شنبه ۸ شهريور ۱۴۰۴
سیاست روز

فارن افرز: ارتش چین آماده نبرد می‌شود؟

فارن افرز: ارتش چین آماده نبرد می‌شود؟
ایران پرسمان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست رهبر چین برنامۀ نظامی خود را بخشی اساسی از میراثش می‌بیند. در حالی که ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
رهبر چین برنامۀ نظامی خود را بخشی اساسی از میراثش می‌بیند. در حالی که پیشینیان او بیشتر توان سیاسی‌شان را صرف اصلاحات اقتصادی کردند،
بازار
جاناتان اِی. زین و جان کالوِر یادداشت بلندی در فارن افرز با عنوان «چرا شی هنوز ارتش مد نظرش را ندارد» منتشر کرده‌اند.
دوران آشوب پدرخوانده پکن
دورۀ سوم ریاست‌جمهوری شی جین‌پینگ برای فرماندهی عالی ارتش آزادی‌بخش خلق، دورانی پرآشوب بوده است. از سال 2022 که شی دورۀ سوم خود را آغاز کرد، دست‌کم 21 افسر ارشد برکنار شده‌اند؛ از جمله سه نفر از هفت عضو عالی‌ترین نهاد نظامی حزب، یعنی کمیسیون مرکزی نظامی. بسیاری از فرماندهان رده‌بالای ارتش آزادی‌بخش، از وزیر دفاع گرفته تا افسری که بیش از یک دهه مسئول انتصاب تقریباً تمامی ژنرال‌ها بود، رسوا شده‌اند. در پایان دورۀ کاری‌اش، ممکن است شمار افسرانی که شی پاکسازی کرده حتی از شمار افسران قربانی پاکسازی‌های پرنوسان مائو تسه‌تونگ هم فراتر رود.
هرچند شی در دوره‌های پیشین نیز پاکسازی‌های نظامی انجام داده و حتی در سال 2015 یک بازآرایی گسترده در ساختار فرماندهی ارتش به اجرا گذاشت، این دور تازه نگاه‌ها را به خود جلب کرده است، زیرا بسیاری از برکنارشده‌ها در واقع متحدان احتمالی شی محسوب می‌شدند نه رقبای سیاسی بالقوه‌اش. کنار گذاشتن افسران ارشدی که روزگاری دست‌نیافتنی و مصون به نظر می‌رسیدند، موجی از شایعات به راه انداخته مبنی بر این‌که شی در حال از دست دادن کنترل خود بر ارتش آزادی‌بخش خلق است ــ‌و حتی ادعاهای افراطی‌تری را دامن زده مبنی بر اینکه شاید سقوط سیاسی خودِ شی نزدیک باشد.
 اما این اقدامات نه نشانه‌ای از ضعف، بلکه بیشتر بیانگر تداوم سلطۀ اوست. شی، همانند یک پدرخواندۀ مافیایی، نشان داده که حتی نزدیک‌ترین همکارانش نیز از قربانی شدن در مصون نیستند. مهم‌تر آن‌که شمار بالای قربانیان سیاسی نشان می‌دهد او بیشتر از ارتش دلخور و بی‌صبر شده تا این‌که کنترل خود را از دست داده باشد. این اقدامات نشان‌دهندۀ نارضایتی مداوم او از فرماندهی عالی ارتش است و باید این پاکسازی را بخشی از روندی دانست که هدف نهایی‌اش تسلیم کامل ارتش در برابر ارادۀ اوست. شی می‌خواهد مطمئن باشد که می‌تواند خشونت را با اعتمادبه‌نفس به‌کار گیرد ــ‌اما به‌نظر می‌رسد اعتماد شی، کمیاب‌ترین و ارزشمندترین سرمایۀ ارتشی است که از نظر منابع تجهیزاتی فقیر نیست.
شی برنامۀ نظامی خود را بخشی اساسی از میراثش می‌بیند. در حالی که پیشینیان او بیشتر توان سیاسی‌شان را صرف اصلاحات اقتصادی کردند، برخی از چشمگیرترین اصلاحات دوران او در حوزۀ نظامی رخ داده است. دو هدف رویکرد بی‌رحمانۀ او به ارتش آزادی‌بخش را توضیح می‌دهند: نخست، اطمینان از این‌که ارتش کاملاً سیاسی شده و در صورت بروز ناآرامی داخلی، آماده ایفای نقش ضامن نهایی بقای حزب است؛ و دوم، داشتن ارتشی آمادۀ جنگ، حتی علیه ارتش ایالات متحده در صورت لزوم.
