ایران پرسمان - شایعه ممکن است درست از آب درآید و شاید خبر غلط باشد. تفاوت در وضعیت لحظه گردش آنها است؛ آیا ادعای کمپشتوانه از آستانه عبور کرده و خود را خبر وانمود میکند؟
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: در یکی از تعریفهای دانشگاهی خوب، شایعه ادعایی درباره واقعیت است که بدون پشتوانه کافی میان مردم میگردد. این تعریف بد نیست، اما هنوز دقیق نیست. قبل از آن بدانیم که شایعه لزوماً دروغ نیست. بارها شده چیزی ابتدا به شکل شایعه چرخیده و بعد معلوم شده درست بوده است. اگر دروغ بودن را وارد تعریف کنیم، این موارد را بیدلیل بیرون گذاشتهایم. راست یا دروغ درآمدن ادعا، بهتنهایی تعیین نمیکند که آن ادعا اول کار شایعه بوده یا نه.
تأیید نشده بودن هم نمیتواند ویژگی اصلی شایعه باشد. خبرهای تازه معمولاً مدتی تأیید نشده میمانند. شاید گزارش اولیه ناقص باشد. حتی فرضیههای علمی هم اساساً اول طرح میشوند بعد بررسی. اما هیچ کدام شایعه نیستند. ظاهراً باید به جای خود ادعا، به راهی نگاه کنیم که ادعا از آن ساخته میشود و به گردش میافتد.
آدمها با ابهام کنار نمیآیند. وقتی اطلاعات کم و پراکنده است، مغزشان تکهها را به هم وصل میکند و تصویری از ماجرا میسازد. این کار عادی است. در تصمیمهای روزمره، روزنامهنگاری و حتی علم نیز از آنچه مستقیماً میدانیم جلوتر میرویم و نتیجه میگیریم. پس سر هم کردن اطلاعاتِ ناقص نیست که شایعه را تعریف میکند.
تفاوت از جایی پیدا میشود که موضوع مهم، ترسناک یا فوری است و فشار ابهام بالا میرود. در این وضعیت، فشار و ترس است که باعث میشود نتیجه خیلی جلوتر از شواهد حرکت کند. البته که هر نتیجهای قدری از شواهد جلوتر میرود؛ وگرنه دیگر چه فایدهای داشت؟ مسئله اندازه این فاصله است. یک آستانه در کار است. وقتی ادعا با نتیجهگیریای فراتر از آستانۀ مجاز، بهعنوان واقعیت وارد گردش شود، شایعه است.
اثرِ احتمالی آستانه را تعریف میکند. لازم نیست کسی واقعاً زیان ببیند. کافی است ادعا بتواند باور مردم را تغییر دهد، بر تصمیمشان اثر بگذارد، یا رفتارشان را عوض کند، بیآنکه شواهدی متناسب با این اثر همراهش باشد. شایعه، با این نگاه، محصول تلاش جمعی برای بیرونآمدن از ابهام است؛ اما تلاشی که در آن فاصله میان شواهد و ادعای ساختهشده از حدی گذشته و گردش ادعا در لباس واقعیت، ریسک اجتماعی جدی و خطرناک پدید آورده است.
این تعریف چند مرز را روشن میکند. دروغ با قصد فریب شناخته میشود؛ شایعه با چگونگی ساختهشدن و گردش ادعا. حدس تا وقتی به چشم حدس نگاهش کنیم، شایعه نیست. تحلیل ممکن است از دادههای موجود فراتر برود، اما نشان میدهد کجا بر شاهد تکیه دارد و کجا استنتاج میکند. خبر اولیه نیز اگر نادانستهها و میزان قطعیت خود را آشکار کند، شایعه نیست. حتی خبر غلط هم الزاما شایعه نیست؛ گروهی از خبرهای غلط از فرایندی جز این، مثل خطاهای انسانی به وجود میآیند.
بنابراین معیار اصلی، این نیست که مدعا سرانجام راست از آب در بیاید یا دروغ. شایعه ممکن است درست از آب درآید و شاید خبر غلط باشد. تفاوت در وضعیت لحظه گردش آنها است؛ آیا ادعای کمپشتوانه از آستانه عبور کرده و خود را خبر وانمود میکند؟ این تفاوت درست در لحظهای ساخته میشود که ادعا به عرصه عمومی پا میگذارد. شایعه حاصل گذر از همین آستانه است.