ایران پرسمان - کتاب «سر بر خاک دهکده» نوشته فائضه غفارحدادی، روایتی متفاوت از نخستین سفر اربعین این نویسنده است؛ سفری که با همراهی چهار محافظ، تجربهای آمیخته از طنز، اشک و معنویت را روایت میکند.
به گزارش خبرنگار مهر، گاهی یک سؤال، مسیر زندگی آدم را عوض میکند. نه یک اتفاق بزرگ، نه برنامهای از پیش تعیینشده؛ فقط یک پرسش ساده. «تا حالا اربعین رفتهاید؟» همین سؤال در یک برنامه تلویزیونی، فائضه غفارحدادی را مقابل حقیقتی قرار داد که دیگر نمیشد از کنار آن بیتفاوت گذشت. نویسندهای که پیشتر با کتاب «دهکده خاکبرسر» شناخته شده بود، اینبار تصمیم گرفت راهی دهکدهای شود که آرزو داشت سر بر خاکش بگذارد؛ دهکدهای که به تعبیر خودش، شهردارش حضرت عباس(ع) است و تمام کوچههایش به حرم امام حسین(ع) ختم میشود.
حاصل این سفر، کتاب «سر بر خاک دهکده» است؛ سفرنامهای متفاوت که نه فقط از پیادهروی اربعین، بلکه از دگرگونی درونی یک نویسنده روایت میکند. کتابی که هم لبخند بر لب مخاطب مینشاند و هم اشک را مهمان چشمهایش میکند.
وقتی چهار بادیگارد همسفر اربعین میشوند
شاید نخستین ویژگی متفاوت این کتاب، حضور چهار نیروی حفاظت در کنار نویسنده باشد؛ اتفاقی که از همان ابتدا فضای روایت را از سفرنامههای معمولی جدا میکند.
غفارحدادی با نگاهی طنزآلود، رابطه خود با محافظانش را روایت میکند؛ محافظانی که گاهی جدیاند، گاهی دستپاچه و گاهی خودشان بخشی از شیرینترین خاطرات سفر میشوند. همین همراهی، موقعیتهای بامزه و متفاوتی خلق میکند که فضای معنوی کتاب را از یکنواختی دور نگه میدارد. نویسنده نشان میدهد اربعین فقط اشک و زیارت نیست؛ لبخند هم بخشی از این مسیر است.
کربلا؛ دهکدهای که همه اهل آن هستند
یکی از زیباترین ایدههای کتاب، تعبیر کربلا به یک «دهکده» است. غفارحدادی معتقد است در اربعین، میلیونها انسان از دهها کشور دنیا، چنان به هم نزدیک میشوند که انگار سالهاست یکدیگر را میشناسند. فاصلهها از میان میرود، زبانها مانع ارتباط نیستند و همه احساس میکنند به خانهای قدیمی بازگشتهاند.
او کربلا را دهکدهای میبیند که هر سال، فرزندان پراکندهاش را دوباره دور هم جمع میکند؛ دهکدهای که هویت گمشده انسان را به او بازمیگرداند.
«سر بر خاک دهکده» فقط یک سفرنامه مذهبی نیست. یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، تلفیق طنز و معنویت است. نویسنده از صفهای طولانی خرید سیمکارت، مشکلات ارتباطی، شوخیهای مسیر، خستگی سفر و اتفاقات روزمره همانقدر میگوید که از لحظههای ناب زیارت.
همین ترکیب باعث شده روایت، طبیعی و باورپذیر باشد. مخاطب احساس نمیکند با متنی شعاری روبهرو است؛ بلکه همراه انسانی عادی میشود که مانند هزاران زائر دیگر، با خستگی، اضطراب، شوق و امید قدم در این مسیر گذاشته است.
اگرچه کتاب از زبان نویسنده روایت میشود، اما خیلی زود از مرز یک خاطره شخصی عبور میکند. غفارحدادی بارها نشان میدهد که اربعین، تجربهای فردی نیست؛ هر زائر، بخشی از یک اجتماع بزرگتر است. او از موکبها، مهماننوازی مردم عراق، همراهی زائران و مهربانیهای کوچک اما ماندگاری میگوید که روح این سفر را شکل میدهند.
