سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد روز

سرمقاله اعتماد/ فرصت بازسازی

سرمقاله اعتماد/ فرصت بازسازی
ایران پرسمان - اعتماد / «فرصت بازسازی» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم حسین سلاح‌ورزی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: آتش‌بس اگر پایدار بماند، بدون تردید خبر ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - اعتماد / «فرصت بازسازی» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم حسین سلاح‌ورزی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
آتش‌بس اگر پایدار بماند، بدون تردید خبر خوبی برای ایران، اقتصاد ایران و فعالان اقتصادی است. جنگ، فارغ از نتیجه سیاسی آن، همواره دشمن سرمایه‌گذاری، تولید، تجارت و رفاه عمومی است. اما درست در همین نقطه باید مراقب یک خطای تحلیلی مهم باشیم؛ تفاهمنامه صلح به خودی خود اقتصاد را احیا نمی‌کند و پایان درگیری نظامی الزاما به معنای آغاز رونق اقتصادی نیست. واقعیت این است که بخش بزرگی از مشکلات صنعت و معدن ایران پیش از جنگ نیز وجود داشت. ناترازی انرژی، کمبود سرمایه در گردش، فرسودگی تجهیزات، دشواری دسترسی به فناوری، محدودیت‌های بانکی و تجاری، بی‌ثباتی مقررات، کاهش سرمایه‌گذاری و افت بهره‌وری، سال‌هاست که توان رقابت بنگاه‌های ایرانی را تضعیف کرده است. جنگ تنها این مشکلات را عمیق‌تر و آشکارتر کرد. بنابراین اگر امروز از «دوران پساجنگ» سخن می‌گوییم، نباید انتظار معجزه داشته باشیم. آنچه پیش روی ما قرار دارد، یک فرصت است؛ فرصتی محدود و شکننده برای اصلاح مسیر و بازسازی اقتصاد. فرصتی که اگر به درستی مدیریت نشود، ممکن است به سرعت از دست برود. نخستین ضرورت برای احیای صنعت و معدن ایران، بازگرداندن ثبات به محیط کسب‌وکار است. سرمایه‌گذار داخلی و خارجی بیش از هر چیز به قابلیت پیش‌بینی نیاز دارد. هیچ بنگاهی نمی‌تواند برای توسعه فعالیت خود برنامه‌ریزی کند، در حالی که هر روز با بخشنامه‌ای جدید، مقرراتی متفاوت یا تصمیمی ناگهانی مواجه می‌شود. اقتصاد ایران در سال‌های اخیر بیش از تحریم، از بی‌ثباتی رنج برده است. تحریم هزینه ایجاد می‌کند، اما بی‌ثباتی تصمیم‌گیری را ناممکن می‌سازد. فعال اقتصادی می‌تواند خود را با هزینه‌های بالاتر تطبیق دهد، اما نمی‌تواند با شرایطی کنار بیاید که آینده آن قابل پیش‌بینی نیست. دومین اولویت، حل بحران انرژی است. امروز مهم‌ترین مانع رشد صنعتی کشور نه کمبود بازار است و نه کمبود منابع طبیعی، بلکه کمبود برق و گاز است. هیچ کشوری با قطع برق کارخانه‌ها و توقف خطوط تولید به توسعه صنعتی نرسیده است. اگر قرار باشد همچنان در تابستان برق صنایع و در زمستان گاز واحدهای تولیدی قطع شود، سخن گفتن از جهش تولید، توسعه صادرات یا رشد صنعتی بیشتر شبیه آرزو خواهد بود تا برنامه اقتصادی. حل ناترازی انرژی باید به مهم‌ترین اولویت دولت تبدیل شود؛ حتی مهم‌تر از بسیاری از طرح‌های پرهزینه و کم‌اثر که سال‌ها منابع کشور را مصرف کرده‌اند. موضوع مهم دیگر، تامین مالی تولید است. هزاران واحد تولیدی در کشور وجود دارند که بازار دارند، مشتری دارند و حتی ظرفیت صادرات دارند، اما به دلیل کمبود سرمایه در گردش با بخشی از ظرفیت خود فعالیت می‌کنند. بانک‌ها نیز باید نقش خود را بازتعریف کنند. اقتصاد ایران دیگر توان تحمل سیاست‌های اعتباری سنتی و ناکارآمد را ندارد. منابع بانکی باید به سمت تامین مالی زنجیره تولید، خرید دین، فاکتورینگ، اعتبار اسنادی داخلی و ابزارهای نوین مالی هدایت شود. تزریق نقدینگی بدون هدف، تنها به تورم بیشتر منجر خواهد شد، اما تامین مالی