سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
دانش و فناوری

افشین:

ائتلاف دانشگاه، صنعت و دانش بنیان‌ها شرط تحقق جهش علمی عمیق است

ائتلاف دانشگاه، صنعت و دانش بنیان‌ها شرط تحقق جهش علمی عمیق است
ایران پرسمان - معاون علمی رئیس جمهور گفت: جهش علمی زمانی پایدار خواهد بود که ظرفیت دانشگاه، سرمایه صنعت و خلاقیت شرکت‌های دانش‌بنیان در یک مسیر مشترک قرار گیرد.
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - معاون علمی رئیس جمهور گفت: جهش علمی زمانی پایدار خواهد بود که ظرفیت دانشگاه، سرمایه صنعت و خلاقیت شرکت‌های دانش‌بنیان در یک مسیر مشترک قرار گیرد.

به گزارش ایران پرسمان به نقل از معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری، متن سخنرانی حسین افشین، معاون علمی رئیس‌جمهور، در آیین افتتاح نخستین رویداد و نمایشگاه ملی ساخت افزایشی که دوازدهم آبان‌ماه در دانشگاه تهران برگزار شد، به شرح زیر است:
«بسم‌الله الرحمن الرحیم
سلام و احترام عرض می‌کنم خدمت استادان گران‌قدر، صنعتگران، پژوهشگران، کارآفرینان، دانشجویان و همه کسانی که امروز با دغدغه ساختن، در این جمع حضور دارند.
می‌خواهم امروز سخنم را از موضوعی آغاز کنم که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با ساخت افزایشی نداشته باشد؛ از امید. مفهومی که این روزها بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، اما شاید کمتر درباره ماهیت واقعی آن صحبت می‌کنیم.
ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که کشورمان با دشواری‌های اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و امنیتی متعددی روبه‌روست. جنگ، فشارهای اقتصادی، آسیب به برخی زیرساخت‌ها و نگرانی درباره آینده، واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان از کنارشان به‌سادگی عبور کرد. این دشواری‌ها فقط در گزارش‌ها و جدول‌های آماری خلاصه نمی‌شوند. در زندگی خانواده‌ای که نگران آینده فرزندش است، جوانی که میان ماندن و رفتن تردید دارد، صنعتگری که برای تأمین قطعات کارخانه‌اش با مشکل مواجه است و پژوهشگری که نمی‌داند ایده‌اش چه زمانی به محصول تبدیل خواهد شد، می‌توان ابعاد واقعی این شرایط را دید.
در چنین وضعیتی، سخن گفتن از امید، بدون دیدن واقعیت‌ها، نه‌تنها اثرگذار نیست، بلکه می‌تواند فاصله میان مردم و مسئولان را بیشتر کند. ما نمی‌توانیم از جامعه بخواهیم دشواری‌هایش را نبیند تا امیدوار بماند. امید واقعی از انکار مشکلات به وجود نمی‌آید؛ از دیدن امکان غلبه بر آنها شکل می‌گیرد.
فکر می‌کنم یکی از خطاهای رایج ما در مواجهه با مفهوم امید، نگاه کردن به آن به‌عنوان یک احساس ثابت یا حالتی روانی است؛ گویی می‌توان با یک سخنرانی آن را ایجاد کرد و با یک خبر ناخوشایند از میان برد. اما امید چنین نیست. امید یک پدیده پویاست؛ جریانی اجتماعی که دائماً تولید، تقویت یا فرسوده می‌شود. من از این پدیده با عنوان «دینامیک امید» یاد می‌کنم.
دینامیک امید یعنی جامعه وقتی نشانه‌ای واقعی از امکان تغییر می‌بیند، برای قدم بعدی آماده‌تر می‌شود. وقتی جوانی احساس می‌کند دانشی که آموخته می‌تواند مسئله‌ای را حل کند، انگیزه بیشتری برای یادگیری پیدا می‌کند. وقتی یک شرکت دانش‌بنیان محصول خود را به کارخانه‌ای می‌فروشد، فقط درآمد ایجاد نمی‌کند؛ اعتماد به توانایی ساختن را نیز افزایش می‌دهد. وقتی صنعتگر می‌بیند مهندسان ایرانی از پس حل مسئله‌ای پیچیده برآمده‌اند، برای سپردن مسائل بزرگ‌تر به آنها آمادگی بیشتری پیدا می‌کند.
