دوشنبه ۲۹ تير ۱۴۰۵
تحلیل روز

سرمقاله سازندگی/ هزینه‌های سیاسی و امنیتی

سرمقاله سازندگی/ هزینه‌های سیاسی و امنیتی
ایران پرسمان - روزنامه سازندگی/ «هزینه‌های سیاسی و امنیتی» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم سیدجلال ساداتیان که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: تجاوز نظامی آمریکا ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - روزنامه سازندگی / «هزینه‌های سیاسی و امنیتی» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم سیدجلال ساداتیان که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
تجاوز نظامی آمریکا به جنوب ایران، حمله به زیرساخت‌ها و تأسیسات کشور و هدف قرار گرفتن اماکنی که بنا بر گزارش‌های رسمی ازجمله پل‌ها، برج چابهار، خوابگاه سربازان وظیفه و پیش‌تر مدرسه میناب، جنایات جنگی، مغایر با حقوق بین‌الملل است و باید از همه ظرفیت‌های حقوقی و سیاسی برای پیگیری آن استفاده شود. ایران نیز با ارسال نامه به شورای امنیت، اعتراض رسمی خود را نسبت به این اقدامات ثبت کرده است. دفاع از تمامیت ارضی و پاسخ متناسب به هرگونه تجاوز، حقی مسلم برای هر کشوری است و در این اصل، تردیدی وجود ندارد و تجاوز آمریکا به هر شکلی محکوم است.
در این بین گمانه‌زنی‌‌هایی درباره گسترش ابعاد جنگ و سناریوهای آینده آمریکا مطرح می‌شود که جای تأمل و آمادگی برای مواجهه با آن دارد. اما آنچه امروز بیش از حملات خارجی نیازمند توجه است، رفتاری است که از درون، هزینه‌های کشور را افزایش می‌دهد. تجربه ماه‌های گذشته نشان داده که هرگاه دیپلماسی و میدان در کنار یکدیگر حرکت کرده‌اند، قدرت چانه‌زنی ایران افزایش یافته و هر زمان این دو در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند تنها طرف مقابل از شکاف داخلی سود برده است. هیچ عقل سلیمی از جمهوری اسلامی انتظار ندارد که به آمریکا اعتماد کند. اساساً موضوع، اعتماد نیست. آمریکا و اسرائیل اهداف راهبردی خود را در منطقه دنبال می‌کنند؛ از مهار ایران گرفته تا کنترل مسیرهای راهبردی و تضعیف قدرت منطقه‌ای تهران. این واقعیتی است که کمتر کسی درباره آن تردید دارد. اما شناخت دشمن به‌معنای تعطیل کردن دیپلماسی نیست.
دیپلماسی ابزار حفظ منافع ملی است، نه نشانه خوش‌بینی به طرف مقابل. در چنین شرایطی تخریب مستمر دستگاه دیپلماسی از سوی برخی جریان‌های تندرو، پرسش‌های جدی ایجاد می‌کند. این افراد نه مسئولیتی در قبال تصمیمات کلان کشور می‌پذیرند و نه پاسخگوی تبعات سخنان خود هستند اما از هر تریبونی برای حمله به مذاکره، تخریب تصمیمات رسمی و تحریک فضای عمومی استفاده می‌کنند. اگر تصمیمات امنیتی و سیاسی کشور در شورای عالی امنیت ملی و با تأیید عالی‌ترین سطوح نظام اتخاذ می‌شود چرا عده‌ای خود را فراتر از این سازوکار قانونی می‌دانند و هر تصمیم مبتنی بر عقلانیت را با برچسب «سازش» تخطئه می‌کنند؟ رفتارهایی مانند تعیین جایزه برای ترور ترامپ، حمل پرچم‌ها و پلاکاردهای تحریک‌آمیز یا طرح شعارهایی که هیچ نسبتی با سیاست رسمی جمهوری اسلامی ندارد صرفاً یک اقدام تبلیغاتی نیست؛ این اقدامات می‌تواند بهانه‌های تازه‌ای در اختیار دشمن قرار دهد، دست دیپلماسی ایران را ببندد و هزینه‌های سیاسی و امنیتی کشور را افزایش دهد. کسانی ‌که چنین شعارهایی سر می‌دهند، آیا حاضرند مسئولیت بین‌المللی، حقوقی و امنیتی پیامدهای آن را نیز بپذیرند؟ اگر پاسخ منفی است چرا باید اجازه داده شود که منافع ملی، قربانی رفتارهای هیجانی و فاقد مسئولیت‌پذیری شود؟ در این میان مسئولیت قوه قضائیه نیز قابل چشم‌پوشی نیست.
اگر فرد یا جریانی خارج از چارچوب‌های رسمی اقدام به تحریک، تهدید، تشویق به اقدامات غیرقانونی یا ایجاد هزینه برای سیاست خارجی کشور می‌کند، دستگاه قضایی باید بدون ملاحظه و براساس قانون وارد عمل شود. اجرای قانون نباید تابع گرایش‌های سیاسی باشد. همان‌گونه که با هر اقدامی که امنیت کشور را تهدید کند برخورد می‌شود، اقداماتی که به اعتبار بین‌المللی ایران لطمه می‌زند یا مسیر تصمیمات قانونی کشور را تخریب می‌کند نیز باید با پاسخ حقوقی روبه‌رو شود. امروز نیروهای مسلح با اقتدار از امنیت کشور دفاع می‌کنند و همزمان دستگاه دیپلماسی تلاش می‌کند دامنه بحران را مدیریت کند. این دو بازوی مکمل یک راهبرد واحد هستند، نه دو مسیر متعارض. بزرگ‌ترین خدمت به دشمن آن است که در داخل، میان مقاومت و عقلانیت شکاف ایجاد شود. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به وحدت در تصمیم‌گیری نیاز دارد. پاسخ قاطع به تجاوز خارجی یک ضرورت است اما همزمان حفظ مسیر دیپلماسی و جلوگیری از اقدامات خودسرانه نیز ضرورتی کمتر از آن ندارد. دفاع از ایران، هم در میدان معنا پیدا می‌کند و هم در پایبندی به قانون؛ و قانون باید با هر اقدامی که این توازن را بر‌هم می‌زند، قاطعانه برخورد کند.


نظرات شما