هوشمند می‌تواند موتور تولید را دوباره روشن کند. اما شاید مهم‌ترین موضوعی که باید در دوران پس از آتش‌بس مورد توجه قرار گیرد، رابطه میان تولید و تجارت باشد. سال‌هاست که برخی سیاستگذاران چنین تصور می‌کنند که می‌توان از تولید حمایت کرد، اما تجارت را محدود ساخت. این نگاه نه با تجربه جهانی سازگار است و نه با منطق اقتصادی. تولید بدون تجارت معنا ندارد. هیچ صنعتی بدون دسترسی به مواد اولیه، ماشین‌آلات، فناوری، خدمات مالی، بیمه، حمل‌ونقل و بازارهای صادراتی قادر به رشد نیست. کارخانه‌ای که نتواند مواد اولیه خود را تامین کند، به سرعت متوقف خواهد شد و بنگاهی که امکان صادرات نداشته باشد، از دستیابی به مقیاس اقتصادی محروم می‌شود. به همین دلیل احیای صنعت ایران بدون احیای تجارت خارجی امکان‌پذیر نیست. اگر آتش‌بس قرار است دستاوردی اقتصادی داشته باشد، باید در درجه نخست به تسهیل تجارت، کاهش هزینه مبادله، گسترش ارتباطات بانکی، توسعه حمل‌ونقل و بازگشت ایران به زنجیره‌های منطقه‌ای و جهانی ارزش منجر شود. در کنار صنعت، بخش معدن نیز می‌تواند یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد ایران در سال‌های آینده باشد. ایران از معدود کشورهایی است که همزمان از ذخایر گسترده معدنی، نیروی انسانی متخصص و موقعیت جغرافیایی ممتاز برخوردار است. با این حال سهم معدن در اقتصاد ملی همچنان بسیار کمتر از ظرفیت‌های واقعی آن است. اکتشافات جدید، نوسازی ماشین‌آلات معدنی، توسعه صنایع فرآوری و تکمیل زنجیره ارزش می‌تواند به خلق ثروت، اشتغال و ارزآوری پایدار منجر شود. اما تحقق این هدف نیازمند سرمایه‌گذاری، فناوری و ثبات مقررات است؛ سه مولفه‌ای که در سال‌های اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. 
در این میان نباید از یک مساله اساسی غافل شد؛ اعتماد. اقتصاد ایران بیش از هر چیز از کمبود اعتماد رنج می‌برد. اعتماد سرمایه‌گذار به سیاستگذار، اعتماد تولیدکننده به مقررات، اعتماد صادرکننده به سیاست‌های ارزی و اعتماد فعالان اقتصادی به آینده. بدون بازسازی این سرمایه نامریی، هیچ برنامه توسعه‌ای به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. سرمایه به جایی می‌رود که امنیت حقوق مالکیت وجود داشته باشد، قراردادها محترم شمرده شوند و قواعد بازی به‌طور ناگهانی تغییر نکند. آتش‌بس می‌تواند فرصتی برای بازسازی این اعتماد باشد. اما اعتماد با شعار ایجاد نمی‌شود. اعتماد محصول رفتار است. محصول ثبات در تصمیم‌گیری، پایبندی به تعهدات و احترام به بخش خصوصی است. امروز اقتصاد ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری به واقع‌بینی نیاز دارد. نه خوشبینی افراطی کمکی می‌کند و نه بدبینی مطلق. باید بپذیریم که آتش‌بس پایان مشکلات نیست، بلکه آغاز یک آزمون بزرگ برای نظام حکمرانی اقتصادی کشور است. اگر بتوانیم از این فرصت برای اصلاح محیط کسب‌وکار، حل بحران انرژی، توسعه تجارت، تامین مالی تولید، جذب سرمایه‌گذاری و بازسازی اعتماد استفاده کنیم، شاید سال‌های آینده را بتوان نقطه آغاز یک دوره جدید از رشد و توسعه اقتصادی دانست. اما اگر این فرصت نیز مانند بسیاری از فرصت‌های گذشته در میان اختلافات، تصمیم‌های کوتاه‌مدت، مداخلات غیرضروری و سیاست‌های ناپایدار از دست برود، آتش‌بس صرفا وقفه‌ای کوتاه میان دو بحران خواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری، اقتصاد ایران به یک انتخاب بزرگ نیاز دارد؛ انتخاب میان بازگشت به مسیر تولید، تجارت و سرمایه‌گذاری یا تداوم چرخه‌ای که سال‌هاست رشد اقتصادی کشور را فرسوده و آینده را پرهزینه‌تر کرده است.
بازار


نظرات شما