سه شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵
خردنامه

گواهی‌های انسانی/ ۵۱

زیر باران شایعه

زیر باران شایعه
ایران پرسمان - ما قرار نیست از خبرها فاصله بگیریم یا در غار بی‌خبری پناه بگیریم. قرار است خبر را در جای خودش قرار بدهیم؛ وسیله‌ای برای شناخت وضع و انتخاب بهتر.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - ما قرار نیست از خبرها فاصله بگیریم یا در غار بی‌خبری پناه بگیریم. قرار است خبر را در جای خودش قرار بدهیم؛ وسیله‌ای برای شناخت وضع و انتخاب بهتر.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: در روزهای سخت خبرهای تأییدنشده یکی پس از دیگری منتشر می‌شوند، و به همین دلیل گاه بخش بزرگی از وقت ما صرف موضوعاتی می‌شود که خودمان انتخاب نکرده‌ایم. صبح برنامه‌ای داریم، اما با دیدن یک پیام نگران‌کننده سراغ کانال‌های دیگر می‌رویم، از دوستانمان می‌پرسیم، و واکنش‌ها را می‌خوانیم. گاهی ساعت‌ها گذشته است، بی‌آن که اطلاعات قابل اتکایی به دست آورده باشیم یا کاری از پیش برده باشیم.
این رفتار بی‌دلیل نیست. ذهن ما به نشانه‌های خطر و تغییر حساس است. به همین دلیل، نمی‌خواهیم همان کسی باشیم که از اتفاق مهمی خبر ندارد. اما میان اطلاع داشتن و دنبال کردن مداوم تفاوت بزرگی هست. برای اطلاع کافی است بدانیم چه ادعایی در میان است و اعتبارش چه‌قدر است. پیگیری بیشتر زمانی فایده دارد که به تصمیم مشخصی کمک کند.
مشکل فقط وقت ازدست‌رفته نیست. وقتی هر خبر تازه‌ای موضوع گفت‌وگو و نگرانی ما را عوض می‌کند، اولویت‌های روزانه‌مان هم به‌تدریج تابع جریان خبر می‌شوند. حتی ممکن است این مشغولیت را نشانه‌ی حضور فعال خودمان در جامعه بدانیم. راه ساده‌ای برای سنجش وضعمان داریم: پیش از سر زدن به خبرها بدانیم امروز چه چیزهایی برایمان مهم است و پس از خواندن هر خبر بپرسیم آیا واقعاً دلیلی برای تغییر برنامه‌مان پیدا کرده‌ایم؟
فشار جمعی نیز بر قضاوت اثر می‌گذارد. وقتی اطرافیانمان با اطمینان در مورد چیزی حرف می‌زنند، گفتن «نمی‌دانم» دشوار می‌شود. گاهی برای آن که ساکت نمانیم، حدس را با اطمینان بیان می‌کنیم؛ حدسی که عملا پخت‌وپز شایعه‌سازها است. در حالی که می‌توانیم بپذیریم که هر چند خبری هست، اما در شرایط فعلی نه از علتش خبر داریم، نه جزئیاتش، و نه نتایج احتمالیش.
یک پرسش مهم دیگر هم هست؛ مسئله را خودمان ساختیم یا به ما تحمیل کردند؟ بسیاری از پیام‌ها همراه آن ادعای خبری، توضیح آماده‌ای درباره‌ مقصر، پیامد، و وظیفه ما در جیب دارند. می‌توانیم این‌ها را از هم جدا کنیم، شواهد را مستقل بسنجیم، و بعد درباره‌ی آنچه به زندگی ما مربوط می‌شود تصمیم بگیریم.
ترس یا امید هم ممکن است فاصله‌ی شنیدن را با عمل کردن کوتاه کنند. اگر دیگران چیزی می‌خرند، جایی می‌روند، یا تصمیمی سریع می‌گیرند، احساس می‌کنیم ما هم باید همان‌طور عمل کنیم. اما عجله‌ دیگران به‌تنهایی دلیلی برای عجله‌ ما نیست. باید ببینیم خطر چه‌قدر جدی است، تصمیم چه‌قدر برگشت‌پذیر است، و تأخیر چه‌قدر هزینه دارد. گاهی احتیاط فوری ضروری است و گاهی چند ساعت صبر جلوی تصمیمی پرهزینه را می‌گیرد.
در انتشار خبر برای دیگران هم همین مسئولیت‌ها را داریم. پیش از فرستادن یک پیام از خودمان بپرسیم بر مخاطب چه اثری خواهد گذاشت. اگر هشدار لازم است، اطلاعات معتبر و اقدام لازم را منتقل کنیم. اگر چیزی نمی‌دانیم، افزودن نام دوستان به زنجیره‌ ارسال کمکی به آن‌ها نمی‌کند.
در نهایت قرار نیست از خبرها فاصله بگیریم یا در غار بی‌خبری پناه بگیریم. قرار است خبر را در جای خودش قرار بدهیم؛ وسیله‌ای برای شناخت وضع و انتخاب بهتر. ارزش آگاهی به تعداد پیام‌هایی که خوانده‌ایم نیست؛ به این است که پس از خواندنشان بتوانیم با فکر خودمان تصمیم بگیریم و کار درستی انجام دهیم.


نظرات شما