ایران پرسمان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، روز هشتم آبان در پایان سفر خود به کره جنوبی، درباره پیامدهای اقتصادی جنگ سخن گفت. او اعلام کرد افزایش قیمت انرژی تاکنون بیش از «100میلیارد یورو» هزینه اضافی به اروپا تحمیل کرده است. مرتس همچنین گفت این مناقشه راهحل نظامی ندارد و باید از مسیر دیپلماسی تمام شود. این ترس صدراعظم آلمان در حالی مطرح شد که او سال گذشته از حمله رژیم صهیونیستی به ایران استقبال کرده و گفته بود آنها «کار کثیف» اروپا را انجام میدهند. اکنون همان مقام اروپایی از هزینههایی سخن میگوید که جنگ بر اقتصاد اروپا تحمیل کرده است.
عراقچی در پاسخ، همین موضع قبلی مرتس را یادآوری کرد و نوشت: «100 میلیارد یورو در مقایسه با ضربهای سهمگین و ویرانگر که نیروهای مسلح قدرتمند ایران به کسانی که جرئت تعرض به ملت ما را داشته باشند وارد خواهند کرد، هیچ است.» وزیر خارجه ایران در پایان پیام خود تأکید کرد: «دیگر خط قرمزی وجود نخواهد داشت» پیام عراقچی، اروپا را با نتیجه مواضع گذشتهاش روبهرو میکند. کشوری که از حمله به ایران استقبال کرده و با روشهای مختلف به همکاری با طرف متخاصم پرداخت، اکنون نگران هزینههای جنگ برای اقتصاد خود است.
اروپا مخاطب مستقیم هشدار ایران است
این بار هشدار ایران خطاب به صدراعظم آلمان مطرح شده و همین موضوع وزن آن را بیشتر میکند. اروپا نمیتواند از یکسو از فشار و حمله علیه ایران استقبال کند و ازسویدیگر انتظار داشته باشد هزینههای جنگ در مرزهای ایران باقی بماند. اظهارات مرتس نشان میدهد که جنگ تا همین مرحله نیز به منافع اقتصادی اروپا رسیده است. همتای مرتس در فرانسه هم اعتراضات گسترده در این کشور را به جنگ آمریکا علیه ایران مرتبط کرده است. موضوعی که حکایت از گسترش تبعات جنگ تا عمق لایههای اجتماعی کشورهای اروپایی دارد. هشدار عراقچی هم این است که در صورت آغاز دور تازه حمله، تهران دامنه پاسخ خود را با ملاحظات گذشته تنظیم نخواهد کرد و ممکن است تبعات جنگ صرفاً غیرمستقیم نباشد.
دیپلماسی زبان میدان
نکته مهم و جالب در هشدار اخیر، جایگاه بیانکننده آن است. عراقچی مقام نظامی نیست؛ او وزیر امور خارجه و مسئول اصلی دستگاه دیپلماسی ایران است. وقتی چنین فردی با این صراحت از کنار رفتن خطوط قرمز سخن میگوید، یعنی تهران بهصورت متمرکز تصمیمش را گرفته و میخواهد هشدار خود را از بالاترین سطح دیپلماتیک به طرف مقابل منتقل کند.
وزیر خارجه بهطور معمول مأمور باز نگه داشتن کانالهای گفتوگوست. او با همین جایگاه، اکنون به اروپا هشدار میدهد که در صورت حمله دوباره، ایران خود را به محدودیتهای گذشته مقید نخواهد دانست. این لحن نشان میدهد که تهدیدهای نظامی آمریکا و اسرائیل، فضای دیپلماسی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
عراقچی در اصل دارد واقعیت شرایط فعلی را به اروپا یادآوری میکند. اینکه آمریکا از یک طرف پیام و نامه میفرستد و از طرف دیگر، خبر آمادهسازی برای حمله مجدد منتشر میشود. در چنین وضعیتی، ایران نیز بهصراحت درباره هزینههای اقدام نظامی سخن میگوید. نکته دیگر این پیام، اشاره به سطح و عمق پیشرونده پاسخهای ایران بود. به این معنا که چنانچه در طول حملات اخیر از سوی کشورهای منطقه درک و لمس شده، پاسخهای ایران قرار نیست در یک سطح ثابت باقی بماند و هر بار ابعاد متفاوتتر و در صورت لزوم گستردهتری دارد.
مرتس، ونس و نامه
این افزایش سطح تهدید از سوی ایران را باید در کنار خبر ارسال نامه از سوی جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا به سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در روز 7 اردیبهشت ارزیابی کرد. بر اساس گزارش رسانهها، ونس در این نامه درباره امکان ازسرگیری گفتوگوها پیام داده است. همزمان، گزارشهایی نیز از بررسی گزینه حمله دوباره آمریکا پس از انتخابات میاندورهای منتشر شده است. همزمانیای که بهخوبی شیوه عمل واشنگتن را نشان میدهد. آمریکا از یک طرف نامه میفرستد و فضای مذاکره ایجاد میکند و از طرف دیگر گزینه تهاجم نظامی را روی میز نگه میدارد. هدف چنین رفتاری، تحت فشار قرار دادن ایران برای پذیرش دستور کار آمریکاست.
آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داده که ونس در نامه خود بر ضرورت ورود موضوع هستهای به مذاکرات تأکید کرده است. در هر حال، روشن است که آمریکا میخواهد پرونده هستهای را پیش از تعیین تکلیف جنگ و اجرای شروط ایران وارد گفتوگو کند. این همان نقطهای است که تهران با آن مخالفت میکند. اساساً تأسیساتی که تاکنون چندبار بمباران شده، چه نیازی به گفتوگو دارد؟
صندوق رأی انتخابات میاندورهای در تهران
انتخابات میاندورهای آمریکا در روز سوم نوامبر 2026 برابر با سهشنبه، 12 آبان 1405 برگزار میشود. دولت ترامپ در آستانه این انتخابات با فشار ناشی از جنگ، قیمت انرژی و پرسشهای رأیدهندگان درباره هزینه درگیری با ایران مواجه است و نتیجه نظرسنجیهای مختلف چندان به نفع او نیست. جیدی ونس در نشست اخیر خود با رأیدهندگان در تگزاس نیز با همین مسئله روبهرو شد. یک رأیدهنده جمهوریخواه از او درباره وعده دولت ترامپ برای پایان دادن به جنگهای پرهزینه خارجی پرسید. ونس در پاسخ گفت ترامپ اجازه نخواهد داد درگیری با ایران به «جنگی بیپایان» تبدیل شود. ازسویدیگر، اعتراضات پراکندهای در خصوص رشد قیمت گازوئیل و بنزین و در نتیجه، اقلام مرتبط با این کالاهای مادر در آمریکا شکل گرفته که نشان میدهد جنگ علیه ایران به موضوعی در سیاست داخلی و فضای اجتماعی آمریکا تبدیل شده است. در همین حین قیمت نفت نیز تا 118 دلار برای هر بشکه رفت و نگرانیها را در این باره تشدید کرد.
مذاکرات وقتی مثبت است که شروط ایران محقق شود
پس از انتشار خبر نامه ونس، گزارشهایی درباره مثبت بودن فضای گفتوگوها نیز منتشر شد. العربیه که به انتشار اخبار دروغ شهرت دارد، به نقل از منابع خود مدعی شد ایران پیشنهادهای آمریکا را بررسی میکند و فضای تماسها مثبت است. در همان گزارشها تأکید شده که هنوز پیشنهاد جامع و نهاییشدهای وجود ندارد. انتشار این خبرها مشخصاً برای آرام کردن فضای سیاست داخلی آمریکا از یکسو و تولید و تعمیق شکاف در ایران از سوی دیگر است. ایران مؤکداً بر شروط خود برای پایان جنگ اصرار دارد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکرهکننده ایران صراحتاً گفت: «شرایط ایران بارها و بهطور شفاف به میانجیها اعلام شده است. رویکرد چماق و هویج هیچ تأثیری بر ایران ندارد. پیشرفت تنها زمانی حاصل خواهد شد که هفت شرط ایران مورد پذیرش قرار گیرد.» المیادین هم به نقل از یک منبع آگاه ایرانی نوشت ایران پیش از اجرای شروط هفتگانه اقدام تازهای انجام نخواهد داد و بازگشایی تنگه هرمز یا آغاز مذاکرات جدید را به اجرای این شروط وابسته میداند. بنابراین، هر روایتی از گشایش و پیشرفت در مذاکرات باید با این معیار سنجیده شود که آیا آمریکا شروط ایران را پذیرفته و برای اجرای آنها اقدام کرده است؟ تا زمانی که پاسخ این پرسش روشن نباشد، خبرسازی درباره فضای مثبت چیزی جز مواضع بیثمر دیپلماتیک نیست.
همچنان اولویت با پایان جنگ است
ایران خواستههای خود را به میانجیها منتقل کرده است. پایان جنگ در جبهههای مختلف، رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و رفع محدودیتهای نفتی در میان مطالبات مطرحشده قرار دارند. منطق این موضع روشن است. ایران نمیخواهد پیش از تعیین تکلیف جنگ و دریافت نتیجه عملی، وارد گفتوگویی شود که آمریکا از آن برای گرفتن امتیاز هستهای استفاده کند. تهران ابتدا پایان حملات، رفع فشار و اجرای تعهدات را میخواهد؛ پس از آن میتوان درباره پرونده هستهای نیز صحبت کرد. به این ترتیب نقطه اصلی اختلاف با واشنگتن است. آمریکا میخواهد موضوع هستهای را از ابتدا روی میز بگذارد و شروط ایران را به روندی طولانیتر و مرحلهای پیوند بزند و البته یک تصویر پیروزی برای پیشبرد انتخاباتش بسازد. ایران اما معتقد است تکلیف جنگ باید ابتدا روشن شود. پاسخ عراقچی به مرتس نیز در همین چهارچوب معنا پیدا میکند. تهران هم مسیر پایان جنگ را اعلام کرده و هم درباره پیامدهای ادامه تجاوز هشدار داده است. توپ در زمین آمریکاست.