ایران پرسمان - خراسان / «نجابت مردم را غنیمت بشمارید» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم صابری است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
پشت چراغ قرمز طولانی یکی از تقاطعهای شلوغ شهر، چشم راننده پراید مدام از عقربه نشانگر بنزین روی داشبورد به تابلوی روبهرو دوخته میشود. چراغ بنزین چشمک میزند؛ نه فقط به عنوان هشداری برای خشک شدن باک، بلکه مثل درجهای از یک اضطراب مزمن. برای راننده خسته که مدتهاست قول سفری ارزان به خانوادهاش را داده، بنزین فقط چند لیتر سوخت نیست؛ متغیر مهمی در زندگی یک خانواده است که با خودرویی ناایمن و غیراستاندارد بهراحتی دود میشود و حالا نرخ سومش هم افزایش پیدا کرده است؛ آنهم وقتی که بلیتهای نجومی و نایاب قطار و هواپیما، به صندوقچه خاطرات دور تبعید میشود. برای همین است که باید گفت بنزین هرگز یک کالای صرفاً اقتصادی نیست و نوعی مفصل ارتباطی اعتماد میان مردم و حاکمیت و شاید تپندهترین دماسنج روانی جامعه است که وقتی اخبار افزایش نرخ سومش مطرح شد، بسیاری از ناظران خارجی تصور میکردند این تصمیم با واکنش مردم مواجه شود. اما افزایش نرخ سوم بنزین در شرایطی رقم خورد که جامعه زیر فشار سنگین تورم، صعود غیرقابل پیشبینی نرخ ارز و وضعیت فرساینده کسبوکارها، عملا تا لبه مرز تابآوری پیش رفته بود. از منظر منطق، اصلاح ناترازی با افزایش نرخ ضرورتی بود که باید محقق میشد حتی در این شرایط دشوار و در ادامه هم با درک و همراهی مردم توأم شد. اما مدارای نجیبانه مردم را نباید منفعلانه یا رضایتمندانه تعبیر کرد؛ این واکنش نوعی عقلانیت جمعی و وطندوستی غریزی بود ناشی از درک مردم نسبت به شرایط. مردمی که فارغ از تفاوتهای عمیق در پوشش، سبک زندگی و باورهای سیاسی، نزدیک به ۲۰۰ شب پای تمامیت این خاک ایستادند. هرچند آن همبستگی طلایی در ماههای ابتدای تجاوز نظامی دشمن با برخی رفتارهای نسنجیده و تندرویهای فرسایشی تضعیف شد، اما ریشه این انسجام، همدلی و نجابت هنوز زنده بود و جامعه این بار هم با درک دشواریهای ساختار، در برابر فشاری دیگر صبوری کرد؛ البته این همراهی نباید باعث نادیده گرفتن حقوق اولیهشان شود.
اما ردپای ناترازی بنزین و هدررفتش را باید در صنعت انحصاری خودروی کشور هم پیدا کرد. سالهاست نیاز جامعه به خودروی ایمن، با قیمت مناسب و مصرف استاندارد بهخاطر تعرفههای سنگین برای واردات، احتمالاً رانتهای پیدا و پنهان، حجم کم واردات و ... فقط با خودروی بیکیفیت، غیرایمن و گران داخلی پاسخ داده میشود و بازار خودرو از هرگونه رقابت تهی شده است. کارخانههایی ضررده و غیرپاسخگو، خودروهایی کمایمن، پرمصرف و آلاینده به مردم تحویل میدهند. از طرفی در غیاب خودروهای برقی و هیبریدی، ضعف مزمن و فرسودگی حملونقل عمومی در کلانشهرها و در روزگاری که رانندگان تاکسیهای اینترنتی هم بهرغم گران بودن خدماتشان برای مسافر زیر بار استهلاک و گرانی قطعات کمر خم کردهاند، انحصار در بازار خودرو یعنی مشکل را فقط از سمتی که به مردم مربوط است میخواهیم حل کنیم بدون آنکه قدر این همراهی را بدانیم. ساختار تصمیمگیری و اجرا در کشور، اعم از دولت و سایر ارکان حکمرانی باید این درک بالای مردم را با تصمیمات بهتر و جبرانی و گشایشهای ملموس پاسخ دهد. همراهی مردم در بحران بنزین، آزمونی بود که جامعه از آن سربلند بیرون آمد؛ حالا نوبت تمام قوا و نهادهاست که ثابت کنند نجابت ملت را غنیمت شمردهاند و درصدد آن هستند که روی اولویتهای کشور برپایه خیر عمومی تمرکز کنند.