ایران پرسمان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نباید جدیدترین ابتکار دیپلماتیک ایران را به عنوان یک گشایش راهبردی تلقی کرد؛ بلکه بهتر است آن را تلاشی برای تغییر فضای سیاسی و اقتصادی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا دانست.
روز شنبه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، به خبرنگاران گفت که پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه را رد میکند. ساعاتی پیش از آن، رئیسجمهور آمریکا تصویری را در شبکههای اجتماعی منتشر کرده و این آبراه حیاتی را «تنگه ترامپ» نامیده بود.
با این حال، به نوشته آسوشیتدپرس، در شرایطی که ایران و آمریکا هر یک میکوشند تا پس از هفت ماه از آغاز جنگ، در برابر فشارهای اقتصادی فزاینده تاب بیاورند، ترامپ گفت: «آنها میخواهند توافق کنند و به نظرم این خوب است. من هم مایلم توافق کنم. اما آن توافق [مورد نظر آنها] قابلقبول نخواهد بود.»
شکاف همچنان عمیق
پیش از این اظهارات، کاخ سفید اعلام کرده بود که مقامات آمریکایی گفتگوهای مثبت و سازندهای با میانجیها داشتهاند. به نوشته باراک راوید، گزارشگر آکسیوس، در حالی که قطر و دیگر میانجیهای منطقهای برای احیای مذاکرات میان آمریکا و ایران تلاش میکنند، شکافها بر سر مسائل کلیدی همچنان بسیار عمیق است. در حالی که ایران میخواهد تمرکز هرگونه مذاکرهای بر مسئله تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا باشد، دولت ترامپ خواستار آن است که ایرانیها به امتیازدهی در حوزه هستهای تن دهند.
با این حال، یک مقام ارشد ایرانی به خبرگزاری رویترز گفته که جمهوری اسلامی ایران در خصوص برنامه هستهای خود هیچگونه انعطافی نشان نخواهد داد، حتی اگر ایالات متحده پیشنهاد تهران برای بازگشایی تنگه هرمز را بپذیرد؛ پیشنهادی که شامل اقداماتی همچون لغو محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا میشود. این مقام اظهار داشت که این آبراه تا زمانی که «تمام شروط ایران» توسط ایالات متحده برآورده نشود، بسته خواهد ماند.
در شرایطی که ایران پیشنهاد داد که در صورت لغو محاصره دریایی توسط آمریکا، رفع تحریمهای فروش نفت و برقراری مجدد آتشبس در سراسر منطقه، تنگه هرمز بازگشایی شده و مذاکرات هستهای ظرف یک هفته از سر گرفته شود، یک منبع آگاه به آکسیوس گفته مذاکرهکنندگان آمریکایی در جریان گفتگوهای روز سهشنبه به به طرف ایرانی اعلام کردند که ایران کنترلی بر تنگه ندارد و بنابراین نمیتواند در مورد آن مطالبهای داشته باشد.
گشایش راهبردی یا تلاش برا تغییر فضا؟
در این رابطه، دنی سیترنوویچ، تحلیلگر شورای آتلانتیک نوشت: «نباید جدیدترین ابتکار دیپلماتیک ایران را به عنوان یک گشایش راهبردی تلقی کرد؛ بلکه بهتر است آن را تلاشی برای تغییر فضای سیاسی و اقتصادی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا دانست.
پیشنهاد تهران به دو موضوعی میپردازد که برای ترامپ اهمیت فوری دارند: بازگشایی تنگه هرمز که میتواند به کاهش فشار بر قیمت نفت و بنزین کمک کند، و نشان دادن اینکه مسیر دیپلماسی همچنان باز است. ایران پیشنهاد کرده که در صورت برآورده شدن مجموعهای از شروط توسط واشنگتن، تنگه هرمز ظرف چند روز بازگشایی شود و همزمان، جدول زمانی برای ازسرگیری مذاکرات هستهای نیز تسریع گردد.
اما این اقدام به معنای تسلیم شدن ایران نیست. تهران در واقع پیشنهاد میکند که اجرای بخشهایی از توافق ماه ژوئن تسریع شود، مشروط بر آنکه تفسیر خود از این توافق را حفظ کند و خواستار اقدامات متقابل آمریکا — از جمله رفع محاصره دریایی و لغو محدودیتهای نفتی — باشد. خودِ مقامات ایرانی تأکید کردهاند که آنچه تازگی دارد، عمدتاً سرعت اجراست، نه ماهیت امتیازات یا اصول توافق.
