ناوهای هواپیمابر برای آمریکا فقط تجهیزات نظامی نیستند. این شناورها بخشی از راهبرد قدرتنمایی این کشور در مناطق مختلف جهان محسوب میشوند. حضور یک ناو هواپیمابر در یک منطقه میتواند بهتنهایی پیام سیاسی و نظامی داشته باشد؛ چراکه این شناورها امکان حمل هواپیماهای جنگی و اجرای عملیات در فاصلهای دور از خاک آمریکا را فراهم میکنند.
آبراهام لینکلن نیز از همین منظر اهمیت داشت. حضور این ناو در خاورمیانه، در شرایطی که احتمال درگیری افزایش یافته بود، توجه رسانهها و افکار عمومی را به خود جلب کرد.
اما جنگ، برخلاف آنچه روی نقشههای نظامی پیشبینی میشود، فقط به تعداد هواپیماها، موشکها و شناورها وابسته نیست. ادامه یک مأموریت طولانی، تأمین نیروها، نگهداری تجهیزات، وضعیت روانی خدمه و امکان پشتیبانی لجستیکی، همگی بخشی از واقعیت یک جنگ هستند.
آبراهام لینکلن نیز در ادامه مأموریت خود با همین واقعیت روبهرو شد؛ واقعیتی که نشان داد حتی بزرگترین تجهیزات نظامی نیز در برابر فرسایش زمان و فشار یک مأموریت طولانی مصون نیستند.

وقتی خاورمیانه برای یک ناو به منطقهای پرهزینه تبدیل شد
طولانیشدن حضور آبراهام لینکلن در دریا، شرایط متفاوتی را برای خدمه این ناو ایجاد کرد. نیروهایی که ماهها از خانوادههای خود دور بودند، باید در محیطی بسته و تحت فشار، مأموریت خود را ادامه میدادند. اخر قرار بود سه روزه جنگ را به پایان برسانند اما ایران نقشههای دیگری برای آنان رقم زده بود و به همین دلیل آنها را توانست ماهها در این آبهای آزاد به گل بنشاند.
یک ناو هواپیمابر در ظاهر شهری شناور است؛ اما شهری که ساکنانش امکان ترک آن را هر زمان که بخواهند ندارند. زندگی در چنین محیطی، آن هم برای ماههای طولانی، فشارهای جسمی و روانی خاص خود را دارد.
گزارشها و تصاویری که در فضای مجازی منتشر شد، بخشهایی از مشکلات خدمه را به نمایش گذاشت. موضوعاتی مانند کیفیت غذا، مسائل بهداشتی و فشار ناشی از دوری طولانیمدت از خانوادهها، در کنار شرایط سخت کاری، تصویری متفاوت از آنچه در تبلیغات نظامی دیده میشود، ارائه کرد.
زنگزدگی یک بدنه، فراتر از یک تصویر
تصویر یک ناو هواپیمابر بزرگ با بدنهای فرسوده و زنگزده، برای بسیاری از مخاطبان بیش از یک تصویر معمولی است.
ناوهای هواپیمابر در ادبیات نظامی آمریکا، نماد قدرت دریایی این کشور هستند. سالهاست تصاویر این شناورها در کنار جنگندهها و تجهیزات نظامی، بخشی از تصویرسازی رسانهای آمریکا از قدرت نظامی این کشور بوده است.
به همین دلیل، مشاهده آثار فرسودگی روی بدنه چنین شناوری میتواند معنای نمادین پیدا کند. تصویری که منتشر میشود، میتواند به نمادی برای یک روایت تبدیل شود؛ روایتی درباره هزینه جنگ، طولانیشدن مأموریت و فاصله میان تصویری که از قدرت نظامی ارائه میشود با واقعیت فرسایشی میدان.

رسانههای جهانی هم تصویر را دیدند
موضوع فرسودگی آبراهام لینکلن تنها در فضای رسانهای ایران باقی نماند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، رسانه بینالمللی چین، «CGTN»، نیز به وضعیت این ناو پرداخت و حضور طولانی آن در دریا و مشکلات مربوط به فرسودگی و مسائل فنی را مورد توجه قرار داد.
