ایران پرسمان - اطلاعات / «در باب صلح و مذاکره» عنوان سرمقاله در روزنامه اطلاعات به قلم سید مسعود رضوی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
شرایط «نه جنگ و نه صلح»، بلاتکلیفی را به مردم، مملکت و دولت تحمیل میکند؛ شرایطی فرساینده که میتوان آن را «جنگ بیپایان» یا «جنگ بیافق» نیز نامید. در چنین وضعیتی چه باید کرد؟ آیا میتوان اجازه داد دشمنان ایران با استمرار این شرایط، هر لحظه فشاری فراتر از فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ما وارد کنند؟ فشاری که روان ملت و مدیران را میفرساید و جنگطلبی، خشونت و فاجعه را همچون شمشیری بر فراز سر ایران و ایرانیان نگه میدارد؟
یکی از واپسین سخنرانیهای رهبر فقید و شهید خطاب به دولت و رئیسجمهور، بر ضرورت خروج از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» تأکید داشت. این توصیه، بلکه دستور، رویکردی است که رهبر انقلاب نیز دنبال میکنند و به معنای آمادگی کامل نیروهای لشکری برای دفاع و پاسخ به دشمن و، همزمان، فعال شدن دیپلماسی برای خروج از شرایط اضطراری است؛ یعنی مقابله هوشمندانه با جنگ و ترفندهای ناجوانمردانه و ویرانگر دشمن.
ما در پی امنیت و صلح بوده و هستیم و جنگ ما دفاعی است. اصل مذاکره همواره بخشی از مبارزه است و هیچ خردمند و صاحبتجربهای این اصل را نادیده نمیگیرد. مذاکره و انعقاد پیمان با دشمنان، سنتی دینی نیز هست. لازم نیست یادآوری کنم که پیامبر بزرگ و نازنین اسلام در صلح حدیبیه چگونه شرایط را برای توسعه اسلام و آسودگی مسلمانان و مؤمنان فراهم کردند.
افراد باسواد و آگاه به تاریخ، از نامهها و مذاکرات امیرالمؤمنین علی(ع) با اصحاب جمل، لشکر و رهبران صفین و حتی خوارج اطلاع دارند. امام حسن(ع) پیماننامهای برای حفظ شیعیان و صالحان امضا کرد که در تاریخ ثبت شده است. حتی سیدالشهدا(ع) نیز برای هدایت سپاه ناجوانمرد یزید، بارها پیام فرستاد و مذاکره کرد. سیره ائمه شیعه همین بوده و باید نیز چنین باشد. تاریخ، دستورها و سیره آن بزرگواران روشن است: مرزبندی با دشمنان و در عین حال، رویکردی صالحانه و مصلحانه برای جلوگیری از خونریزی و خشونت و در نهایت، نبردی دلیرانه تا آخرین لحظه.
این چند خط را بهاختصار نوشتم تا به داعیان جنگ و انتقام و مدعیان خیانتبودن مذاکره هشدار دهم که نه به سیره ائمه تأسی میکنند و نه از رهنمودها و فرمانهای رهبر شهید و جانشین ایشان پیروی میکنند. تهدید و تهمت را با شعارهای نامربوط و غیرقابل توجیه علیه سیاستمداران و بهترین مدیران سیاسی رواج دادهاید و مردم حاضر در صحنه را با این شعارها از اصل واقعه و حقایق موجود در کشور دور میکنید. اگر این رویه را تثبیت کنید و ادامه دهید، دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد و هیچ مدیر و سیاستمداری شجاعت و مجال ابداع و ابتکار برای برقراری صلح و پیشگیری از آسیبهای جنگ را نخواهد داشت.
در وبسایت رئیسجمهور، مسعود پزشکیان، یادداشت مهمی منتشر شده بود که از فرط بداهت، شگفتانگیز به نظر میرسید. عنوان آن، با اشاره به سخن و عبارتی از وزیر کاردان و خردمند دوران فتحعلیشاه و محمدشاه قاجار، چنین است: «کدام مردی و کدام نامردی؟؛ پاسخی به منتقدان مذاکرات برای پایان جنگ».
عجیب است که تلاش برای صلح در ایران و جلوگیری از تخریب بیشتر کشور عزیزمان و کل منطقه، به چنین احتجاجات و مجادلاتی نیاز داشته باشد. جنگ برهان ندارد. عبارت بالا با اشاره به نامه صدراعظم دانایی مطرح شده است که به دست جنگطلبان نابخرد و پرمدعا از کار برکنار شد و ناکام ماند.