به‌عبارت دیگر، تسلط آهنین شی بر ارتش نه تنها همچنان پابرجاست بلکه نشان‌دهندۀ وسواس او برای درهم شکستن انزواطلبی و فساد در ارتش و آماده کردن آن برای روزی است که اگر مجبور شد بقای رژیم را بر توان نظامی آن گره بزند، شکست نخورد.
آتش خودی
برکناری‌های اخیر هه ویدونگ، نایب‌رئیس کمیسیون مرکزی نظامی، و دریادار میائو هوا، رئیس ادارۀ کار سیاسی ارتش، بیشترین توجه را برانگیخته است. هر دو در سال‌های جوانی هم‌زمان با شی در استان فوجیان فعالیت داشتند و به همین دلیل تصور می‌شد رابطه‌ای ویژه با او دارند. اما اکنون هه ناپدید شده (از مارس در انظار عمومی دیده نشده) و میائو در نوامبر 2024 از سمت خود کنار گذاشته شد.
کارشناسان دو فرضیه را مطرح کرده‌اند: یکی این‌که این برکناری‌ها بازتاب انتخاب‌های نادرست شی در گزینش زیردستانش است. گزینۀ غیرمعقول‌تر این است که نشان‌دهندۀ شکل‌گیری حرکتی علیه او در میان رهبران ناراضی حزب و ارتش است که حالا می‌خواهند او را به چالش بکشند یا حتی حذف کنند.
با این حال، هیچ‌یک چندان قابل دفاع نیست. هر دو فرضیه بر این پیش‌فرض غیرواقعی استوارند که این پاکسازی‌ها به‌نوعی کنترل شی را بر ارتش سست کرده‌اند. اگر واقعاً این بحران‌ها مایۀ شرمساری شی بود، مانند اکثر موارد، حزب آن‌ها را پنهان می‌کرد نه اینکه علنی سازد. حزب اگر در یک چیز تبحر داشته باشد، آن مسئله تبلیغ و محافظت از وجهۀ رهبرانش، به‌ویژه شی، است.
علاوه بر این، اگر شی واقعاً در ارتش دچار بحران سیاسی بود، پرسش این بود: چرا اکنون؟ پس از یک دهه فرمانبرداری آشکار، هیچ دلیل روشنی وجود ندارد که ناگهان فرماندهان علیه او برخیزند. ارتش بارها اصلاحات رهبران پیشین را ناکام گذاشت، اما تاکنون نه تنها تسلیم اصلاحات گستردۀ شی شده بلکه فعالانه خود را برای اجرای سناریوی احتمالی درگیری بر سر تایوان تا سال 2027 آماده می‌کند.
از لحاظ تاریخی، ارتش آزادی‌بخش خلق از ورود عمیق به سیاست پرهیز کرده است. حتی پس از پر کردن خلأهای اداری ناشی از انقلاب فرهنگی یا بحران میدان تیان‌آن‌من در سال 1989، ارتش به‌سرعت نقش سیاسی‌اش را رها کرد و به پادگان‌ها بازگشت. به‌طور کلی، رژیم‌های لنینیستی با تکیه بر پاکسازی‌ها و کمیسرهای سیاسی و اعمال نظم حزبی، ارتش را علیه کودتاهایی که دیگر نظام‌های اقتدارگرا را تهدید می‌کند مصون نگه می‌دارند.
پس این تحولات بیش از اینکه شکافی میان شی و ارتش باشند، بخشی از بازی تاج‌وتخت درونی ارتشند. شی همچنان روابط نزدیکی با برخی فرماندهان کلیدی دارد، مخصوصاً ژانگ یو‌شیا، نایب‌رئیس کمیسیون مرکزی نظامی که دهه‌هاست او را می‌شناسد و پدران‌شان نیز دوستان نزدیک یکدیگر بودند. شی حتی به او اجازه داده با وجود عبور از سن بازنشستگی غیررسمی حزب، در سمت خود بماند ــ‌نشانه‌ای آشکار از اعتماد ویژۀ شی به او. ژانگ همچنین از کارزار ضدفساد جان سالم به‌در برده، با وجود آنکه زمانی رئیس ادارۀ توسعۀ تجهیزات ارتش بود که مرکز کانونی پاکسازی‌های اخیر بوده است.
