پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۵
خردنامه

فرش ایرانی برای ماندن در زندگی امروزه باید دوباره طراحی شود

فرش ایرانی برای ماندن در زندگی امروزه باید دوباره طراحی شود
ایران پرسمان - یک طراح صنعتی گفت: اگر فرش از یک محصول کاربردی به یک محصول تزئینی تبدیل شود و کاربردش را از دست بدهد، به مرور خود صنعت فرش نیز از بین خواهد رفت.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - یک طراح صنعتی گفت: اگر فرش از یک محصول کاربردی به یک محصول تزئینی تبدیل شود و کاربردش را از دست بدهد، به مرور خود صنعت فرش نیز از بین خواهد رفت.

به گزارش خبرنگار مهر، فرش ایرانی از گذشته فقط برای پوشاندن کف خانه استفاده نمی‌شده بلکه بخشی از زندگی روزمره مردم بود و با شیوه زندگی ارتباط داشت. در گذشته، بسیاری از خانواده‌ها روی زمین می‌نشستند و فرش و پشتی بخش مهمی از فضای خانه را تشکیل می‌داد و فرش علاوه بر زیبایی، کاربرد مشخصی در زندگی مردم داشت.
نقش و نگار و رنگ فرش نیز تنها جنبه زیبایی نداشت و در شکل دادن به فضای خانه و حال‌وهوای آن مؤثر بوده. خیلی از صنایع‌دستی دیگر هم شرایط مشابه را داشتند. محصولاتی که امروز بیشتر به عنوان وسایل تزئینی شناخته می‌شوند در گذشته در زندگی روزمره مردم استفاده می‌شدند و برای آنها کاربرد مشخصی وجود داشت. با تغییر سبک زندگی‌های امروزه و غلبه فرهنگ غربی بر فرهنگ دیگر جوامع بخشی از این کاربردها کم‌رنگ شده و برخی از این محصولات بیشتر به کالاهای تزئینی تبدیل شدند.
در سال‌های اخیر با تغییر سبک زندگی، گسترش آپارتمان‌نشینی و رواج مبلمان، شکل استفاده از فرش تغییر کرده و فرش ایرانی آنطور که باید نتوانسته خود را با زندگی امروز هماهنگ کند و متناسب با خانه‌ها و نیازهای امروز طراحی شود. مسئله فرش فقط به تغییر بافت و تولید آن محدود نیست و طراحی و کاربرد آن باید متناسب با زندگی امروز مورد توجه قرار بگیرد. به همین بهانه با احمد عابدینی، طراح صنعتی درباره تغییر کارکرد برخی صنایع‌دستی از جمله فرش ایرانی و فاصله گرفتن آن از زندگی روزمره و ضرورت طراحی دوباره آن و نقش نهادهای فرهنگی در حفظ آن به گفت‌وگو پرداختیم.
* بعضی پژوهشگران معتقدند در زندگی‌های امروزه، فرش از یک محصول کاربردی به یک کالای صرفاً تزئینی تبدیل شده. منظور از این تغییر کارکرد چیست؟
محصولاتی که به‌طور روزمره در دسترس مردم هستند، از منظر طراحی صنعتی سه وجه دارند یکی کاربرد یا عملکرد محصول، دیگری زیبایی و وجه سوم ارزش‌های اقتصادی، اجتماعی، سنتی و فرهنگی آن محصول است. برای مثال، عملکرد ماشین لباسشویی، شستن لباس است. زیبایی آن به ظاهر و طراحی آن مربوط می‌شود. هیچ‌وقت شما ماشین لباسشویی را به شکلی که فقط یک لگن داشته باشد و دکمه‌ها و موتور و سیم‌های آن در معرض دید باشد، استفاده نمی‌کنید؛ بنابراین محصول را زیبا طراحی می‌کنند. فرش هم به‌عنوان یک محصول، این ویژگی‌هایی را داشته. بسیاری از محصولاتی که از سنت قدیم ما باقی ماندند و امروز به آنها صنایع‌دستی می‌گوییم، در گذشته صرفاً برای تزئین ساخته نمی‌شدند آنها محصولاتی کاربردی بودند. برای مثال، ظروف میناکاری‌شده در گذشته فقط برای اینکه روی طاقچه بزارند ساخته نمی‌شدند.
این ظروف در زندگی روزمره استفاده می‌شدند و حتی ممکن بود برای پذیرایی از یک مهمان خاص از آن‌ها به عنوان ظروف فاخر استفاده شود. اما امروز بسیاری از این محصولات کاربرد گذشته خود را از دست داده و به کالایی تزئینی تبدیل شدند یعنی بخش کارکردی آنها کمرنگ شده و بیشتر جنبه زیبایی‌شان باقی مانده. در این اتفاق عوامل مختلفی می‌تواند دخیل باشد که باید بررسی شود، اما یکی از آنها قطعاً مسئله فرهنگی است. مدرنیسم به نوعی بر فرهنگ ما ایران‌ها تأثیر گذاشته البته که این مسئله فقط مختص مردم ما نیست و در همه دنیا این اتفاق افتاد. دلیل دیگر این است که خود این محصولات هم مطابق با زندگی‌های امروزه به‌روز نشدند.
* منظورتان از به‌روز شدن، تغییر در طراحی این محصولات است یا در کاربرد و کارکرد آن؟