در نگاه او، اربعین فقط رسیدن به حرم نیست؛ آموختن زندگی در کنار دیگران است.
یکی از نقاط قوت کتاب، قلم فائضه غفارحدادی است. او با زبانی ساده، روان و صمیمی مینویسد؛ زبانی که نه به تکلف میافتد و نه از زیبایی ادبی خالی میشود. طنز ظریف، تشبیههای خلاقانه و تصویرسازیهای دقیق، باعث شده خواننده خود را در متن سفر احساس کند.
از صف خرید سیمکارت گرفته تا پیادهروی در میان جمعیت میلیونی، همه چیز با جزئیاتی روایت میشود که مخاطب را همراه نویسنده میکند.
اربعین؛ فراتر از یک سفر
در لایههای عمیقتر کتاب، اربعین تنها یک زیارت نیست؛ نوعی بازگشت به خویشتن است. نویسنده بارها از تغییر نگاه انسان در این مسیر سخن میگوید؛ از اینکه چگونه آدمها در میان این جمعیت عظیم، خود واقعیشان را پیدا میکنند و معنای تازهای از همدلی، ایثار و بندگی را تجربه میکنند.
به همین دلیل، «سر بر خاک دهکده» فقط روایت چند روز سفر نیست؛ روایت سفری درونی است که پس از پایان مسیر نیز ادامه پیدا میکند.
چه کسی که بارها مسیر نجف تا کربلا را پیموده باشد و چه کسی که هنوز آرزوی رفتن را در دل دارد، میتواند با این کتاب ارتباط برقرار کند. برای زائران، کتاب یادآور لحظههایی است که شاید بارها تجربه کردهاند؛ بوی چای موکبها، خستگی جاده، مهربانی مردم عراق و اشتیاق رسیدن به حرم.
و برای جاماندگان، این کتاب پنجرهای است به سفری که شاید هنوز قسمتشان نشده، اما میتوانند آن را از دریچه قلم نویسنده لمس کنند.
روایتی متفاوت از جاده عشق
«سر بر خاک دهکده» در میان سفرنامههای اربعین، اثری متفاوت است؛ نه فقط به خاطر حضور چهار محافظ یا روایت طنزآلودش، بلکه به این دلیل که اربعین را از زاویه نگاه یک نویسنده روایت میکند؛ نویسندهای که میکوشد معنویت را در دل اتفاقات ساده و روزمره پیدا کند.
این کتاب نشان میدهد جاده نجف تا کربلا فقط مسیر رسیدن به یک مقصد نیست؛ راهی است برای شناخت انسان، برای یافتن خود و برای بازگشت به دهکدهای که هر عاشق امام حسین(ع)، آن را وطن دلش میداند.
«سر بر خاک دهکده» از همان کتابهایی است که خواندنش تنها خاطره یک سفر را زنده نمیکند؛ بلکه اشتیاق دوباره رفتن را در دل مخاطب شعلهور میسازد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
شاید این ایام امام حسین کربلا را میسپارد به علمدارش. شهردار که او باشد دیگر همه چیز ممکن است. شهر اندازه یک کشور، کش میآید و بعد که همه را بغل کرد فشارشان میدهد. آن قدر به هم نزدیکشان میکند که دلهایشان به هم گیر کند. اخبار و احوالشان در هم گره بخورد از غریبگی مسافتهای دور و دراز در بیایند و مثل مردم یک دهکده به هم نزدیک شوند. دهکدهای که انگار زادگاهشان بوده و خانه پدری را هنوز هم دلشان نیامده بفروشند و هر سال اربعین میعادگاهی است که همه رفتهها و هویت گم کردهها بر میگردند به وطنشان به هویتشان به خاکشان خاکی که برایشان مقدس است. آن قدر که مهر نمازش کردهاند و هر بار که خدا را سجده میکنند سر بر خاک دهکدهشان میگذارند هر بار ذراتی میکروسکوپی از مهر کربلا میچسبد روی پیشانیها و هواهای سرگردان توی مغز را به مهر کربلا تبدیل میکنند.
کتاب «سر بر خاک دهکده» نوشته فائضه غفارحدادی در ۱۶۸صفحه از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.