ایران پرسمان - کیهان / «یک قاب عکس از جولانی» عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم سید محمد عماد اعرابی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
فکرش را بکنید یک گروه تروریستی مورد حمایت غرب که تا همین چند روز پیش سر مردان را میبُرید و زن و بچهشان را میکُشت و یا به اسارت میبرد؛ کشوری را تصرف کرده و به قدرت رسیده است. آن کشور درگیر هرج و مرج و بیقانونی شده و آیندهای مبهم دارد. فقط باید یک غربزده مفلوک ایرانی باشی که به هوای بر سر کار آمدن یک رژیم مورد حمایت غرب، حسرت چنین وضعیتی را بخوری و در رثای آن مقاله بنویسی و آن را «لحظه جادویی رهایی» بنامی!
این اتفاق آذرماه 1403 افتاد. زمانی که تروریستهای تحریرالشام به سرکردگی «ابومحمد الجولانی» تحت حمایت آمریکا با سقوط دمشق، حکومت سوریه را به دست گرفتند و روزهای بیثباتی و آشفتگی در این کشور آغاز شد. روزنامه غربزده هممیهن از ذوق این اتفاق «در ستایش لحظه جادویی رهایی» نوشت و حتی نویسنده، رؤیای اتفاقی مشابه را با جمله: «تصور کن اگه حتی، تصور کردنش سخته!» در ذهن پروراند!
اکنون 19 ماه پس از روی کار آمدن تروریستهای تحریرالشام به سرکردگی جولانی در سوریه دیگر نیازی به تصور کردن نیست چون همه چیز پیش چشمانمان رخ داده است. فقط در 48 ساعت اول، رژیم صهیونیستی با حملات هوائی 320 نقطه در سوریه را هدف قرار داد و حدود 80 درصد از توان نظامی سوریه از جمله پدافندهای هوایی، جنگندهها، بالگردها، انبارهای موشکی، ناوگان دریایی، مراکز تحقیقات نظامی و... را از بین برد. اسرائیل با این بهانه که نمیخواهد سلاحهای حکومت اسد به دست حکومت بعدی برسد، طی 18 ماه حکومت جولانی، 849 بار به سوریه حمله کرد و بیش از 700 نقطه را هدف قرار داد. سوریه تقریبا خلع سلاح شد.
این اتفاق در حالی میافتاد که انگار حتی جولانی هم از این حجم حملات اسرائیل متعجب بود. او میگفت: «اسرائیل دیگر هیچ بهانهای برای حمله به سوریه ندارد» «اسرائیل به بهانه حضور ایران وارد سوریه شد و بهانه آن اکنون پایان یافته است.» حقیقت دقیقا در همین جملات خودنمایی میکرد. تا زمانی که سوریه در جبهه مقاومت قرار داشت هرگز زیرساختهایش هدف چنین حملات گستردهای قرار نگرفت؛ اما از زمانی که مقاومت را کنار گذاشت نهتنها با صدها حمله هوائی و تخریب زیرساختهایش مواجه شد بلکه حتی بخش قابل توجهی از خاکش را نیز از دست داد.
350 کیلومترمربع مساحتی تقریبا برابر با نوار غزه در فلسطین است. این مساحتی است که رژیم صهیونیستی پس از روی کار آمدن جولانی از خاک سوریه اشغال کرد. جولانی همان هفته اول در یک مصاحبه تلویزیونی علیرغم حملات اسرائیل خیال رژیم صهیونیستی را راحت کرد و گفت قصد جنگ با اسرائیل را ندارد، از خاک سوریه برای حمله به اسرائیل استفاده نخواهد شد و او میخواهد مسئله را به دور از ماجراجویی نظامی با دیپلماسی حل کند؛ اما با این حال صهیونیستها تا 25 کیلومتری دمشق هم جلو آمدند. رژیم جولانی نه تنها یک گلوله هم به سمت صهیونیستها شلیک نکرد بلکه در این مدت چهرهها و گروههای ضد اسرائیلی در سوریه را تحت تعقیب قرار داد؛ آنها را دستگیر و تشکیلاتشان را منحل کرد؛ با این حال اسرائیل هرگز حملات خود به سوریه را متوقف نکرد و همین چند هفته پیش در 8 تیر 1405 (29 ژوئن 2026) بار دیگر با حملات بالگردی و موشکی جنوب سوریه را هدف قرار داد. مقاومت هزینه دارد، در این شکی نیست؛ اما هزینه سازش به مراتب بیشتر از مقاومت است، حالا دیگر در این هم شکی وجود ندارد.
14 می2025 بیش از 5 ماه از روی کار آمدن جولانی میگذشت که او به ریاض سفر کرد تا اولین دیدار خود با رئیسجمهور آمریکا را انجام دهد. تروریست سابق[!] که وزارت خارجه آمریکا برای دستگیریاش
10 میلیون دلار جایزه تعیین کرده بود حالا در یک قاب معنادار با کت و شلوار و کروات مقابل رئیسجمهور آمریکا ایستاده بود و هر دو دست یکدیگر را به گرمی میفشردند. ترامپ از همان روز وعده لغو تحریمهای سوریه را به جولانی داد و البته شروطی هم گذاشت از جمله عادیسازی روابط سوریه با اسرائیل و برخورد با گروههای ضداسرائیلی.