منظورم هر دو است؛ هم طراحی و هم کاربرد. فرهنگ فرش‌نشینی در گذشته دلیلی داشته. ما ایرانی‌ها و به‌طور کلی مردم شرق، به دلایل مختلف روی زمین می‌نشستیم و این شیوه نشستن فلسفه و حکمتی داشته. با تغییر فرهنگ و سبک زندگی و آمدن مبلمان، فرش متناسب با این شرایط جدید طراحی نشد. امروزه در برخی خانه‌ها، تمام سطح خانه با کف‌پوش یا سرامیک پوشانده شده و تنها بخش کوچکی از فضای خانه با فرش پوشیده می‌شود. به همین دلیل فرش دوباره به سمت یک محصول تزئینی پیش می‌رود.
در گذشته فرش‌های کوچکی که در اطراف و بخش‌های مختلف خانه قرار می‌گرفتند، فقط جنبه تزئینی نداشتند. برای این بود که فرد در تمام فضای خانه مجبور نباشد روی زمین سرد و سخت راه برود. امروز بسیاری از خانه‌ها سرامیک دارند و فرد مجبور است از دمپایی استفاده کند، چون راه رفتن روی سرامیک هم از نظر سرما و هم از نظر سختی سطح، مشکلاتی ایجاد می‌کند. بنابراین کاربرد فرش علاوه بر پوشاندن کف خانه بخشی از سبک زندگی و فرهنگ استفاده از فضای خانه بوده.
در گذشته حتی نقش و نگارهای فرش اهمیت داشت نقش و نگار و رنگ فرش می‌تواند در فضای خانه تأثیر بگذارد. اما متاسفانه به اسم مدرنیسم و مینیمالیسم، بسیاری از فرش‌های قدیمی ایرانی را حذف می‌کنیم و می‌گوییم شلوغ است در حالی که وقتی یک فرد خارجی فرش‌های ایرانی را می‌بیند خوشش می‌آید و از آن استقبال می‌کند چون چیزی را در آن می‌بیند که در فرهنگ خودش خلا آن را احساس می‌کرده. اما ما چون از ابتدا این نقش‌ها و رنگ‌ها را داشتیم شاید دیگر متوجه ارزش آن نشویم. رنگ فرش هم اهمیت دارد. مثلاً رنگ قرمز در فرش‌های ایرانی، رنگی گرم است و می‌تواند فضای خانه را گرم‌تر نشان دهد. رنگ‌ها در فضای خانه تأثیر دارند و این موضوع از نظر روان‌شناسی رنگ هم قابل بررسی است. شاید لازم باشد درباره این موضوعات پژوهش بیشتری انجام شود، اما بسیاری از این ویژگی‌ها فلسفه‌ای داشتند و باید آنها را شناخت.
* اگر قرار باشد فرش را برای زندگی امروز به‌روز کنیم چطور می‌توان بدون اینکه اصالت و ارزش‌های فرهنگی آن از بین برود این کار را انجام داد؟
باید ارزش‌های آن حفظ شود. یعنی کاربردش باید باقی بماند و در عین حال با توجه به زندگی امروزی طراحی شود. مثلاً باید بررسی کنیم که فرش در آپارتمان‌نشینی امروز چه کاربردی می‌تواند داشته باشد. حتی در مبلمان می‌توان از فرش استفاده کرد. این امکان وجود دارد که خود مبل یا رویه مبل از فرش باشد و به جای پلاستیک یا پارچه، از فرش استفاده شود. اینها مسائلی است که باید برایشان طراحی شود، درباره‌شان فکر شود، ذائقه‌سنجی صورت بگیرد و حتی ذائقه‌سازی شود. هم باید ذائقه مردم را سنجید و هم برای ایجاد ذائقه جدید فرآیند طراحی داشت. ممکن است مشتری در ابتدا چیزی را نپسندد، اما اگر شکل و شمایل آن درست طراحی شود، می‌تواند به محصولی تبدیل شود که با ذائقه او تناسب داشته باشد.
* برای اینکه این اتفاق بیفتد چه نهادهایی لازم است وارد عمل شوند؟
مؤسساتی مانند میراث فرهنگی باید پشت این موضوع بیایند. میراث فرهنگی نباید کاری کند وقتی چیزی از بین رفت تازه به سراغ آن بروند و درباره آن صحبت کنند. ما نباید اجازه دهیم این میراث فرهنگی بمیرد. الان داریم می‌بینیم که فرش در حال نابودی است؛ مشکل فرش این است که امروزی نشده و طراحی نشده. باید این موضوعات بررسی شود. میراث فرهنگی باید در این زمینه سرمایه‌گذاری کند و کار را به محققان و پژوهشگران بسپارد تا بررسی کنند که فرش چگونه می‌تواند امروزی شود و چه اقداماتی باید برای آن انجام شود.
میراث فرهنگی همان‌طور که مراقب است بناهای تاریخی ما، از جمله تخت جمشید، از بین نروند، باید مراقب فرش هم باشد. فرش دارد جلوی چشم ما از بین می‌رود و اگر مردم فرش را به عنوان محصولی که در خانه‌هایشان به آن نیاز دارند نخرند، صنعت فرش هم به مرور آسیب می‌بیند. اینجاست که باید عملکرد میراث فرهنگی را دید و پرسید که آیا این نهاد فقط وظیفه حفظ میراث موجود را دارد یا باید برای احیای آن کاری انجام دهد. فرش چیزی نیست که فقط در موزه نگهداری شود. اگر فرش از یک محصول کاربردی به یک محصول تزئینی تبدیل شود و کاربردش را از دست بدهد، به مرور خود صنعت فرش نیز از بین خواهد رفت. میراث فرهنگی نباید فقط به میراثی فکر کند که از بین رفته است. باید قبل از مرگ یک میراث، برای احیای آن اقدام کند.


نظرات شما