در همین حال، دولت ترامپ دلایل خود را برای رد این پیشنهاد دارد. پذیرش چارچوبی نزدیک به تفاهمنامه ماه ژوئن، پس از ماهها تقابل با تهران، میتواند هزینههای سیاسی به همراه داشته باشد. واشنگتن همچنین ممکن است بر این باور باشد که افزایش فشارهای اقتصادی، سرانجام تهران را وادار خواهد کرد تا با شرایطی نامطلوبتر به میز مذاکره بازگردد. ترامپ علناً اشاره کرده که دستیابی به توافق ممکن است به پس از انتخابات میاندورهای موکول شود.
عدم توازن خطرناک
به نوشته سیترونوویچ، مشکل اینجاست که تهران بر اساس زمانبندی و محاسبات خاص خود عمل میکند. تحمل فشارهای آمریکا برای ایران روزبهروز دشوارتر میشود. محاصره دریایی تاکنون هزینههای اقتصادی سنگینی تحمیل کرده، اما واشنگتن اکنون دامنه فشارها را به حوزه هوانوردی غیرنظامی نیز کشانده است. این وضعیت، عدم توازنی بالقوه خطرناک ایجاد میکند. واشنگتن ممکن است تصور کند که زمان به نفع اوست: حفظ فشار تا ماه نوامبر، پرهیز از تشدید تنشهای نظامی عمده پیش از انتخابات میاندورهای، و ارزیابی مجدد اوضاع پس از آن.
اما تهران ممکن است دقیقاً به نتیجهای کاملاً متفاوت برسد. اگر تهران معتقد باشد که ترامپ تمایلی به بازگشت به یک رویارویی بزرگ قبل از انتخابات ندارد، دلایل اندکی دارد که دوره کنونی تا انتخابات را برای خویشتنداری و پنجرهای برای فرصتهای دیپلماتیک ببیند. هرچه فشار اقتصادی و حمل و نقل بیشتر شود، انگیزه ایران قویتر میشود تا نشان دهد که در حالی که واشنگتن منتظر است تا تقویم سیاسی آمریکا مسیر خود را طی کند، به سادگی محاصره شدیدتر را تحمل نخواهد کرد.
این میتواند بر رفتار ایران در خلیج فارس تأثیر بگذارد. تهران میتواند فشار بر ترافیک دریایی را افزایش دهد یا گامهای سنجیده دیگری را برای افزایش هزینه اقتصادی رویارویی، از جمله فشار مجدد بر قیمتهای انرژی که از قبل افزایش یافته است، بردارد. همچنین میتواند از طریق تشدید تهدیدها یا سایر اقدامات قهری به محدودیتهای هوانوردی پاسخ دهد تا نشان دهد که منزوی کردن فرودگاهها و خطوط هوایی ایران هزینههایی را در سایر نقاط منطقه تحمیل خواهد کرد. هیچ یک از این پیامدها اجتنابناپذیر نیست. اما ساختار انگیزه به طور فزایندهای ناپایدار میشود. مشکل اصلی این است که در حال حاضر هیچ یک از طرفین آماده پذیرش مسیر خروج ترجیحی طرف مقابل نیستند.
تنها شانس توافق تا پیش از انتخابات
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مسائل ایران، در گروه بینالمللی بحران، هم در این رابطه نوشت: «تهران میداند که اگر شانسی برای دستیابی به توافق وجود داشته باشد، احتمال آن پیش از انتخابات میاندورهای بیشتر از پس از آن است. از همین رو، این پیشنهاد با شتاب و به صورت یک بسته جامع تدوین و ارائه شده است.
با این حال، از نظر محتوا تغییری ایجاد نشده است؛ تنها تفاوت این است که آنها میگویند توافقی در مورد تنگه هرمز با میانجیگری عمان روی میز است که ایالات متحده میتواند (یا باید) آن را به عنوان مبنایی برای مذاکرات بعدی بپذیرد. در واقع، همین عامل کلیدی باعث فشرده شدن بازه زمانی شده و مهلت ۳۰ روزه مندرج در تفاهمنامه (MOU) را به هفت روز کاهش داده است. فارغ از این مورد، محتوا دقیقاً همان مفاد تفاهمنامه است. بحثها پیرامون آمادگی احتمالی ایران برای مذاکرات هستهای نیز باید در همین چارچوب درک شود. این دقیقاً یکی از مفاد تفاهمنامه بود: آغاز گفتگوها درباره مسئله هستهای پس از آنکه فاز نخست اجرا و راستیآزمایی شد.
اما فراتر از اخبار و بیانیهها، ایرانیها بهخوبی میداستند احتمال رد شدن این پیشنهاد از سوی ترامپ بسیار بیشتر از پذیرش آن است. بنابراین، آنها با انجام این کار—و بهویژه با استفاده از فرصت مجمع عمومی سازمان ملل—قصد دارند نشان دهند که برای دیپلماسی آمادگی داشتهاند و این ایالات متحده بوده که برای سومین بار تصمیم گرفته است در میانه یک مسیر دیپلماتیک دست به حمله [یا اقدام خصمانه] بزند؛ موضوعی که صاحبنظران حوزه راهبردی در ایران طی روزهای اخیر پیشبینی میکردند.
