ایران پرسمان - محسن فراهانی، طنزپرداز و معاون محتوایی دفتر طنز حوزه هنری، با تأکید بر ضرورت آموزش طنز، از کمرنگشدن مرز طنز و لودگی و غلبه وایرالشدن بر ماندگاری در فضای مجازی میگوید.
به گزارش خبرنگار مهر، این روزها فضای مجازی پر از محتواهای به اصطلاح طنز است که چهارچوب مشخصی را دنبال نمیکنند و گاه تقابلها و چالشهایی در فرهنگ و هنر میآفرینند. جای خالی آموزش طنز و چهارچوبهای متناسب با فرهنگ بسیار مشهود است و بار گران و زمینمانده آن بر دوش طنزپردازانی است که میراثخوار بزرگانی چون کیومرث صابری فومنی (گلآقا)، منوچهر احترامی، ابوالفضل زرویی نصرآباد و بسیاری دیگر هستند.
محسن فراهانی، طنزپرداز و نویسنده جوان که بیشتر با صفحه «هویجمدیا» شناخته میشود، معاون محتوایی دفتر طنز حوزه هنری و یکی از فعالان فضای مجازی است که با برگزاری کارگاههای آموزشی «طنزخوانه»، به عرصه آموزش نیز گام گذاشته و در بسترهای مختلف به تولید طنز میپردازد.
در این گفتگو به سراغ او رفتهایم تا درباره آسیبشناسی وضعیت فعلی طنز در فضای مجازی، ضرورت تمایز میان طنز و لودگی، چالشهای آموزش آکادمیک در این حوزه و نهایتاً تلاقی ماندگاری در متن با سرعت وایرالشدن به بحث و تبادلنظر بنشینیم.
* به عنوان معاون محتوایی دفتر طنز اگر بخواهید امروز از وضعیت طنز ایران یک تصویر کلی ارائه کنید، بزرگترین نقطه قوت و ضعف آن را چه میدانید؟
طنز امروز ما بهشدت تحتتأثیر کمدی در فضای مجازی است، بهطوری که مردم دیگر شاعران و ادیبانی را که در نشریات قلم میزدند بهعنوان طنزپرداز نمیشناسند و به جای آن به تولیدکنندگان محتوای طنز در فضای مجازی میگویند طنزپرداز. شاید نقطه قوت این فضا، امکان طنزپردازی از یک جوان روستایی در دورترین نقاط کشور باشد و نقطه ضعفش هم ورود بسیاری از افراد بیسواد و تولید محتواهایی فاقد ارزشهای هنری و ادبی است.
*کتاب شما بهتازگی در قالب صوتی منتشر شده است. به نظر شما، طنز وقتی از روی کاغذ به صدا منتقل میشود چه چیزی به دست میآورد و چه چیزی را از دست میدهد؟
بله کتاب «پاپاراتزی» مجموعهای از گزارشهای طنز یک خبرنگار بود که از سال 95 تا 97 در رادیو جوان بهعنوان یک آیتم صبحگاهی پخش میشد. همان موقع متن را برای صوتی شدن مینوشتم؛ هرچند بعدها با صدای خودم بهعنوان کتاب صوتی آماده انتشار شد، در کل صوتی شدن یک متن به شرط اجرای مطلوب میتواند به بهتر شدن، تاثیرگذارتر و جذابتر شدن آن کمک کند اما خب باید قبول کنیم هنوز بخشی از مخاطبان عادت به شنیدن کتاب صوتی ندارند.
* در ایران برخلاف داستاننویسی یا شعر، آموزش منسجم و دانشگاهی طنزنویسی تقریباً وجود ندارد. فکر میکنید این خلأ چگونه بر کیفیت آثار طنز و نسل تازه طنزنویسان اثر گذاشته است؟
طنز در ایران بیش از آنکه با کمبود استعداد روبهرو باشد، از کمبود آموزش رنج میبرد. فضای مجازی را وقتی بالا و پایین میکنیم هزاران نفر را میبینیم که آدمهای بانمکی هستند و بعضی جاها هم به تولید طنز نزدیک میشوند اما نبود آموزش متاسفانه باعث شده محتوای ارزشمند کمتری از آنها شاهد باشیم. ما معتقدیم که طنز را میتوان آموزش داد و میتوان یاد گرفت. شاید در نگاه اول شوخطبعی یک امر ذاتی به نظر بیاید ولی تجربه نشان داده توانایی بدون آموزش درست منجر به هدررفت استعداد میشود.
* برخی معتقدند کلاسهای نویسندگی، نویسنده تولید نمیکنند، فقط اعتمادبهنفس ایجاد میکنند. اما شما چندسالی است جلسات آموزشی «طنزخوانه» را برگزار میکنید.