برعکس آنچه گفته می‌شود، افسران برکنارشده شاید صرفاً در مدار بیرونی حلقۀ سیاسی شی قرار داشتند. با توجه به گستردگی فساد در ارتش آزادی‌بخش خلق، به‌ویژه پس از آغاز برنامۀ پرهزینۀ مدرن‌سازی نظامی، شاید این افراد به اشتباه تصور کرده بودند که نزدیکی به شی به آن‌ها مصونیت می‌دهد تا با خیال راحت جیب‌هایشان را پر کنند.
ارتش سرخ، پرچم‌های سرخ
ابعاد این تحولات پرسش‌های عمیق‌تری ایجاد می‌کند: چرا شی این‌قدر بر ارتش متمرکز است ــ‌و چنین بی‌رحمانه آن را مدیریت می‌کند. زندگی‌نامۀ او سرنخ‌هایی در این باره می‌دهد.
به‌عنوان فرزند یکی از رهبران مهم جنگ داخلی چین، او نسبت به پیشینیان خود ــ‌که هر دوشان مهندس بودند و آشنایی چندانی با امور نظامی نداشتند‌ــ آشنایی بیشتری با امور نظامی داشت. نفر پیش از شی، هو جینتائو، رئیس‌جمهور پیشین، تقریباً و شاید دقیقاً هیچ متحدی در میان افسران ارشد ارتش آزادی‌بخش خلق نداشت و برای اعمال کنترل کامل بر ارتش با چالش‌هایی مواجه بود. از آنجا که اکثر آقازاده‌های هم‌قطار شی در درجات عالی خدمت کرده بودند، او از همان آغاز با سیاست درونی ارتش آشنایی بیشتری داشت. و درک بهتری از اهمیت سیاسی ارتش آزادی‌بخش خلق داشت و به‌صورت شهودی می‌دانست تسلط بر نظامیان برای سلطه بر سیاست چین حیاتی است.
با این حال، در سال 2010، زمانی که شی به عضویت کمیسیون مرکزی نظامی درآمد و به‌عنوان جانشین حزب کمونیست چین شناخته شد، آنچه در ستاد ارتش آزادی‌بخش خلق دید، احتمالاً او را به‌شدت نگران کرد. به‌سبب سلطۀ ژنرال‌های وفادار به جیانگ زمین، رهبر پیشین، که نفوذ خود را در تمام دوران هو جینتائو (2012–2002) حفظ کرده بودند، ارتش آزادی‌بخش به نهادی منزوی و سنگین بدل شده بود که بیش از آنکه به‌عنوان نیرویی مشترک و هماهنگ در سطح جهانی یا حتی منطقه‌ای عمل کند، وقت خود را صرف پاسداری از منافع محدود و درونی خودش می‌کرد.
در واقع، شی دورۀ فرماندهی کل قوا را با این شعار آغاز کرد که ارتش باید «برای جنگیدن و پیروز شدن در نبردها آماده باشد»؛ عبارتی که لحنی تحقیرآمیز داشت و تلویحاً می‌گفت ارتش در وضعیت کنونی آمادۀ این کار نیست. او همچنین احتمالاً دریافت که پشت دیوار انزوای ارتش، فسادی گسترده پنهان است. چنان‌که یکی از آقازادگان سیاسی نزدیک به او گفته بود فساد در ارتش آزادی‌بخش خلق چنان زیاد است که «تنها فساد خودمان است که می‌تواند ما را شکست دهد.»
 انزوای ارتش آزادی‌بخش خلق از دور به‌سختی قابل درک است. این ارتش یک امپراتوری پهناور، مبهم و فناورانۀ پیشرفته است که در دل دستگاه حزب است و حتی رهبران غیرنظامی حزب کمونیست اغلب قادر به فهم، نفوذ یا کنترل آن نیستند. هرچند حزب کمونیست انحصار خشونت را در دست دارد، ارتش آزادی‌بخش تقریباً انحصار دانش نظامی را در اختیار دارد. برخلاف ایالات متحده، در چین هیچ سازمانی متشکل از کارشناسان غیرنظامی امور نظامی ــ‌چه در داخل و چه در بیرون ارتش‌ــ وجود ندارد. هیچ نهادی معادل دفتر وزارت دفاع پنتاگون نیست که تضمین‌کنندۀ کنترل غیرنظامی بر ارتش باشد.
