سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
اقتصاد روز

اعتماد: به جای بازجویی و دادگاه علت اعتراض و خشم بازداشت شدگان عادی را دریابید

اعتماد: به جای بازجویی و دادگاه علت اعتراض و خشم بازداشت شدگان عادی را دریابید
ایران پرسمان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست محمد ذاکری| اکنون که غبار ناآرامی‌های داخلی دی ماه فرو نشسته و وضعیت کشور ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمد ذاکری| اکنون که غبار ناآرامی‌های داخلی دی ماه فرو نشسته و وضعیت کشور ثبات و آرامش نسبی خود را بازیافته است، طرح، اندیشیدن و پاسخ به این پرسش ضرورت دارد که آیا جز دسیسه و طراحی دشمنان خارجی و سرویس‌های جاسوسی آنها برای ایجاد اغتشاش و هرج و مرج و آسیب به کشور و مردم، چه عوامل دیگری در بروز متواتر این آشوب‌ها و رفتارها و کنش‌های هیجانی، مخرب و گاه خشن معترضین که به تعبیر نهادهای رسمی اعتراض را به اغتشاش تبدیل می‌کنند، وجود دارد؟ به بیان ساده‌تر اگر نیروهای آموزش دیده و تربیت شده سیا و موساد و منافقین و گروهک‌ها را کنار بگذاریم، بر فرزند و برادر و خواهر ما چه رفته که با آن نیروی آموزش دیده همراه می‌شود، به اموال عمومی و خصوصی آسیب می‌زند و گاه نسبت به نیروهای حکومتی رفتار خشونت‌آمیز دارد؟ این ساده‌انگاری و تغافل است که همراه با گویندگان تندرو رسانه‌های این سو و آن سو، همه نیروهای حاضر در کف خیابان را با یک چوب برانیم و با هر عنوان و اطلاقی، آسیب‌شناسی مساله را کنار نهیم. البته سهم حاکمیت در این موضوع بیشتر و جدی‌تر است، چون در این کشور و با این مردم زندگی می‌کند و نمی‌تواند این آتش زیر خاکستر را نادیده بگیرد؛ چه آنکه در دهه اخیر هر دو، سه سال یک‌بار به بهانه‌ای شعله کشیده و ‌تر و خشک را با هم سوزانده است. بررسی علت و محرک حضور و واکنش‌ این افراد ضروری و وظیفه مهم حاکمیت است. در این بین، توجه به یک دقیقه هم مهم و هم اسفبار است. بسیاری از این افرادی که در سطور قبل ذکرشان رفت، تام و تمام محصول و دست‌پرورده نظام آموزش و تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی هستند. بسیاری از آنها متولد دهه‌های ۷۰ تا ۹۰ هستند که نه تنها خودشان، بلکه پدر و مادرشان هم تصویر و خاطره چندانی از دوران پهلوی ندارند و در دوران جمهوری اسلامی رشد کرده و بالیده‌اند. پس نظام آموزشی و تربیتی و تبلیغی و رسانه‌ای نه تنها در دیدگاه و کنش آنها مسوولیت دارد..
، بلکه در اقدامات مخرب احتمالی آنها نیز مقصر است.واقع امر آن است که نظام آموزشی مقدماتی و عالی، نظام رسانه‌ای رسمی، نظام تبلیغات رسمی و مذهبی و بسیاری از نظامات اینچنینی در قریب نیم قرن فعالیت خود بعد از انقلاب، در بسیاری موارد چیزی جز خشونت کلامی ، ادبیات خشن و غلیظ، و دوقطبی‌سازی را تولید و پراکنده نکرده‌اند . مدت‌هاست دلسوزان اجتماعی در خصوص نگرش حاکم بر صداوسیما و ضرورت تغییر آن، ادبیات تند و نامهربانانه برخی ائمه جمعه و جماعات و مداحان حکومتی، نحوه چینش و انتخاب معلمین و اساتید و گزینش‌های عجیب و غریب آنها، محتوای نامناسب کتب درسی و اصرار بیش از حد بر نوع تربیت دانش‌آموزان و دانشجویان و هزار و یک اشکال دیگر که وضعیت فرهنگی و اجتماعی کشور را بدین نقطه کشانده، هشدار داده و خواهان اصلاح و تغییر هستند، اما گوش‌های لجوجانه بدهکار نیست. به اینها بیفزایید فساد و ثروت‌های بادآورده و سبک زندگی اشرافی برخی از کار به دستان را در برابر جوانانی که پدر و مادرشان بعد از یک عمر کار شرافتمندانه و تلاش و زحمت روز به روز پسرفت می‌کنند و از حداقل‌های رفاه نیز دور می‌شوند. مگر ظرفیت روانی یک جوان یا نوجوان چقدر است که این همه را ببیند و دم بر نیاورد؟ این حرف‌ها البته تازگی ندارد و در ادوار قبلی هم گفته شده و آن که باید توجهی نکرده است. لیکن این‌بار پیشنهاد می‌کنم در مورد آن دسته از بازداشت‌شدگانی که اطمینان دارید جزو گروه‌های سازمان‌یافته نیستند و عوامل و محرک‌های دیگری آنها را به خیابان کشانده است، به جای بازجویی‌ها و دادگاه‌های معمول یا اخذ تعهد و ایجاد سابقه، از گروهی از جامعه‌شناسان و روانشناسان اجتماعی بخواهید در محیطی آزاد با ایشان گفت‌وگو کنند و علت اعتراض و خشم و هیجان آنان را دریابند‌. بی‌تردید نتایج این بررسی علمی می‌تواند سرنخ‌های اصلاحی و نقاط قابل بهبود را برای دستگاه حاکمه آشکار سازد. به شرط آنکه عزمی برای اصلاح مشکلات و نارسایی‌ها وجود داشته باشد.
بازار


نظرات شما