این رسانه گزارش کرده است که آبراهام لینکلن پس از حدود ۲۸۶ روز حضور در دریا، در دوم سپتامبر در بندر «لائم چابانگ» تایلند پهلو گرفته است.
انتشار تصاویر بدنه ناو در چنین شرایطی باعث شد مسئله فرسودگی این شناور بار دیگر مورد توجه قرار گیرد. تصویری که قرار بود نشانهای از قدرت و حضور نظامی آمریکا باشد، حالا از زاویهای دیگر دیده میشد؛ تصویری از یک شناور که پس از ماهها حضور در دریا، نیازمند توقف و استراحت است.
این رسانه چینی درباره وضعیت اسفبار این ناو چنین نوشته است:«ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» متعلق به نیروی دریایی آمریکا که زمانی نماد قدرت و سیطره این کشور بود، این روزها پس از 286 روز حضور در دریا، به دلیل فرسودگی و مشکلات فنی فراوان، سرانجام روز دوم سپتامبر ناگزیر در بندر«لائم چابانگ» تایلند پهلو گرفت. دیدن زنگ زدگی و فرسودگی بر بدنه و بخشهای مختلف این کشتی که دوربینها آن را ثبت کردهاند، ناخودآگاه تصویری از یک هژمونی پوسیده و نخنما از آمریکا در ذهن هر بینندهای ایجاد می کند. حتی این فرسودگی تنها مربوط به کشتی و هژمونی آمریکا نیست؛ گزارشهای رسانهای زیادی از تضعیف سلامت روان خدمه این کشتی خبر می دهند و حتی برخی از آنها در طول این ماموریت طولانی، دست به خودکشی زدهاند.»
انتقاد از داخل آمریکا
واکنشها حتی به رسانههای خارج از آمریکا محدود نماند. ران فیلیپکوفسکی، دادستان سابق فدرال آمریکا، با انتشار تصاویری از ناو آبراهام لینکلن، وضعیت آن را مورد انتقاد قرار داد و این تصویر را به وضعیت ارتش آمریکا مرتبط دانست. او در این باره این چنین نوشته است:«این وضعیت ارتش ماست؛ ۲۰ ماه بعد از روی کار آمدن ترامپ و هگست.»
این واکنش اهمیت دیگری دارد؛ زیرا انتقاد از وضعیت تجهیزات نظامی آمریکا زمانی معنادارتر میشود که از داخل خود این کشور مطرح شود.
در روایتهای جنگی، معمولاً تصویری یکطرفه از قدرت دشمن ارائه میشود؛ اما وقتی تصاویر فرسودگی تجهیزات در شبکههای اجتماعی منتشر میشود، مخاطب با وجه دیگری از یک قدرت نظامی روبهرو میشود.

۲۵۰ روز دور از خشکی
یکی از نکات مهم در روایت آبراهام لینکلن، مدت طولانی حضور آن در دریاست.
در اطلاعات منتشرشده درباره این ناو، از حدود ۲۵۰ روز مأموریت و سپس بیش از ۲۸۰ روز حضور در دریا سخن گفته شده است. فارغ از تفاوت اعداد و جزئیات مربوط به دورههای مأموریت، نکته اصلی روشن است: حضور طولانیمدت ناو در دریا به یکی از مهمترین ویژگیهای این دوره تبدیل شده است.
برای خدمه، چنین مدت زمانی به معنای ماهها دوری از خانواده و زندگی در محیطی محدود است.
تصور اینکه یک سرباز یا ملوان ماهها در محیطی شناور، بدون تجربه زندگی عادی در خشکی، مأموریت خود را ادامه دهد، نشان میدهد جنگ تا چه اندازه میتواند فراتر از میدان نبرد، زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.
در این میان، گزارشهایی درباره وضعیت روانی برخی خدمه نیز منتشر شده است. رسانههای مختلف از فشار روانی ناشی از مأموریت طولانی سخن گفتهاند و حتی ادعاهایی درباره اقدام برخی نیروها به خودکشی در طول این مأموریت مطرح شده است.