به‌طور متناقض، همین امر به افزایش درجه‌ای از حرفه‌ای‌گری منجر شده است: افسران ارشد ارتش آزادی‌بخش بیشتر کارشناسانی بی‌طرف و متمرکز بر جنگند تا فعالان سیاسی. اگرچه ارتش غیرسیاسی برای دموکراسی‌هایی مانند ایالات متحده جذاب است، این روند برای شی بیشتر مایۀ شگفتی و نگرانی بود تا آرامش خاطر. در نظام سیاسی چین، ارتش باید کاملاً سیاسی باشد: تقریباً همۀ افسران ملزم به عضویت در حزبند و فرماندهان ارشد و هم‌رده‌های پایین بخش قابل توجهی از وقت خود را صرف آموزش ایدئولوژیک و وظایف جانبی دیگری می‌کنند که لزوماً به مهارت نظامی ربطی ندارد. در واقع، نشریۀ اصلی ارتش به‌طور منظم مقالاتی علیه مفهوم ارتش غیرسیاسی منتشر می‌کند. این تمرکز به‌طور عمده ناشی از مأموریت اصلی و علت وجودی ارتش آزادی‌بخش است ــ‌که حفاظت از حزب کمونیست و حاکمیت آن است، نه دفاع از دولت چین به‌خودی‌خود.
اصلاح مسیر
در سال 2011، تنها یک سال پس از آغاز دوران حضور شی در کمیسیون نظامی مرکزی، پرسش از اینکه آیا ارتش آزادی‌بخش خلق همچنان ضامن بقای حزب خواهد بود یا نه، به مسئله‌ای حاد بدل شد؛ علت آن نیز خیزش‌های «بهار عربی» بود. نیروهای امنیتی سراسر خاورمیانه در برابر نارضایتی‌های عمومی فرو پاشیدند و رژیم‌ها سقوط کردند. در جریان جنبش دموکراسی‌خواهی چین در سال 1989، حمایت ارتش از سرکوب معترضان در میدان تیان‌آنمن تنها بر پایۀ اجماعی محدود بنا شده بود؛ بسیاری از افسران ارشد ارتش با اعلام حکومت نظامی مخالف بودند و ارتش برای یک ماه فلج ماند تا اینکه دنگ شیائوپینگ، رهبر برجسته، توانست مسیر را تغییر دهد. پس از بهار عربی، به‌راحتی می‌شد تصور کرد که رهبران ارشد حزب کمونیست چین از خود بپرسند: «اگر امروز تیان‌آن‌من تکرار شود، آیا ارتش دوباره حزب را نجات خواهد داد؟»
احتمالاً شی چندان مطمئن نبود. ساختار فرماندهی ارتش آزادی‌بخش خلق در آن زمان در نگاه نخست شبیه یک نیروی مشترک بود که هر شاخه‌ای نماینده‌ای در عالی‌ترین نهاد نظامی حزب داشت ــ‌اما در واقع، همین ساختار کنترل فرماندهی عالی را دشوارتر می‌کرد زیرا هیچ افسر واحدی اختیار مهار و هماهنگ‌سازی فرماندهان شاخه‌های مختلف را نداشت. برای هر رهبر غیرنظامی، چنین وضعیتی نگران‌کننده می‌بود. اما برای رهبری لنینیستی مانند شی، کاملاً غیرقابل قبول به شمار می‌رفت.
شی اندکی پس از اینکه فرماندۀ کل قوا شد، یورش پرخطر و برق‌آسایی علیه سرکردگان نظامی آغاز کرد؛ کسانی که ارتش را به چیزی شبیه یک «دولت درون دولت» بدل کرده بودند. او دو معاون بازنشسته اما بانفوذ کمیسیون نظامی مرکزی را به جرم دریافت رشوه دستگیر و پاکسازی کرد و سپس چند افسر ارشد دیگر را در بخش‌های مختلف ارتش برکنار نمود. پس از آن، با یک بازآرایی عمده در ساختار فرماندهی ارتش، نقش نیروی زمینی را که به‌طور سنتی موقعیتی مسلط در ارتش داشت کاهش داد. (برخلاف همتایانشان در نیروی دریایی یا هوایی، نیروهای زمینی خود را صرفاً یک شاخه در کنار دیگر شاخه‌های ارتش نمی‌دانستند، بلکه کل ارتش را برابر با خود می‌پنداشتند زیرا آنان بودند که چین را برای حزب کمونیست فتح کرده بودند.)