آمریکا همیشه به آسانی وعده میدهد اما هرگز وعدههایش را به آسانی اجرا نمیکند. اندیشکده «چتمهاوس» با اشاره به همین رویکرد کاخ سفید پس از دیدار جولانی و ترامپ نوشت: «وعده ترامپ برای لغو تحریمهای سوریه آسان اما اجرای آن دشوار است.» طبق گزارش این اندیشکده ترامپ فقط میتوانست فرمانهای اجرائی رئیسجمهور را که تنها شامل دو فرمان اجرائی میشد، لغو کند. ترامپ نمیتوانست تحریمهای اساسی کنگره را که در قوانین آمریکا مدون شده بودند، لغو کند. از آن مهمتر سوریه از زمان حکومت اسد طبق قوانین آمریکا در فهرست کشورهای حامی تروریست قرار داشت؛ تحریمهایی که به این بهانه بر سوریه اعمال شده بود وزن قانونی و سیاسی بالایی داشت و به این سادگی لغو شدنی نبود.
همین هم شد. چهار ماه بعد در 24 سپتامبر 2025 وقتی جولانی برای دومین بار به دیدار رئیسجمهور آمریکا رفت؛ علیرغم وعدههای ترامپ، سوریه همچنان تحت تحریمهای اصلی آمریکا قرار داشت. جولانی باز هم خواستار لغو تحریمهای سوریه شد و ترامپ هم باز وعده همکاری داد. ماه بعد سومین دیدار جولانی با رئیسجمهور آمریکا انجام شد. در این مدت او تقریبا همه خواستههای ترامپ را برآورده کرده بود. دولت و نیروهای مسلحش هیچ واکنشی به حملات اسرائیل نشان نمیدادند، اشغال خاک سوریه توسط اسرائیل را پذیرفته و هیچ تلاشی برای آزادسازی آن نمیکرد، روابط با ایران را کاملا قطع کرده بود، رهبران مبارز فلسطینی را بازداشت کرد و گروههای حامی فلسطین را تحت فشار گذاشت و منحل کرد؛ با این حال 10 نوامبر 2025 وقتی به عنوان اولین رئیسجمهور[!] سوریه برای دیدار با ترامپ به کاخ سفید رفت او را از دری که رهبران کشورهای دیگر وارد میشدند، وارد نکردند؛ ترامپ مانند رهبران کشورهای دیگر به استقبالش نیامد و از همه مهمتر تحریمهای سوریه همچنان پابرجا بود.
در پایان سال 2025 یعنی یک سال پس از روی کار آمدن جولانی کنگره آمریکا سرانجام قانون سزار، یکی از قوانین مهم تحریمی سوریه را لغو کرد اما آمریکا همچنان کنترلهای صادراتی به سوریه را حفظ و مشروط به اخذ مجوز تحت قوانین سختگیرانه وزارت بازرگانی آمریکا کرد. واشنگتن برخی تحریمهای دیگر را نیز به بهانه خاندان اسد (رئیسجمهور پیشین سوریه) و البته با تفسیرپذیریای فراتر از خاندان اسد، باقی گذاشت. علاوهبر این آمریکا با وجود همه اقدامات جولانی، همچنان سوریه را در فهرست کشورهای حامی تروریست نگه داشت. اقدامی که طبق گزارش الجزیره باعث میشد لغو تحریمهای دیگر تأثیر چندانی نداشته باشد.
تقریبا 2 سال از روی کار آمدن جولانی میگذرد. او 17 تیر 1405
(8 جولای 2026) چهارمین دیدارش را با ترامپ انجام داد. ترامپ باز هم به او وعده خارج شدن سوریه از فهرست کشورهای حامی تروریست را داد و وزیر خارجهاش، مارکو روبیو نیز بار دیگر وعده لغو تحریمهای سوریه را داد: «لغو تحریمها علیه سوریه، تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی را آزاد خواهد کرد، به سوریه فرصتی برای بازسازی میدهد و فصل جدیدی را برای مردم سوریه میگشاید.»
جولانی در قبال اقدامات عملی گستردهای که به نفع آمریکا و اسرائیل انجام داد، فقط وعده دریافت کرد. او حتی حاضر شد خواسته ترامپ مبنی بر درگیری با حزبالله لبنان را پیگیری کند و به همین منظور وزارت کشور رژیم جولانی «حزبالله لبنان» را به عنوان «گروه شبه نظامی تروریستی» معرفی کرد اما باز هم تاکنون چیزی بیشتر از وعدههای فریبنده دریافت نکرده است. سرمایهگذاری خارجی در سوریه و بازسازی آن توسط شرکتهای عربی، اروپایی و آمریکایی تقریبا از روی کاغذ فراتر نرفته و خبری از لغو کامل تحریمها و موانع تجاری و سرازیر شدن دهها میلیارد دلار سرمایه به سوریه نیست.
ماجرای جولانی باید آینه عبرتی برای برخی مسئولان ما باشد. از این به بعد هر مسئولی که صحبت از جلوگیری از جنگ با دیپلماسی و لغو فوری و کامل تحریمها با مذاکره کرد؛ کافی است قاب عکسی از «ابومحمد جولانی»
را جلوی او بگذارید. جولانی کسی است که به همه سازهای آمریکا رقصید. با اسرائیل کنار آمد، خلع سلاح شد، خاکش را داد، به قیمت تحقیر شدن با رئیسجمهور آمریکا ملاقات کرد، مزدوری آمریکا برای مقابله با حزبالله و سایر گروههای حامی فلسطین را پذیرفت اما دو سال پس از همه خوشرقصیهایش همچنان سوریه در فهرست کشورهای تروریستی آمریکا مانده و او وعده لغو تحریم و سرمایهگذاری خارجی دریافت میکند.
رفع تهدید و لغو تحریم با مذاکره سادهلوحانهترین «توهم» است که یک مدیر و مسئول میتواند داشته باشد؛ باور ندارید؟! به قاب عکس جولانی در سوریه نگاه کنید. جولانی به شما میگوید حتی اگر مزدور آمریکا شوید همچنان تحریمها و موانع تجاری از سوی آمریکا وجود دارد و البته خاکتان را هم از دست خواهید داد.