ایران پرسمان - همشهری / «درباره سیلی خوردن سرباز در بازار» عنوان یادداشت روز در روزنامه همشهری به قلم محسن مهدیان است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در یکی از فیلمهای کف بازار، صحنهای هست که غمانگیز است؛ یکی از معترضان بهصورت سرباز وطن سیلی میزند و سرباز، ساکت میماند و عقب میرود؛ صحنه تلخ است.
اما این سرباز، دقیقا تصویر مظلومیت این روزهای جمهوری اسلامی است؛ مظلومیت مردم.
واقعیت میدان این است که جمهوری اسلامی ناگزیر است و چهبسا لازم است سکوت کند؛ درست مثل همان سرباز؛ نه از سر ضعف، بلکه از سر فهم میدان.
چرا سکوت میکند؟
بازار ![]()
چون کسانی که به خیابان میآیند و شعار میدهند، حتی اگر شعارشان ساختارشکنانه باشد، از یک جهت محقاند؛ مردمی که هرروز میبینند ارزش پولشان جلوی چشمشان آب میشود، داراییشان کوچکتر میشود و گذران زندگی سختتر.
آدم عصبانی اگر به خطا فریاد بزند یا دشنام بدهد، حرجی بر او نیست.
سکوت جمهوری اسلامی دقیقا از همینجا میآید؛ همانطور که سرباز، با آرامش صبوری کرد.
چون میدید آنکه سیلی زده، از جهتی حق دارد. آن سرباز هم خودش درگیر همین فشارهاست.
اما آن سیلی، یکجا دردناکتر میشود؛ آنجا که رنگ مظلومیت میگیرد.
مظلومیت سرباز چه وقت است؟
آنوقت که در هیاهوی کف خیابان، جای دوست و دشمن عوض میشود.
آنوقت که فریاد شنیده میشود، اما ریشه فریاد دیده نمیشود.
درد سرباز وطن همینجاست.
ریشه فریاد کجاست؟
کمکاری و کاستی مسئولان بهجای خود، اما ریشه اصلی این فشار اقتصادی را همانها ساختند که در یک نمونه، در محله تجریش تهران، با وحشیگری آشکار سیل خون به راه انداختند. هنوز جنازه دخترک محله نارمک تهران که زیر موشک حرامیان پودر شد، جمع نشده و بازنگشته است. ماشه دلار را همان کشید که ماشک موشک را کشید؛ همان کرکسها و شغالهای سابقهدار، چون خوب فهمیدهاند مشکل جمهوری اسلامی مردماند، نه حاکمیتش.
جمهوری اسلامی همین مردم است و امروز مظلوم است، چون در برابر دشمنی ایستاده که آشکارا تحریم میکند، از جان تا سفره مردم را هدف میگیرد و بعد، با وقاحت، خود را دلسوز مردم جا میزند.
دشمنی که فشار اقتصادی میسازد و سپس در صف اول اعتراض میایستد و میدانداری میکند.
سرباز کف بازار، اگر درست دیده شود، نشانه ضعف نیست؛ او تصویر حاکمیتی است که ترجیح میدهد صبور بماند تا مردمش بمانند؛ هم هویتشان و هم حیاتشان.