در دل این اتفاق‌ها، یک چرخه شکل می‌گیرد: موفقیت، اعتماد می‌آفریند؛ اعتماد، زمینه اقدام بعدی را فراهم می‌کند و اقدام موفق، امید تازه‌ای به وجود می‌آورد.
اما روی دیگر این چرخه را هم باید دید. وقتی تلاش‌ها به نتیجه نمی‌رسند، ایده‌های جوانان در پیچ‌وخم تصمیمات اداری متوقف می‌شوند، صنعت به دانشگاه اعتماد نمی‌کند و دانشگاه نیز مسائل صنعت را نمی‌شناسد، به‌تدریج احساس ناتوانی جای خودباوری را می‌گیرد. خطر اصلی برای یک جامعه، صرفاً مواجهه با مشکلات نیست؛ زمانی است که مردم به این نتیجه برسند تلاش کردن دیگر فایده‌ای ندارد.
به گمان من، مسئولیت ما دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود. در معاونت علمی معتقدیم امیدآفرینی پیش از آنکه مأموریتی رسانه‌ای باشد، یک مسئولیت اجرایی است. نمی‌توان با انتشار خبرهای خوب، جای خالی نتایج واقعی را پر کرد. جامعه همان‌قدر که به روایت موفقیت‌ها نیاز دارد، باید فرصت تجربه کردن موفقیت را هم داشته باشد. مردم باید اثر پیشرفت علمی را در کیفیت زندگی، فرصت‌های شغلی، پایداری تولید، دسترسی به خدمات و آینده فرزندانشان احساس کنند.
شاید به همین دلیل است که برای رویداد امروز اهمیت ویژه‌ای قائلم. عنوان این گردهمایی «ساخت افزایشی» است؛ فناوری‌ای که در بسیاری از فرآیندهای آن، قطعه به‌جای آنکه از یک ماده بزرگ و با برداشتن بخش‌هایی از آن شکل بگیرد، لایه‌به‌لایه ساخته می‌شود. هر لایه بر لایه پیشین استوار است و در نهایت، ساختاری شکل می‌گیرد که پیش از آن وجود نداشته است.
من فکر می‌کنم در دل این فناوری، تصویر دقیقی از مسیر توسعه ایران وجود دارد.
آینده ایران با یک تصمیم، یک پروژه یا یک دستاورد بزرگ ساخته نمی‌شود. آینده را باید لایه‌به‌لایه بنا کرد. هر مسئله صنعتی که حل می‌شود، هر شرکت دانش‌بنیانی که به بازار راه پیدا می‌کند، هر جوان نخبه‌ای که فرصت اثرگذاری می‌یابد، هر فناوری‌ای که از آزمایشگاه به خط تولید منتقل می‌شود و هر کارخانه‌ای که با دانش داخلی به ظرفیت تولید بازمی‌گردد، یک لایه به این بنا اضافه می‌کند.
اما همان‌طور که در ساخت افزایشی، استحکام قطعه به کیفیت اتصال لایه‌ها وابسته است، در ساخت آینده کشور نیز پیوند میان اجزای مختلف جامعه تعیین‌کننده خواهد بود. دانشگاه بدون صنعت، صنعت بدون فناوری، فناوری بدون سرمایه و سرمایه بدون اعتماد، نمی‌توانند ساختاری پایدار ایجاد کنند.
گاهی مسئله ما کمبود ظرفیت نیست؛ پراکندگی ظرفیت‌هاست. ما امروز بیش از آنکه به جزیره‌های تازه‌ای از موفقیت نیاز داشته باشیم، به اتصال توانمندی‌های موجود احتیاج داریم.
دوستان عزیز!
در جهان امروز، ساخت افزایشی دیگر صرفاً ابزاری برای تولید نمونه‌های اولیه نیست. این فناوری در حال تغییر منطق طراحی، تولید و زنجیره تأمین صنعتی است. تصور کنید یک خط تولید بزرگ فقط به دلیل نبود یک قطعه خاص متوقف شود و هزینه سنگینی به اقتصاد کشور تحمیل کند. اگر بتوانیم با دانش طراحی، مهندسی مواد و فناوری ساخت افزایشی، آن قطعه را با کیفیت تأییدشده و هزینه منطقی در داخل کشور تولید کنیم، اتفاقی فراتر از ساخت یک قطعه رخ داده است.