قائممقام فراهانی به فرمان و به دست حاسدان و حتی قدرتطلبان و منفعتجویان به شهادت رسید. عین نوشته او چنین است:
«... ما همیشه همهجا صلاح کل را منظور میکنیم، نه صلاح خود را. لکن ارباب ننگ و نام از هیچ چیز نباید بترسند، مگر از زیان زبان عوام، و ما اگر از این یک فقره احتیاط کنیم، ننگ ما نخواهد بود.»
قائممقام این نامه را خطاب به میرزا محمدعلی آشتیانی، نماینده دولت ایران در مذاکرات ارزنهالروم، نوشته است. او در پایان نامه و پس از اشاره به شعارها و رفتارهای عوامانه، با دوراندیشی دستور میدهد:
«... اگر خدا نخواسته دست آن عالیجاه از دامن هر چاره و گریز کوتاه شود، تا این حد هم اذن و اجازت میدهیم که الفاظ مبهمه و فقرات ذواحتمالین در فصلی که موقع ذکر این مطلب است، به زور میرزایی و قوه انشایی بگنجاند، که راه سخن برای ما باقی بماند و این تصرف و تسلطی که حالا داریم سلب نشود و از روی عهدنامه بحث بر ما وارد نیاید. و این آخرالدواء و آخرالعلاج است و معلوم است که هرگاه طورهای دیگر، انشاءالله تعالی، از پیش برود، البته، البته بهتر و خوبتر و باشکوهتر خواهد بود. و همچنین جاهاست که از دست دبیر و خامه تدبیر، زیاده از هزار نیزه و شمشیر توقع خدمت میتوان داشت.»
چرا باید تذکر داد و درخواست کرد که دیپلماسی و تدبیر نیز ضروریاند و چهبسا گاهی مؤثرتر از جنگافزار عمل میکنند؟ البته افسران دلیر، سربازان، لشکریان و جنگافزارهای ما باید یک لحظه نیز دچار غفلت و تردید نشوند و دست خدا، پشتیبانی و دعای ملت همواره همراه آن جانبرکفان باشد. اما چرا راه عبور را تنگ میکنید؟
چرا باید در وبسایت رسمی رئیس دولت نوشته شود:
«تلاش رئیسجمهوری اسلامی ایران برای خروج از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» یا همان جنگ بیپایان، ظاهراً نهتنها در میان دشمنان ایران مخالفانی جدی دارد، بلکه بین دوستان هم بهخوبی درک نشده است...»
آیا نباید از دولت در حال جنگ حمایت کرد؟ اگر مشکلاتی در داخل کشور پیش آید، چه کسانی پاسخگو خواهند بود؟ و اگر در عرصه بینالملل، ایران را بیصدا و فاقد استدلال معرفی کنند، این دعواطلبان کجا پاسخگو خواهند شد؟ همانگونه که در جنگهای ایران و روس، هنگام دشواری و گرفتاری، مخالفان پراکنده و پنهان شدند تا بار دیگر قائممقامِ برکنارشده مذاکره کند و از آسیبهای بیشتر جلوگیری کند.
ما همواره بر مقاومت قدرتمندانه در برابر دشمنان آمریکایی و صهیونیستی تأکید داریم. هر مستعمره و متحد آنان نیز در تیررس موشکهای ایران خواهد بود که همچون صاعقه بر سرشان فرود خواهد آمد. با این حال، این رویکرد بدون سیاستورزی و دوراندیشی ممکن است تضعیف شود؛ و چنین مباد.
سخن آخر اینکه ذهن آشفته تندروهای بیمنطق، مخالفخوانان و بازیگردانان آنها این استدلال و حجت را نخواهد پذیرفت. رقابت و نگاه به صندلیهای قدرت، آنان را به راه ناصواب میبرد. اما ملت شریف، مقاوم و دانا باید هوشیار باشد. نیروهای لشکری و کشوری، نظامیان و سیاستمداران، همگی یک ارتش واحد هستند؛ مبادا نااهلان در آن رخنه کنند و شکافی به وجود آورند. دست و زبانشان بریده باد.
قائممقام در همان نامه نوشته است:
«جناب اقدس الهی جربزه و کیاستی در خلق اینجا آفریده که از تأنی و آرام و تعلم و تعلیم آنها هزار بار بهتر و بانفعتر است.»
«من راقب الناس لم یظفر بحاجته
و فاز بالطیبات الفاتک اللهج»
آنکه در پی شهرت و جلب توجه دیگران است، هرگز به خواسته خود نمیرسد؛ اما آنکه با اراده و توانمند است، به خوشیها و موفقیت دست خواهد یافت.