اصلاحات شی کنترل عملیاتی را از شاخه‌ها گرفت و به ساختار فرماندهی تازه‌ای واگذار کرد که هم ساده‌سازی‌شده بود و هم بازتاب‌دهندۀ تأکید دوگانۀ شی بر کنترل سختگیرانه حزب و عملیات مشترک بود. امروزه، نیروی زمینی که به شکلی ناخوشایند به «ارتش ارتش آزادی‌بخش خلق» تغییر نام داده، باید در جایگاهی برابر با دیگر شاخه‌ها عمل کند، شاخه‌هایی که در بسیاری زمینه‌ها پیشتاز مدرن‌سازی چشمگیر ارتش هستند.
این وضع نسبت به تنها 20 سال پیش، دگرگونی بزرگی به شمار می‌رود، زمانی که هنوز نیروی زمینی بر اولویت‌ها و نهادهای ارتش سلطه داشت. «ارتش ارتش» دیگر بر ترکیب کمیسیون نظامی مرکزی چیره نیست و ستاد فرماندهی مشترک مناطق عملیاتی و شاخه‌های دیگر اکنون سهم بیشتری از بودجه دریافت می‌کنند، به‌ویژه برای خرید تسلیحات. این شاخه‌ها همزمان رشد کرده‌اند، در حالی که از سال 2010 تاکنون شمار نیروهای زمینی تقریباً 500 هزار نفر کاهش یافته است.
«به در بزن تا دیوار بفهمد»
دامنه و مقیاس اصلاحات نهادی را که شی جین‌پینگ یک دهه پیش بر ارتش آزادی‌بخش خلق تحمیل کرد، به هیچ وجه نباید دست‌کم گرفت. این اصلاحات به مثابه آن است که ارتش ایالات متحده هم‌زمان هم تجربۀ «قانون امنیت ملی 1947» را از سر بگذراند ــ‌قانونی که وزارتخانه‌های نیروی دریایی و جنگ را تابع یک وزارت دفاع واحد کرد‌ــ و هم تجربه «قانون گلدواتر-نیکولز 1986» را که هدفش بیرون راندن فرماندهان نیروها از زنجیرۀ فرماندهی عملیات بود. با آن‌که ایالات متحده سابقه‌ای طولانی در کنترل غیرنظامی بر ارتش دارد، هر دو اصلاح به شدت با دشمنی افکار عمومی و نیز مخالفت فرماندهی عالی روبه‌رو شد؛ از جمله در ماجرای مشهور «شورش دریاداران» در سال 1949 که افسران نیروی دریایی به‌طور علنی با سیاست دفاعی دولت ترومن مخالفت کردند.
با توجه به بی‌پروایی پاکسازی‌ها و اصلاحات شی، بسیاری از تحلیلگران بیش از یک دهه انتظار ــ‌یا حتی امید‌ــ به نوعی واکنش علیه او داشتند. اما شی این بازسازی گسترده در فرماندهی عالی را بی‌آنکه هیچ نشانه آشکاری از نافرمانی بروز کند، به انجام رساند. او به‌جای آن‌که مثل روال معمول ارتش آزادی‌بخش، شاگردان و دست‌پروردگان نخبگان ارتش را پاکسازی کند تا به قول معروف با زدن به در دیوار را بفهماند پیامی برای بالادست‌ها بفرستد، مستقیم رگ حیاتی فرماندهی را هدف گرفت و خود رهبری را گردن زد. این یک قمار بود، اما چنین اقدامی عملاً مقاومت را در هم کوبید و به نظر رسید جایگاه شی را تقویت کرد.
در واقع، در سیاست چین قدرت بیشتر شبیه به بهرۀ مرکب انباشته می‌شود تا اینکه چیزی مستهلک شونده باشد و ظرفیت مخالفت با شی به‌جای آنکه جمع شود، به مرور زمان تحلیل رفته است. این پویایی در کنگرۀ اخیر حزب در سال 2022 به‌روشنی آشکار شد، هنگامی که شی نه تنها متحدانِ از پیش به حاشیه رانده‌شدهٔ سلفش «هو» را از صف رهبری بیرون انداخت، بلکه خود «هو» را نیز در برابر دیدگان همگان به شکلی فیزیکی از جلسه اخراج کرد، در حالی‌که خودش بی‌تفاوت نظاره‌گر ماجرا بود. شی در طول دوران زمامداری‌اش حتی دوبار کل فرماندهی عالی ارتش را به مکان‌های تاریخی انقلاب برد؛ جایی که مائو کنترل حزب بر ارتش را نهادینه کرده بود، تا به این ترتیب بار دیگر نقش ارتش به‌عنوان بازوی مسلح حزب کمونیست را یادآوری کند.
