جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵
خردنامه

گواهی های انسانی/ ۴۰

حق ملی افتخار

حق ملی افتخار
ایران پرسمان - افتخار و شادی جمعی واکنشی طبیعی به موفقیت جمعی است و برای دوام یک جامعه ضروری است.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - افتخار و شادی جمعی واکنشی طبیعی به موفقیت جمعی است و برای دوام یک جامعه ضروری است.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: معاون وزیر بهداشت خبر داده است که واکسن‌های موردنیاز کشور را تا پایان سال ۱۴۰۶ تأمین و برای توزیع آن‌ها در سراسر ایران برنامه‌ریزی کرده‌اند. این خبر را باید در متن شرایط امروز ایران خواند؛ جنگ، تحریم، و محاصره‌ی دریایی. تأمین چیزی که مستقیماً با سلامت عمومی پیوند دارد، زیر چنین فشاری، یک موفقیت ملی است. افتخار به این موفقیت حق ما است. افتخار و شادی جمعی واکنشی طبیعی به موفقیت جمعی است و برای دوام یک جامعه ضروری است.
عجیب نیست که در برابر خبرهای خوب ایرانی اغلب رفتاری دیگر می‌بینیم؟ اقشار صدادار جامعه اغلب هنوز جمله تمام نشده، تبصره‌ها را ردیف می‌کنند. مگر کار مهمی کرده‌اند؟ مگر وظیفه‌شان نبوده؟ از کجا معلوم؟ چرا درباره‌ فلان کمبود حرف نمی‌زنید؟ بسیاری از این پرسش‌ها ممنوع یا بی‌ارزش نیست. اما چرا همین ذهن پرسشگر در برابر موفقیت دیگران آب از لب و لوچه‌اش راه می‌افتد و سوالی ندارد؟ چرا آنچه برای دیگری دستاورد است، برای ما تازه آغاز یک بازجویی است؟
این رفتار نامی دارد؛ خودتحقیری. خودتحقیری نقد نیست. منتقد موفقیت را می‌بیند و کاستی را هم می‌بیند؛ خودتحقیرگر چشم به موفقیت می‌بندد، او پیشاپیش پذیرفته است که از ما کار ارزشمندی برنمی‌آید. تکرار این رفتار در نوشته‌ها و گفت‌وگوهای فارسی ممکن است آن را عادی جلوه دهد، اما فراوانی رفتار دلیل طبیعی بودنش نیست.
کنار خودتحقیری، عادت دیگری هم در این‌ها هست؛ خودمقصرانگاری. دشمن تحریم می‌کند و آن‌ها از مسئولیت تحریم‌کننده حرف نمی‌زنند، بلکه خودمان را محاکمه می‌کنند. دشمن محاصره می‌کند و آن‌ها بحث را به این می‌کشانند که چرا راه‌های تأمین ما آسیب‌پذیر بوده‌اند. انگار کسی چاقویی در شکم ما فرو کرده باشد و ما به‌جای محکوم کردن ضارب، بگوییم عیب از شکم نرم ما است. شناخت آسیب‌پذیری و تلاش برای رفعش لازم است؛ اما آسیب‌پذیری، مسئولیت مهاجم را پاک نمی‌کند.
این دو عادت ویژگی ذاتی ایرانیان نیست. باید پرسید از کجا آمده‌اند. دشمنی که برای فشار اقتصادی، نظامی، و سیاسی برنامه‌ریزی می‌کند، چرا برای اثرگذاشتن بر داوری ذهنی ما برنامه نریزد؟ برنامه‌ریزی دقیق و طولانی‌مدت می‌تواند با انتخاب خبرها، تکرار ماجراها، اعتباردادن به صداهای معین، و بی‌اعتبارکردن صداهای دیگر پیش برود. موفقیت نهایی چنین برنامه‌ای آن است که صداداران جامعه بی‌نیاز از دستور مستقیم، همان معیارهای مطلوب دشمن را معیار سنجش مستقل خودشان بدانند.
تغییر وظیفه‌ واژه‌ها؛ احتیاط نام محترمانه‌ انکار موفقیت می‌شود، واقع‌بینی پوششی برای سرزنش خود، و انصاف بهانه‌ای برای سبک کردن مسئولیت مهاجم. نتیجه‌اش این می‌شود که جامعه افتخارکردن به خود و مطالبه از دشمن را کنار بگذارد. آن‌وقت خودتحقیری نمی‌گذارد از موفقیت خودمان نیرو بگیریم و خودمقصرانگاری نمی‌گذارد مسئولیت تعرض را بر دوش عامل آن بگذاریم. دشمن در بیرون فشار می‌آورد و در درون، معیارهای داوریمان ما را به سود دشمن می‌چرخاند.
خبر تأمین واکسن فقط درباره‌ واکسن نیست. فرصتی است برای دیدن توانایی کشوری که زیر فشار ایستاده است. مطالبه‌گر باشیم، کاستی‌ها را بشناسیم، و هم‌زمان افتخار کنیم. باید برای اصلاح ضعف‌ها کوشید، نه این که غر زد و مهاجم را تبرئه کرد. نخستین شرط داوری درست این است که عامل را بشناسیم، در موفقیت و در تعرض.


نظرات شما