جمعه ۲۰ شهريور ۱۴۰۵
خردنامه

گواهی‌های انسانی / ۵

دروازه رسانه

دروازه رسانه
ایران پرسمان - جامعه‌ دموکراتیک واقعی، جایی است بین یک جامعه‌ کاملا آزاد و بدون قید، و یک جامعه‌ دیکتاتوری بزک‌کرده. جامعه‌ای است با مشترکات حداقلی اما جدی و اختلاف نظرهای دروازه‌بانی شده اما غیر مصنوعی.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - جامعه‌ دموکراتیک واقعی، جایی است بین یک جامعه‌ کاملا آزاد و بدون قید، و یک جامعه‌ دیکتاتوری بزک‌کرده. جامعه‌ای است با مشترکات حداقلی اما جدی و اختلاف نظرهای دروازه‌بانی شده اما غیر مصنوعی.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: بنیادی‌ترین و رایج‌ترین کارکرد رسانه در جامعه دموکراتیک، اطلاع‌رسانی است، از آن سو، دموکراسی بدون رسانه قابل تصور نیست. دموکراسی در فرم مشارکت آرای شهروندان است، اما در محتوا داشتن امکان مشارکت است، داشتن امکان فکر و رسیدن به نظر نسبتا مستقل و دست کم دیکته‌نشده و این نظر داشتن بدون دسترسی به اطلاعات ممکن نیست.
یادمان باشد دسترسی به اطلاعات در جوامع به شکل متقارن یا عادلانه توزیع نشده است. دسترسی گروه‌های قدرتمند یا الیت به اطلاعات، بدون این که شایستگی آنان در یک آزمون معنادار محرز شده باشد، بیشتر است. اما این گروه‌ها وقتی مستقیم یا غیرمستقیم به عنوان نمایندگان مردم در نظام حاکم جایگاهی می‌یابند، باید تلفیقی از آرای خود و مردم را در تصمیم‌ها لحاظ کنند.
یعنی هم شهروندان رأی‌دهنده و هم مهره‌های حاکمیت نیاز به دسترسی به اطلاعات برای گرفتن تصمیم دارند و دسترسی متقارنی هم ندارند. این وظیفه‌ی رسانه را پررنگ‌تر می‌کند.
به همین دلایل است که در دموکراسی‌ها رسانه ها هم ابزار محافظت از دموکراسی هستند و هم ابزار کنترل افکار عمومی و رای‌سازی در انتخابات ها. در شوروی حزب یکی بود، حزب کمونیست. در ایالات متحده چندین حزب بر روی کاغذ وجود دارد، اما فقط دو حزب بازتاب رسانه‌ای می‌گیرند، حزب‌های جمهوری‌خواه و دموکرات با اختلافاتی نه چندان زیاد؛ نوعی شوروی با آرایش ملایم. در یک دموکراسی آرمانی چه رخ می‌دهد و رسانه چه می‌کند؟
یک نشانه‌ مهم برای دموکراسی فرمی‌ای که شکلی بزک‌کرده از دیکتاتوری است، این است که رابطه‌ مخاطب با رسانه را با مفهوم مصرف تحلیل می‌کنند. در شعار از اطلاع‌رسانی، آزادی بیان، و گفت‌وگوی آزاد صحبت می‌کنند، اما در گزارش‌ها، بررسی‌های اجرایی، و ارزیابی‌های تخصصی در عمل با مصرف سر و کار دارند نه با آزادی.
در یک جامعه‌ کاملا آزاد چه اتفاقی می‌افتد؟ این مهم است چون به نظر می‌رسد آزادی مهم‌ترین آرمان انسانی یا دست کم یکی از مهم‌ترین آرمان‌ها است. در یک جامعه‌ کاملا آزاد هر کسی می‌تواند در مقام یک رسانه هر چه خواست بگوید. رسانه‌ رسمی و غیررسمی وجود ندارد، چون آزادی قید رسمیت را حذف می‌کند.
تا مدت‌ها گمان می‌کردند در چنین جامعه‌ای راستی با استدلال و منطق بر ناراستی پیروز می‌شود. چرا؟ چون عنصر زمان را در نظر نمی‌گرفتند. دروغ، فریب، و داستان‌سرایی بسیار آسان‌تر، ارزان‌تر، و سریع‌تر از راستگویی، پژوهش، و استدلال است. به همین دلیل غم‌انگیز، در یک جامعه‌ کاملا آزاد ناراستی می‌تواند خیلی سریع راستی را حذف کند.
یکی از روش‌هایی که برای محافظت از جامعه در برابر رسانه‌ دروغگو در نظر گرفته‌اند، الزام نرم و قانونی رسانه‌ها به دروازه‌بانی آنچه منتشر می‌کنند است، طوری که بعضی داده‌های بنیادین در جامعه از دایره‌ وفاق عمومی خارج نشوند. جامعه‌ای که هیچ داده‌ بنیادین مشترک بین تقریبا تمام اعضای خود نداشته باشد، عملا یک جمع است، جامعه نیست؛ جامعه بوده، اما دچار تجزیه‌ معرفتی شده است.
جامعه‌ دموکراتیک واقعی، جایی است بین یک جامعه‌ی کاملا آزاد و بدون قید، و یک جامعه‌ دیکتاتوری بزک‌کرده مانند ایالات متحده. جامعه‌ای است با مشترکات حداقلی اما جدی و اختلاف نظرهای دروازه‌بانی شده اما غیر مصنوعی.


نظرات شما