گردهمی نثرخوانی «طنزخوانه» این روزها در سال سوم خود است. در این جلسات بسیاری از طنزآموزان شرکت کردند که حالا یا برای رادیو و تلویزیون یا نشریات مینویسند یا درحال چاپ کتاب طنز خود هستند. یکی از بچهها یک ریزرسانه چندده هزار نفری طنز دارد. ما در کارگاه آموزشی هر هفته با یک موضوع مشخص و مشترک یک متن طنز به نثر مینویسیم، در جلسه میخوانیم و نقد و بررسی میکنیم تا متنها بامزهتر و اصولیتر نوشته شوند. در کنار این کار، گاهی به تماشای فیلمها یا نمایشهای کمدی روز مینشینیم و نکات خلق شوخی در آن آثار را بررسی میکنیم.
* شما در رویداد ملی آموزشی طنز «قلمه» هم بهعنوان مدرس حضور داشتید، گویا این دغدغه شما برای آموزش طنز به سطح ملی رسیده است. در استانها، چه سرفصلهایی را آموزش میدادید؟
طنزخوانه بخشی از رویداد ملی قلمه است. ما در برخی استانها هم طنزخوانه را برگزار کردیم اما مباحث دیگری نظیر «زیست طنزپردازانه»، «مهارت خلق شوخی» و «تولیدات کمدی در فضای مجازی» هم از دیگر موضوعاتی بود که ارائه آن بر عهده من گذاشته شد. اتفاقاً ظرفیت بسیار بالایی در برخی استانها کشف شد که این موضوع باعث خرسندی دفتر طنز است و اگر مسئولان مربوطه، طنز را جدیتر بگیرد و در کنار رویداد ملی آموزشی طنز قلمه بایستد شاهد ظهور استعدادهای جدیدی در طنز از سراسر کشور خواهیم بود.
* در فضای مجازی، بهویژه با رشد شبکههای اجتماعی، مرز میان طنز، شوخی و لودگی تا چه اندازه کمرنگ شده است؟
متاسفانه باید بگویم برای بخشی از مخاطبان فضای مجازی کلا این مرز از بین رفته و بسیاری از مردم تصور میکنند طنز همان لودگی کف فضای مجازی است. طنزی که مرحوم کیومرث صابری فومنی در مجله گلآقا و استاد زرویی نصرآباد در دفتر طنز تلاش کردند تعریفی ادبی، علمی و استاندارد از آن را فرهنگسازی کنند، حالا زیر دست و پای برخی صفحات زرد فضای مجازی در حال تغییرشکل است.
* صفحه «هویج مدیا» مخاطبان زیادی دارد. آنچه در این صفحه منتشر میشود طنز موردنظر شماست؟
ما در هویج مدیا تلاش میکنیم طنز سیاسی ولی سالم و به دور از لودگی تولید کنیم. سعی میکنیم حوالی خط قرمز تردد کنیم ولی از آن عبور نکنیم. ما در این ریزرسانه، مسئولان، مدیران، ناکارآمدان و بدخواهان را نقد میکنیم اما نقدی که بتوان در کنار خانواده آن را دید و برای اعضای خانواده آن را ارسال کرد. هویج مدیا تلاش میکند در طنزپردازی خود را به سبک و سیاق گلآقا نزدیک کند اما در قالب فضای مجازی.
* بسیاری از طنزپردازان جوان بیشتر بهدنبال وایرال شدن هستند تا ماندگار نوشتن. این تغییر ذائقه را چگونه ارزیابی میکنید؟
سرعت در روزگار امروز ما که همه چیز خیلی سریع رخ میدهد، مفهوم مهمی است. متاسفانه این سرعت بر ذائقه مخاطب هم تاثیر گذاشته و محتوایی بیشترین بازدید را میخورد که در مورد موضوعات روز باشد. از طرفی، درآمدزایی در این زیستبوم وابستگی مستقیم به بازدید محتوا دارد. همین عامل باعث شده وایرالی بر محتوا مقدم شمرده شود.
* اگر قرار باشد فقط یک مهارت را به کسی که میخواهد طنزنویس شود آموزش دهید، آن مهارت چیست؟
یکی از تکنیکهای مهم و پرکاربرد خلق شوخی «اغراق» است. اغراق میتواند هر موضوعی را شوخطبعانه کند فقط اندازه اغراق خیلی مهم است که آن هم با تمرین و تمرین و تمرین به دست میآید.
* آینده طنز را بیشتر در کتاب میبینید، در فضای مجازی، در پادکست و کتاب صوتی یا در اجراهای استندآپ؟
در کل علاقهای به پیشبینی آینده ندارم اما چه بخواهیم، چه نخواهیم فضای مجازی نقش بسیار پررنگ و مهمی را در دنیای پیش روی ما ایفا میکند. حتی اگر کتاب هم به نقشآفرینی خود مثل گذشته ادامه دهد، باز برای عرضه خود به مخاطب نیازمند فضای مجازی خواهد بود. ما حتی اگر دوست نداشته باشیم هم مجبوریم که قواعد فضای مجازی را یاد بگیریم.