ازسرگیری درگیریهای نظامی؟
در این رابطه، پل ماسگریو، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه جورجتاون قطر، به الجزیره گفت که ترامپ «نمیخواهد به جنگ با شرایطی نامطلوب پایان دهد» و نتیجه انتخابات ماه نوامبر احتمالاً به جهتدهی سیاست او کمک خواهد کرد. ماسگریو اظهار داشت که اگر حزب جمهوریخواه ترامپ در انتخابات متحمل شکستهای سنگینی شود — و اکثریت خود را در کنگره از دست بدهد — ممکن است او به «اقدامات یکجانبه، که شاید شامل ازسرگیری درگیریهای نظامی باشد» روی آورد.
ماسگریو در ادامه افزود: «این امر همچنین به معنای آن خواهد بود که ایران ضربه سیاسی بسیار سنگینی به رئیسجمهور ترامپ وارد کرده است»؛ وی خاطرنشان کرد که این وضعیت میتواند موجب تشدید کوتاهمدت تنشها شود و «بهدنبال آن مذاکراتی صورت گیرد تا کاخ سفید صرفاً در موضع تسلیمشدن به نظر نرسد».
خطر در کمین است: آمریکا و ایران به سوی تشدید تنش پیش میروند
سیترینوویچ در پست دیگری در شبکه ایکس هم نوشت: با توجه به آنچه تهران پشت سر گذاشته، واشنگتن نباید تصور کند که تهران صرفاً به دلیل تداوم فشارها، آماده ارائه امتیازات بیشتر است. این وضعیت پرسش بسیار خطرناکتری را پیش میکشد: مسدله این نیست که آیا ایران به دنبال افزایش هزینههای بنبست کنونی خواهد بود یا خیر، بلکه اینکه تا چه حد حاضر است پیش برود.
آیا تهران خود را به تشدید حملات و ایجاد اختلال در اطراف تنگه هرمز - که احتمالاً شامل اقداماتی علیه داراییهای نظامی یا تجاری آمریکا میشود - محدود خواهد کرد؟ یا اینکه تصمیم میگیرد تنها راه تغییر محاسبات واشنگتن، گسترش دامنه جغرافیایی و عملیاتی رویارویی است؟
ترامپ دست به قماری بزرگ زده است. او با رد آخرین پیشنهاد ایران، این خطر را میپذیرد که این برداشت تهران را تقویت کند که واشنگتن هیچ قصدی برای بازگشت به چارچوب «تفاهمنامه ماه ژوئن» با شرایطی که ایران آن را قابلقبول میداند، ندارد. آن توافق، پایان عملیات نظامی، تمهیداتی برای بازگشایی تنگه هرمز، کاهش تحریمها و ازسرگیری مذاکرات را پیشبینی کرده بود.
بنابراین از دیدگاه تهران، حفظ وضعیت موجود توجیه راهبردی چندانی ندارد. اگر دیپلماسی نتواند آنچه را که ایران معتقد است به آن وعده داده شده بود محقق کند، تهران انگیزهای برای ایجاد فشارهای بیشتر خواهند داشت تا واشنگتن را با انتخابی دشوارتر روبرو کنند.
دوراهی حاد ترامپ
و اینجاست که دوراهی ترامپ بهطور فزایندهای حاد میشود. دولت میتواند به اعمال فشار ادامه دهد و خطر تحریک ایران به تشدید گستردهتر تنش را بپذیرد، یا اینکه به دنبال فرمولی دیپلماتیک باشد که تهران بتواند آن را به عنوان تغییری ملموس در وضعیت موجود معرفی کند. آنچه بهطور فزایندهای دشوار به نظر میرسد، حفظ سطح کنونی فشار برای مدتی نامحدود و در عین حال انتظار این است که ایران صرفاً هزینهها را متحمل شود.
همچنین بعید است که ایران کار را برای ترامپ جهت ادعای پیروزی یکجانبه آسان کند. هدف تهران این خواهد بود که نشان دهد فشار بیشتر آمریکا، به جای تسلیم شدن ایران، هزینههای بیشتری را برای خود آمریکا به همراه دارد.
این وضعیت، شرایط را برای چرخهای از تشدید تنش که بهطور فزایندهای خطرناک است، فراهم میکند: واشنگتن معتقد است فشار بیشتر موقعیت چانهزنیاش را بهبود میبخشد، در حالی که تهران معتقد است تشدید تنش برای وادار کردن واشنگتن به بازگشت به توافقی قابلقبول، ضروری است. در چنین شرایطی، اجتناب از دور دیگری از تشدید تنش، بهطور فزایندهای دشوار خواهد شد.