تمرکز شی بر اصلاح ارتش آزادی‌بخش خلق در غرب اغلب به‌عنوان وسواس کوته‌نگرانه‌اش بر موضوع اتحاد با تایوان تصویر می‌شود. اما این موضوع جنبه‌ای نمادین‌تر دارد. در سراسر دوران رهبری‌اش، شی علاقه ویژه‌ای به جشن‌های صدمین سالگرد نشان داده است و سال 2027 مصادف خواهد بود با صدمین سالگرد تأسیس ارتش آزادی‌بخش خلق. به‌طور اتفاقی، این سال همچنین آغاز بالقوۀ دوره چهارم ریاست او خواهد بود و طبیعی است که شی و ارتش از این مناسبت برای ستایش علنی پیشرفت‌های چشمگیر ارتش در راستای اهداف او بهره‌برداری کنند. با این حال، در پشت درهای بسته، بعید است شی از فشار بی‌امان بر ارتش برای دستیابی به دستاوردهای بیشتر دست بردارد.
آماده‌ی نبرد؟
رویکرد سنگین و سلطه‌جویانۀ شی به ارتش آزادی‌بخش خلق نه تنها اهداف نظامی او را تضمین می‌کند، بلکه در خدمت اهداف سیاسی‌اش نیز قرار دارد. نگه داشتن فرماندهان ارشد در وضعیتی از تردید نسبت به آینده شغلی‌شان و وابسته ساختن آنان به شی برای ارتقا و معیشتشان، به او اجازه می‌دهد کانال‌های اطلاعاتی متعددی را از درون ارتش پرورش دهد تا بتواند آن دیوار انزوا را بشکند و با سنجش اطلاعاتی که از منابع مختلف می‌شنود، تصویر دقیق‌تری به دست آورد. این تاکتیک به‌ویژه هنگامی اهمیت می‌یابد که ارتش آزادی‌بخش خلق در مسیر مدرن‌سازی برای جنگ‌های قرن بیست‌ویکم قرار گرفته و برای رهبران غیرنظامی حزب بیش از پیش نفوذناپذیر شده است.
برای بسیاری از ناظران، این رویکرد شی ممکن است مخرب به نظر برسد. مدیریت سختگیرانۀ ارتش و پیوستگی کارزار ضدفساد او، احتمالاً برای فرماندهان ارشد تحقیرآمیز و دلسردکننده است. با این حال، شی به‌احتمال زیاد چنین رنجی را برای ستاد عالی ارتش دارای اثر تربیتی و سودمند می‌بیند. پدر خود او بارها در طول دوران طولانی فعالیتش در حزب کمونیست از قدرت برکنار و زندانی شد ــ‌آزمایش‌هایی که به نظر می‌رسد وفاداری او به حزب را عمیق‌تر کرد نه اینکه آن را تضعیف کند.
بیش از 40 سال است که ارتش آزادی‌بخش خلق در صلح بوده و طعم واقعی نبرد را نچشیده است. بدون چالش یا آزمونی برای وفاداری، شی می‌داند خطر رخوت و سستی ارتش وجود دارد. او ارتشی می‌خواهد که به چنین آزمون‌هایی خو گرفته باشد و آماده انجام دشوارترین مأموریت‌ها شود ــ‌خواه مجازات «هموطنان» ادعایی در تایوان و دفع مداخلۀ احتمالی آمریکا باشد، خواه توسل به خشونت برای حفاظت از حزب در برابر شهروندان خودی. همان‌طور که شی در نخستین سخنرانی‌اش به ارتش آزادی‌بخش خلق پس از رسیدن به فرماندهی کل گفت، اتحاد شوروی سقوط کرد چون «هیچ‌کس آن‌قدر مرد نبود که بایستد و مقاومت کند.» شی به‌شکلی وسواسی می‌خواهد مطمئن شود که مردان ارتش آزادی‌بخش خلق در صورت لزوم مقاومت خواهند کرد ــ‌اما هنوز اطمینان ندارد که چنین می‌کنند.


نظرات شما