ایران پرسمان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
معادله خروج یا تداوم حضور در انپیتی یکی از ابهاماتی است که این روزها در فضای سیاسی کشور موج میزند. طیفهای مختلف سیاسی هر کدام به تناسب دیدگاهها و دکترین فکری خود در این زمینه اظهارنظر میکنند. جریانهای اصلاحطلب و میانهرو با درک شرایط حساس کشور معتقدند که ایران با طرح موضوعاتی چون خروج از انپیتی نباید دست به اتخاذ تصمیماتی بزند که بهانه در اختیار ترامپ و جنگطلبان اسراییلی بدهد، در نقطه مقابل طیفهای رادیکال جریان راست قرار دارند که اعلام میکنند خروج از انپیتی و در مراحل بعدی حتی تلاش برای آزمایشهای هستهای، کشور را به اوج بازدارندگی مورد نظر میرساند. در میانه این دو دیدگاه، اما مسوولان راهبردی کشورمان قرار دارند که فتوای تحریمهای هستهای را همچنان برقرار دانسته، اما تداوم آن را منوط به رفتارهای امریکا میدانند. بر این اساس تشدید تنشها در منطقه و تحرکات اخیر شورای حکام آژانس، بار دیگر موجی از مناقشات را پیرامون آینده عضویت ایران در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) به راه انداخته است. تقدیم طرح سهفوریتی خروج از انپیتی از سوی شماری از نمایندگان مجلس و اصرار برخی جریانات سیاسی بر قطع فوری همکاریهای پادمانی، صحنه سیاست داخلی را با این پرسش مواجه ساخته که رئالیستی ایران در قبال این ابزارهای سرنوشتساز چیست؟ با وجود حرارت نطقهای نمایندگان مجلس، ارزیابی مواضع تصمیمگیران ارشد و اعضای کلیدی کمیسیون امنیت ملی نشان میدهد که رویکرد مقامات عالیرتبه نظام بر «تداوم حضور عقلانی در معاهده» و پرهیز از هزینهتراشی بیحاصل متمرکز است. در این میان، مانور مشروط دبیر شورای عالی امنیت ملی پیرامون موکول بودن تصمیمات به رفتار آینده واشنگتن، بیش از آنکه مقدمهای برای یک گسست شتابزده باشد، هشداری بازدارنده برای مهار اشتباهات محاسباتی غرب ارزیابی میشود.
تقابل نگاهها در بهارستان در موضوع انپیتی
اتمسفر کلی مجلس در روزهای گذشته آیینه تمام نمای تضاد دو رویکرد نسبت به پرونده هستهای بوده است. از یک سو، حسینعلی حاجیدلیگانی، عضو هیات رییسه مجلس و نماینده نزدیک به جریان پایداری با تکیه بر آییننامه داخلی مجلس از آماده بودن طرح سهفوریتی خروج از NPT در هیاترییسه خبر داده و ادعا کرده است که در شرایط کنونی و پس از ارجاع پرونده به شورای امنیت، ماندن در این معاهده جز تحمیل خسارت حاصلی ندارد. منطق حامیان این طرح بر واکنشی ضربتی، خروج از زیر بار نظارتهای بینالمللی و بازتعریف قواعد تقابل استوار است؛ نگاهی که خروج از انپیتی را ابزاری برای اعلام استقلال عملیاتی و رهایی از فشارهای مستمر آژانس میداند. اما در نقطه مقابل، نمایندگان واقعگرای بهارستان و چهرههای باسابقه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، نگاه کاملا متفاوتی را نمایندگی میکنند. احمد بخشایشاردستانی، یکی از همین نمایندگان است که با صراحت پرده از هزینههای سرسامآور چنین اقدامی برمیدارد. به باور او، صرف شعار دادن درباره خروج از معاهده یا به جریان انداختن طرحهای هیجانی در صحن پارلمان، بدون برخورداری از زیر ساختهای نهایی بازدارندگی، صرفا کشور را متحمل «هزینههای گزاف پیشدستانه» میکند. بخشایشاردستانی به یک پارادوکس رفتاری اشاره میکند: جنجالهای زودهنگام پیرامون خروج از NPT دقیقا در همان زمینی بازی میکند که اتاقهای جنگ تلآویو و واشنگتن طراحی کردهاند. او یادآور میشود غربیها و به خصوص دولت تندروی اسراییل به شدت مایلند ایران به سمت پاره کردن معاهده انپیتی میل کند تا اجماع شکننده جهانی علیه تهران احیا شده و راهبرد امنیتیسازی پرونده ایران باز هم به ثمر بنشیند.
