ایران پرسمان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با سیاستهایش کار را به جایی رساند که ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور آسیبپذیر کشور آسیبدیده اوکراین طی هفتههای اخیر به شدت از وی انتقاد کرده و این روند را تشدید میکند.
این رئیسجمهور ضعیف حالا در داخل با انتقادات تند باراک اوباما، رئیسجمهور اسبق از حزب دموکرات روبهرو شده است.
اوباما با بیان اینکه ایران سلاح هستهای نداشت، مشروعیت جنگ را زیر سؤال برده و آن را یک جنگ غیرضروری توصیف کرده است.
این سیاستمدار مشهور که در یک تجمع انتخاباتی در دیترویت سخنرانی میکرد، به تبعات جنگ بر افزایش قدرت ایران، ضربه به ذخایر ارتش آمریکا و افزایش فشارهای اقتصادی بر خانوارهای آمریکایی اشاره داشت.
گرفتاریهای جنگ با ایران که ترامپ را به گدایی مقادیر کمی گازوئیل از ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه واداشته است، بهانه خوبی به دموکراتها برای تبلیغ علیه وی داده است. هیلاری کلینتون، دموکرات مشهور، وزیر امور خارجه دولت اوباما و رقیب ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶، ادعا کرده شاید پوتین فیلم و مدرکی از ترامپ دارد.
آمریکا در ۳ نوامبر (۱۲ آبان) شاهد اتمام فرایند انتخابات میاندورهای و آغاز روند شمارش آرا خواهد بود که طبق پیشبینیها کسب اکثریت کرسیها در مجلس نمایندگان برای دموکراتها قطعی شده و در سنا تکرار این وضعیت محتمل است.
نکات
واقعیت هرمز
تنگه هرمز یک شاخص اساسی در تعیین طرف پیروز و ناکام در جنگ است و با وجود گذشتن چندماه از پایان درگیری تمامعیار ۴۰ روزه، کماکان مورد استناد قرار میگیرد. اوباما میگوید تنگه هرمز یک اهرم فشار اقتصادی قوی به ایران داده است که با آن میتواند بخش انرژی و سپس از طریق آن تمام ارکان اقتصاد جهانی را دچار چالش کند. به عبارتی دیگر، اوباما تلویحاً معتقد است اهرمی که جهان را میلرزاند، به صاحبش قدرتی جهانی میدهد. ایران قرار نیست ناو هواپیمابری به یک نقطه مهم جهان ببرد و آن را محاصره کند؛ همانند کاری که آمریکا انجام میدهد یا همانند ناپلئون که قوای زمینیاش را به مصر برد، دست به لشکرکشی خارجی بزند، بلکه تهران، ناوی بزرگ به گستره سواحلش دارد که بدون تحرک، بر یکی از مهمترین آبراهههای جهان اشراف دارد. ایران با استفاده از فرصت جنگ، توانست حاکمیت خود بر تنگه هرمز را بهصورت بدون بازگشت اعمال و آن را حفظ کند. با تسلط ایران بر تنگه هرمز، هر اقدام علیه تهران میتواند بهسرعت به واکنشی در این آبراهه منجر شود. جنگ، تحریم، بلوکه کردن اموال، مزاحمت برای کشتیرانی ایران در هرجا و مواردی ازایندست، در تنگه هرمز پاسخ میگیرند.
حاکم تنگهها
در اظهارات اوباما تنها تنگه هرمز مورد اشاره قرار گرفت و آن هم توصیفش بهعنوان یک اهرم فشار یا حق وتو بود، درحالیکه ایران بر تنگه مسلط شده و علاوهبرآن، محور مقاومت بابالمندب را نیز به طور کامل در اختیار گرفته است. پس از ورود یمن به جنگ غزه، این گروه از طریق سواحل خود در شمال غرب و از خطوط پشت ساحل، بر کشتیرانی در بابالمندب و دریای سرخ قدرت اعمال میکرد؛ اما در شهریورماه با آزادسازی ساحل غربی به بابالمندب رسیده و سراسر سواحل بخش غرب را در اختیار دارد. اوباما در حد کفایت سیاست داخلی آمریکا به شکل بسته و تلویحی به هرمز اشاره کرده؛ اما حقیقت آن است که محور مقاومت با تسلط بر هرمز و بابالمندب حاکم تنگههاست و از ظرفیت بازیگری در جبلالطارق از طریق گروههای آفریقایی و پاناما از طریق گروههای چپگرا برخوردار است.