از تهدید روی آب تا توقف در بندر
آبراهام لینکلن در آغاز حرکت خود به سمت خاورمیانه، تصویری از قدرت بود؛ ناوی بزرگ که حضورش میتوانست پیام سیاسی آمریکا را تقویت کند.
اما با طولانیشدن جنگ، همین ناو با چالشهای متفاوتی مواجه شد. مسئله دیگر فقط قدرت حمله نبود؛ بلکه دوام آوردن در یک مأموریت طولانی، حفظ آمادگی عملیاتی و تأمین نیازهای خدمه نیز اهمیت پیدا کرد.
در نهایت، پهلوگیری ناو در تایلند را میتوان بخشی از چرخه طبیعی عملیات دریایی دانست؛ اما تصاویری که همزمان از بدنه فرسوده آن منتشر شد، این توقف را به موضوعی رسانهای تبدیل کرد. اما ورود این نیروها به کشور تایلند هم داستانهای خودش را دارد. افزایش نیروهای نظامی کشور تایلند خبر از وقوع حادثهای تلخ را میدهد. حالا ارتش به ظاهر قدرتمند آمریکا محبوبیت خود را بیش از پیش از دست داده است. کشوری مانند تایلند هم حتی پذیرای این نیروهای نظامی که حدود۲۸۰روز از خانواده دور بودند نیست.
خطرناکتر از ناو، سلاحی است که میتواند به قعر دریا بفرستدش
با حرکت این ناو به سمت خاورمیانه، ایالات متحده تصور کرد میتواند تهدیدش را عملیتر کند و ایران را با این اقدام تسلیم خود کند. اما رهبر شهید انقلاب در تاریخ 1404/11/28 در دیدار با مردم آذربایجان شرقی سخنرانی مقتدرانهای را درباره تهدیدهای توخالی رئیس جمهور آمریکا انجام دادند. ایشان فرمودند:«به نظرشان میرسد که رئیسجمهور آمریکا مرتّب هم میگوید که ارتش ما قویترین ارتش دنیا است. قویترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آنچنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. مدام میگویند ما ناو فرستادیم طرف ایران. خیلی خب، ناو البتّه یک دستگاه خطرناکی است، امّا خطرناکتر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد. رئیس جمهور آمریکا در یکی از صحبتهای اخیرش گفته که 47 سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ شکایت کرده به مردم خودش. 47 سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد. این اعتراف خوبی است. بنده میگویم: تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی.»
گویا این پیشگویی حالا به وقوع پیوسته است. سلاحی که رهبر شهید انقلاب به آن اشاره کرده بود همان سلاحی بود که در دست خود نیروهای آمریکایی قرار داشت. آنها با دستان خود توانستند به ظاهر ارتش قدرتمند خود را از مرتبه بالای پوشالی به پایین بکشند. این اتفاق فقط با حضور شخصی مانند ترامپ رقم میخورد که توانست چنین اقدامی را انجام دهد.
او بود که توانست قدرت ارتش پوشالی آمریکا را به دنیا نشان دهد و همین باعث شود که رسانههای جهان در سراسر کشور به این امر اعتراف کنند که حالا میدانستند که چرا ۴۷سال است کسی به مبارزه با ایران نپرداخته و داوطلب به انجام این کار نشده است.
آبراهام لینکلن حالا پس از ماهها مأموریت، برای استراحت و بازسازی در تایلند پهلو گرفته است؛ اما تصاویر بدنه فرسوده آن پیش از پهلوگیری، در فضای رسانهای ماندگار شدهاند.
در نهایت، شاید مهمترین پیام این تصاویر نه درباره زنگزدگی یک کشتی، بلکه درباره فرسایش تدریجی یک روایت باشد؛ روایتی که سالها تلاش کرده است قدرت نظامی آمریکا را بیرقیب و بدون هزینه نشان دهد. جنگ، اما تصویر دیگری دارد.
در این تصویر، حتی بزرگترین ناوهای هواپیمابر هم از گذر زمان، فشار مأموریت و فرسودگی در امان نیستند؛ و گاهی یک بدنه زنگزده میتواند بیش از یک رژه نظامی درباره هزینههای پنهان قدرت حرف بزند.