نظر مقامات عالی چیست؟
مهمترین بخش سخنان بخشایشاردستانی، مرتبط با جهتگیری اتاقهای تصمیمگیری حاکمیتی است، جایی که او با تکیه بر اطلاعات و رویکردهای کلان تصریح میکند: «طبق نظر مقامات عالی، ما در شرایط فعلی از انپیتی خارج نمیشویم.» این موضع قاطع این عضو کمیسیون امنیت ملی، نشاندهنده فاصله راهبردی میان شعارهای پارلمانی با «عقلانیت حاکم بر دکترین دفاعی نظام» است. اما چنین تصمیمی مبتنی بر چه استدلالهایی اجرایی میشود؟ بر اساس اعلام این نماینده مبنای تصمیم مقامات ارشد کشور بر دو ستون استوار است: نخست) حفظ چتر حمایتی چین و روسیه در مجامع بینالمللی و دوم) جلوگیری از هزینهتراشیهای غیرضروری برای ایران. واقع آن است که این روزها تلاشهای امریکا و کشورهای منطقه برای طرح پرونده ایران در شورای امنیت با وتوی چین و روسیه به سنگ میخورد. پکن و مسکو خط قرمز روشنی در حوزه منع اشاعه دارند. خروج رسمی ایران از انپیتی به معنای تخریب پایههای همراهی سیاسی این دو قدرت در شورای امنیت و قرار گرفتن دوباره ایران در معرض سازوکارهای قهری فصل هفتم منشور ملل متحد است. بخشایشاردستانی با یادآوری تعهدات روسیه و چین در شورای امنیت تاکید میکند که هرگونه اقدام نسنجیده در حوزه انپیتی، دست متحدان شرقی ایران را برای وتو یا مدیریت بحران خواهد بست. از منظر دکترین عالی نظام، انپیتی تا زمانی که خطوط قرمز منافع حیاتی کشور را حفظ کند، یک سپر مشروعیتبخش است که ادعاهای واهی غرب درباره انحراف برنامه صلحآمیز هستهای ایران را بیاثر میسازد.
رمزگشایی از هشدارهای دبیر شعام
در این میانه، موضعگیریهای محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، خط اعتدال راهبردی و زبان دقیق بازدارندگی ایران را نمایان میسازد. رضایی در مصاحبه اخیر خود اگرچه گزینه خروج از پیمان را کاملا نفی نمیکند و از «بررسی گزینهها» سخن میگوید، اما تاکید میکند که تهران هنوز هیچ تصمیمی برای خروج نگرفته است. گزاره اساسی در سخنان رضایی، پافشاری مجدد بر خطوط قرمز شرعی و دکترین تثبیت شده ایران است. آنجا که صراحتا اعلام میکند جمهوری اسلامی کماکان بر اساس فتوای تحریم سلاحهای کشتار جمعی حرکت کرده و تغییری در دکترین نظامی-فقهی خود نداده است. با این حال، دبیر شورای عالی امنیت ملی با افزودن قید «این تصمیم بستگی به رفتار آینده واشنگتن دارد»، یک ابزار مهار قدرتمند تولید میکند. این پیام مشروط، مخاطب اصلی خود را در کاخ سفید هدف قرار داده است. رضایی به سران امریکا گوشزد میکند که اگرچه راهبرد اصیل و جاری ایران ماندن در چارچوب تعهدات پادمانی و حفظ معاهده است، اما چنانچه واشنگتن با اقداماتی خصمانه نظیر تشدید فشارها در شورای امنیت یا چراغ سبز به ماجراجوییهای رژیم صهیونیستی بخواهد موجودیت و حقوق ملت ایران را هدف گیرد، این تعهد دیگر یک سویه نخواهد ماند. عبارت «نمیدانیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد»، نه اعلام تغییر سیاست امروز، بلکه باز گذاشتن درهای ابهام محاسباتی برای دشمن است تا هزینه هرگونه خطای راهبردی برای واشنگتن به اوج برسد. تجربه روابط بینالملل نشان میدهد کشورهایی که به دستاوردهای بازدارنده نهایی رسیدهاند، هرگز پیش از تکمیل زیرساختها، جاروجنجال تبلیغاتی به راه نینداختهاند. یادآوری بخشایشاردستانی به آموزههای قرآنی مبنی بر دعوت عملی به جای هیاهوی زبانی، ناظر به همین منطق حکمرانی است: کشورها ابتدا ظرفیتهای ملموس خود را تثبیت میکنند و سپس با جهان وارد بدهبستان میشوند؛ نه آنکه با طرحهای زودهنگام و شعارهای هیجانی در صحن علنی، به پیشواز هزینهها بروند و دست خود را پیش از موعد رو کنند.