تأثیر جنگ بر گرانیها
اوباما جنگ با ایران را عامل اصلی گرانی و سختشدن زندگی شهروندان معرفی کرد. او گفت بهعنوان کسی که رئیسجمهور بوده میداند عواملی وجود دارند که خارج از اراده رئیسجمهورند؛ اما در این فقره، ترامپ با دستان خود اشتباهاتی را مرتکب شده است. گرانیهای آمریکا عوامل متعددی دارند؛ اما ریشه اغلب آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم جنگ با ایران است. جنگ با ایران، ذخایر مهمات را کاهش داده، به سلاحها آسیب رسانده و نیازهای جدیدی خلق کرده است که بازسازی و اجرای آنها به صدها میلیارد دلار پول نیاز دارد؛ پولی که باید با زدن قید موارد ضروری دیگر تأمین شود. دولت در این صورت برای تقویت ارتش و پرداخت به سیاست خارجی مجبور به کاهش بودجه خدمات داخلی به شهروندان خواهد بود. توقف یا کاهش بودجه طرحهای اجتماعی به مردم ضربه زده و آنها باید خود هزینه برخی خدمات را از جیب پرداخت کنند، همچنین شرکتهایی که از این بودجهها بهرهمند میشدند باید تعداد کارکنانشان را کمتر کنند.
وضعیت دولت برای احیای ذخایر تسلیحاتی و خلق قدرت جدید تنها مصائب جنگ بر بودجه نیستند و رشدی که تاکنون نرخ اوراققرضه داشته میتواند طی امسال و سال بعد، دستکم ۴۰ میلیارد دلار هزینه روی دست دولت بگذارد. این نشان میدهد تأمین هرگونه کسری بودجه، از جمله بودجه اضافی مورد درخواست برای وزارت جنگ، پرهزینهتر از قبل شده است. بااینوجود اوباما به طور دقیقتر، مقصود خود را افزایش مبلغ اقساط وامها و قیمت انرژی اعلام کرده است. قیمت بنزین برای شهروندان آمریکایی- که کشورشان در شهرها شاهد زندگی حومهای خاصی است که در آن خانهها بزرگ بوده و بافت شهری پراکنده است- اهمیت زیادی دارد. منازل پراکنده و فقدان خواروبارفروشی محلهای و بهجای آن وجود ابرفروشگاههای محلی، در کنار نبود سیستم حملونقل عمومی در چنین مناطقی زندگی را با خودرو گرهزده است. علاوه بر قیمت بنزین و گازوئیل، به دلیل انسداد هرمز دیگر موارد مرتبط نیز افزایش یافتهاند که شامل قطعات با مواد اولیه پتروشیمیایی و انواع روغنموتور میشود. به عبارتی دیگر هزینه استفاده و نگهداری خودرو از همه لحاظ رشد داشته است.
