شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
اقتصاد روز

جمهوری اسلامی: نظام به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | آخرین خبر

جمهوری اسلامی: نظام به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | آخرین خبر
ایران پرسمان - جمهوری اسلامی/متن پیش رو در جمهوری اسلامی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست قادر باستانی تبریزی| آمریکا دیگر پنهان نمی‌کند که هدفش از فشار ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - جمهوری اسلامی /متن پیش رو در جمهوری اسلامی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
قادر باستانی تبریزی| آمریکا دیگر پنهان نمی‌کند که هدفش از فشار بر ایران، تغییر رفتار یا گرفتن امتیاز در پای میز مذاکره نیست. سخن از جنگ اقتصادی سخت، فرسایش توان ملی و حتی تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی به میان آمده است. دشمن رذیلانه برای یک نبرد فرسایشی، عزم خود را جزم کرده و ظاهراً می‌داند کجا و چگونه باید فشار را بیشتر کند. در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز می‌تواندکشور را آسیب‌پذیر کند، روزمرگی، چندصدایی و بی‌تصمیمی در داخل است. ایران به نقشه‌ای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن‌گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینه‌هایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.
امروز جامعه بیش از هر چیز به یک صدای معتبر، مسئول و باورپذیر نیاز دارد که مردم بدانند اختیار سخن گفتن و تصمیم گرفتن دارد و حرفش فردا با سخن دیگری نقض نمی‌شود. در جنگ هشت‌ساله، مردم می‌دانستند وقتی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های جمعه سخن می‌گوید، سخنش نظر یک فرد نیست و جامعه آن را تصمیم نظام و موضع امام تلقی می‌کرد. مردم امروز تشنه شنیدن‌ هستند. تشنه دانستن اینکه کشور به کجا می‌رود و چه کسی مسئول عبور از این گردنه سخت است.
صداوسیما در چند هفته اخیر نشانه‌هایی از تغییر مثبت از خود نشان داد، اما مسئله اصلی همچنان در برونداد است که در جامعه دیده می‌شود. تغییر در ساختار و برنامه‌ها، وقتی به تغییر در ارتباط با مردم منجر نشود، کافی نیست. هنوز بخش قابل توجهی از تولیدات رسانه ملی برای همان مخاطب محدود و همیشگی ساخته می‌شود درحالی که جامعه بزرگتری بیرون از این دایره، تشنه شنیدن، گفت‌وگو و دریافت تصویری روشن از آینده است.
ماه‌های سختی پیش روست و تصمیم‌های پیش‌رو، در بسیاری موارد، انتخاب میان بد و بدتر است، اما بی‌تصمیمی از هر دو بدتر است. کشور نمی‌تواند همزمان زیر فشار جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدید خارجی قرار داشته باشد و همچنان در انتظار روشن شدن همه شرایط بماند. اصلاحات اقتصادی، هرچند ضروری، باید همزمان با اصلاح مسیر سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود. اگر امکان مذاکره و توافق وجود دارد، نباید فرصت‌ها را به امید آینده‌ای نامعلوم از دست داد و اگر قرار است مقاومت کنیم باید مردم را شریک این مقاومت بدانیم نه صرفاً پرداخت‌کننده هزینه‌های آن.
نظام اسلامی به یک تصمیم بزرگ و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد احیا شود یا با یک ابتکار سیاسی تازه، راه رسیدن به توافقی معنادار باز شود. توافق و میانجیگری عمان و دیگر کشورها می‌تواند مفید باشد اما به تنهایی جای حل مسئله اصلی را نمی‌گیرد. اکنون منافع ملی در معرض مخاطره‌ای جدی است و بیش از هر زمان دیگری به چاره‌اندیشی سیاسی فوری و شجاعانه نیاز دارد.
خطر اصلی این است که جنگ اقتصادی فرسایشی آرام و بی‌صدا، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و زیرساخت‌های کشور را مستهلک کند. در برابر تهدید گستاخانه دشمن، جامعه باید با یک نقشه روشن برای عبور از بحران روبه‌رو باشد،نه با روزمرگی، تناقض و بی‌تصمیمی.بی تصمیمی بیش از هر چیز مردم را می‌ترساند.
آمریکای جنایتکار، یک جنگ اقتصادی عمیق‌ و هوشمندانه‌ طراحی کرده که به جای ضربه‌های کوتاه‌مدت، بر فرسایش تدریجی اقتصاد و توان اجتماعی ایران متمرکز شود. اگر این فشار در یک مدت شش‌ماهه تشدید شود و همزمان مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی کشور محدودتر شود، نمی‌توان با تصمیم‌های روزمره با آن مقابله کرد. دشمن، فارغ از اینکه نیت و محاسباتش درست یا غلط باشد، برای فشار آوردن برنامه دارد. ما نیز باید برنامه داشته باشیم.
منابع دولت برای مقابله با این فرسایش محدود است. وقتی درآمدهای نفتی محدود شده و امکان جذب سرمایه خارجی به شدت کاهش یافته، انرژی و خدمات عمومی به منابع مهم باقی‌مانده تبدیل می‌شوند. اصلاح قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی ممکن است برای افزایش تاب‌آوری ضروری باشد، اما باید درباره هزینه اجتماعی آن واقعیت رابه مردم گفت. هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر انجام شود، سفره مردم را کوچک‌تر می‌کند و می‌تواند اعتراض و نارضایتی به دنبال داشته باشد. کالابرگ و سیاست‌های حمایتی می‌تواند بخشی از این فشار را کاهش دهد، اما مسئله را حل نمی‌کند.
بنابراین مسئله اصلی، اقتصادی نیست. پاسخ اصلی سیاسی است. کشور را وقتی می‌توان در شرایط جنگی اداره کرد که با مردم در شرایط عادی سخن گفته شود. نمی‌توان تصمیم‌های سخت گرفت، اما مسئولیت تصمیم را به گردن همه انداخت. مردم باید بدانند چه اتفاقی درحال رخ دادن است، چه گزینه‌هایی روی میز است، هزینه هر گزینه چیست و مقصد کجاست.
برای حفظ کیان کشور و نظام سیاسی، بایدسیاست خارجی بیش از گذشته مصلحت‌محور باشد. تکیه صرف بر حق، بدون دیدن واقعیت صحنه بین‌المللی، کشور را از امکان مانور محروم می‌کند. حقوق بین‌الملل مهم است، اما سیاست خارجی فقط اعلام حق نیست. هنر آن است که حق، مصلحت و قدرت را همزمان ببیند و از میان گزینه‌های دشوار، کم‌هزینه‌ترین راه را انتخاب کند.
مسئله امروز این نیست که آمریکا چه می‌کند. این است که ما برای آنچه آمریکا می‌کند، چه تصمیمی داریم. جنگ اقتصادی را نمی‌توان با روزمرگی اداره کرد و جامعه را نمی‌توان با سکوت و ابهام در کنار خود نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با مردم صادقانه سخن گفت، راه‌های دیپلماسی را باز گذاشت، فرصت توافق را از دست نداد و اگر قرار است هزینه‌ای برای مقاومت پرداخت شود، این هزینه عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم شود.


نظرات شما