قلب اهمیت تأثیر جنگ بر واقعیت سیاسی آمریکا اما افزایش نرخ سود بانکی است. وام خرید خانه، خرید خودرو و کارتهای اعتباری سه مورد از ضروریترین وامها هستند. برای یک خانواده که هر سه مورد را میخواهد و برای خانه باید تا حداقل ۳۰ سال قسط بپردازد، افزایش نرخ سود بانکی به این معناست که برای بازپرداخت هر سه نوع وام، باید ماهانه تقریباً بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار بیشتر از قبل، قسط بپردازد. برای خانوادههایی که درآمد بالایی داشته باشند و بتوانند مبلغ خوبی برای ذخیره و سرمایهگذاری کنار بگذارند، این به معنی کاهش توانایی ذخیره و سرمایهگذاری است. شاید برخی خانوادهها مجبور شوند بین ذخیره پول برای نیازهای ناگهانی یا سرمایهگذاری برای آینده، یکی را انتخاب کنند. برای خانوادههایی که پول اضافه کمتری برایشان باقی میماند شاید شرایط جدید باعث شود درآمدشان با هزینهها یکی شود و نتوانند پولی پسانداز کنند. ازسویدیگر خانوادههایی وجود داشتهاند که پیشازاین درآمد و هزینهشان با یکدیگر برابر بودند؛ افزایش سودهای بانکی برای این خانوارها به معنی پیشیگرفتن هزینهها و درآمدها خواهد بود که در نتیجه یا باید سختتر و بیشتر کار کنند یا قید خانه یا ماشین را بزنند. خانوارهای آمریکایی از طریق افزایش بهره بانکی به طور مستقیم در مدیریت درآمد و هزینهها تحتفشار رشد اقساط قرار میگیرند، از سویی با تأثیرات کمبودهای ناشی از انسداد تنگه هرمز باید مبالغ بیشتری برای سوخت، غذا و خدمات پرداخت کنند و همچنین در انتظار کاهش خدمات دولتیاند. مجموع این موارد میتواند تأثیرات مهمی در صندوقهای رأی گذاشته و طرفداران حزب دموکرات را به مشارکت بیشتر در صندوق رأی ترغیب کند، تمایل طرفداران حزب جمهوریخواه را برای مشارکت در رأیگیری کاهش داده و مستقلها و اقشار خاکستری را به دموکراتها متمایلتر سازد.
کاهش موشک و سلاح
اوباما در بخش مهمی از سخنان خود به کاهش مهمات آمریکا اشاره کرده است. واشنگتن در درگیری با ایران ۳۳ تا ۳۸ درصد مهمات تهاجمی دقیق و بیش از نیمی از موشکهای رهگیر خود را مصرف کرد؛ این بهغیراز نابودی یا آسیب به ۸۱ هواگرد و تجهیزات راداری و پدافندی مورد اصابت قرار گرفته است. کمبود این نوع از مهمات، باعث آسیب به موازنه قوای جهانی آمریکا شده است. اگر واشنگتن ادعا میکند به تولید موشک ایران آسیبزده و میزان ذخایر موشکی بر اثر آن به دلیل مصارف جنگ کاهش یافته، تضعیف توان دفاع ضدموشکی غرب و متحدانش، مانع اثرگذاری این مسئله بر توان تهاجمی تهران میشوند. ایران در هر دور از درگیری دیگری میتواند با تعداد کمتری شلیک، به همان میزان اصابت یا بیشتر دست پیدا کند. این اتفاق تغییر موازنه قوا از نظر تسلیحاتی در غرب آسیاست و این مسئله در شرق اروپا و شرق آسیا نیز تکرار شده است.
ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین بهخوبی از نظر آماری اثرگذاری اتفاق رخداده را بیان کرده است. وی میگوید در ۴۸ ساعت جنگ آمریکا و متحدانش در منطقه دو هزار رهگیر در غرب آسیا مصرف شد؛ اما طی سه ماه اوکراین تنها ۲۴ موشک رهگیر دریافت کرده، درحالیکه مصرف ماهانهاش باید ۳۵۰ رهگیر باشد. کمبودها باعث شده روسها استفاده از موشکهای بالستیک را افزایش داده، سر فاصله حملات را کاهش دهند و به سمت حملات عمقی بهویژه علیه کییف، پایتخت حرکت کنند. در شرق آسیا، آمریکا که در حین جنگ دست به انتقال رهگیر از کره جنوبی به سمت منطقه زده بود پس از جنگ این روند را ادامه داد. بدون رهگیرها آمریکا و متحدانش در برابر کلاهکهای سنگین و پرسرعت بالستیک آسیبپذیرتر شده و همزمان مهمات پیشرفته کمتری برای حملات دقیق و عمقی دارند. آمریکا در جنگ با ایران، تقریباً برابر با کل مصارف گذشتهاش در جنگها، عملیاتها، آزمایشها و مانورها، موشک کروز تاماهاوک استفاده کرد. کمبود رهگیرها و مهمات تهاجمی به این معناست که آمریکا در برابر هر تحولی امکان کمی برای کنش و واکنش داشته و عملیاتهایش پرریسکتر میشوند. اگر تعداد کروزها کم شده باشد و مهمات دور ایستا و دقیق کاهشیافته باشند، راهکار استفاده بیشتر از هواگردها و مهمات سادهتر است و در این صورت، امنیت عملیاتها نزولی خواهد شد. بهجای حمله با کروز یا مهمات دقیق با برد بلند، جنگنده یا بمبافکن باید وارد حریم هوایی موردنظر شده و با ریسک بالای مواجه با انواع سامانههای پدافندی اقدام کند؛ آن هم در شرایطی که مهماتش دقت گذشته را نداشته و ضریب اطمینان حمله پایین است.
تمسخر اقدامات نمایشی ترامپ
اوباما تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ و اقدامات هگست وزیر جنگ ترامپ را به باد انتقاد و تمسخر گرفته و آنها را نمایشی توصیف کرد. او در این باره گفت: «فکر میکنید وزیر دفاع ما، ببخشید، وزیر جنگ، چقدر وقت صرف میکند تا صبح به خودش در آینه نگاه کند؟ اینها افرادی نیستند که باید جدی گرفته شوند. این مرد از سرتاپا یک تراژدی است.» او تأکید کرد: «وزیر دفاع (Hexset) فقط یک دلقک است. جای او در پنتاگون نیست، در سیرک است.» اوباما میگوید باوجود وضعیت بغرنج ارتش باوجود تلفات و مصارف جنگ، هگست به دنبال زاویه فک و افزایش هورمون تستسترون در نیروهای ارتش است. اشاره رئیسجمهور اسبق آمریکا به طیف وسیعی از اقدامات نمایشی ترامپ است. بهعنوان نمونه ترامپ پس از تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج آمریکا میخواهد نام ایالت نیومکزیکو را نیز تغییر دهد. او همچنین بدون هیچ توافق اعلام شدهای ادعا دارد کار گرینلند تمام شده و این منطقه در اختیار آمریکا قرار گرفته است.
جنگ نامشروع و غیرضروری
اوباما جنگ با ایران را جنگی غیرضروری و انتخابی توصیف کرده که مبادرت به آن لازم نبود. وی همچنین تأکید کرده ایران هیچ سلاح هستهای نداشت و در حال ساخت آن نبود. این مشابه با اظهارات و مواضع برخی از مقامات دولت ترامپ علیه جنگ با ایران است، از جمله رئیس مرکز ملی مبارزه با تروریسم در شورای امنیت ملی که در اعتراض به جنگ استعفا داد. به چالش کشیدن مشروعیت جنگ در درون تیم ترامپ و یکی از دو حزب، این جنگ را از حالت اجماع خارج کرده و بیرون از دایره منافع ملی قرار میدهد.
جنگ بیپایان
رئیسجمهور اسبق آمریکا، جنگ با ایران را کماکان ادامهدار توصیف کرده که اشارهای به ورود به جنگ بیپایان دیگری است. او گفته است: «شش یا هفتماه از اعلام پیروزیشان میگذرد. یادت هست؟ میگفتند این بهترین جنگ تاریخ است. همهچیز عالی پیش میرود. پس هفت ماه بعد کجا هستیم؟»
آسیب به بازدارندگی، دارایی و حیثیت آمریکا
اوباما بهشدت از حمله به پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه ابراز ناخرسندی کرده است.