ما یک وابستگی را کاهش داده‌ایم، ظرفیت تازه‌ای در داخل ایجاد کرده‌ایم و مهم‌تر از همه، نشان داده‌ایم که برای حل مسائل خودمان راه‌حل‌های تازه‌ای در اختیار داریم.
شاید معنای واقعی قدرت نیز همین باشد. فناوری زمانی به قدرت تبدیل می‌شود که امکان انتخاب‌های بیشتری پیش روی کشور قرار دهد. البته نباید در مواجهه با فناوری گرفتار شعار شویم. ساخت افزایشی جایگزین تمام روش‌های تولید نیست. مسئله اصلی این است که از نمایش توانایی ساخت عبور کنیم و قابلیت استفاده از آن در صنعت را به اثبات برسانیم. ما باید از اقتصادی که تمام توانش صرف تأمین نیازهای امروز می‌شود، به اقتصادی حرکت کنیم که توانایی طراحی و تولید فناوری‌های فردا را نیز داشته باشد.
در این مسیر، شرکت‌های دانش‌بنیان نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. سال‌ها درباره ارتباط دانشگاه و صنعت صحبت کرده‌ایم؛ تفاهم‌نامه‌های زیادی امضا شده و نشست‌های متعددی برگزار کرده‌ایم. اما صرف کنار هم قرار گرفتن دانشگاه و صنعت، به معنای شکل‌گیری همکاری پایدار نیست. این ارتباط به یک سازوکار اقتصادی نیاز دارد.
شرکت دانش‌بنیان باید بتواند زبان دانش را به زبان محصول ترجمه کند و نیاز صنعت را به یک مسئله فناورانه تبدیل سازد. از سوی دیگر، صنعت نیز باید به ظرفیت شرکت‌های فناور ایرانی اعتماد کند. البته شرکت دانش‌بنیان هم باید بداند که صنعت با محصول آزمایشگاهی اداره نمی‌شود؛ کیفیت پایدار، قیمت رقابتی و مسئولیت‌پذیری، الزامات ورود به بازار صنعتی هستند.
این رابطه زمانی شکل می‌گیرد که هر دو طرف تعهدات واقعی بپذیرند و همکاری از سطح گفت‌وگو و تفاهم‌نامه به مرحله تولید و بازار برسد.
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره ضرورت خیزش عمیق و شتابان علمی نیز در همین چارچوب مسئولیت تازه‌ای بر دوش ما قرار می‌دهد. مرزشکنی علمی و دستیابی ایران به جایگاه شایسته در فناوری، تنها با افزایش تولید دانش محقق نمی‌شود. باید مسیر تبدیل دانش به توانمندی صنعتی و اقتصادی را هموار کنیم. جهش علمی زمانی پایدار خواهد بود که ظرفیت دانشگاه، سرمایه صنعت و خلاقیت شرکت‌های دانش‌بنیان در یک مسیر مشترک قرار گیرند.
به همین دلیل معتقدم رویدادی مانند این گردهمایی نباید با پایان نمایشگاه و جمع‌آوری غرفه‌ها به پایان برسد. معیار موفقیت آن را باید چند ماه بعد سنجید؛ نه با تعداد شرکت‌کنندگان، بلکه با تعداد مسائل صنعتی حل‌شده، فناوری‌هایی که به مرحله آزمون صنعتی رسیده‌اند و قراردادهایی که میان شرکت‌های دانش‌بنیان و صنایع بزرگ شکل گرفته‌اند.
از مجموعه فولاد مبارکه و صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر آن نیز انتظار دارم این فرصت را به الگویی برای توسعه بازار فناوری تبدیل کنند. صنعت بزرگ نباید فقط خریدار محصول باشد؛ می‌تواند به سرمایه‌گذار توسعه فناوری نیز تبدیل شود.
ما هم در معاونت علمی وظیفه داریم مسیر تبدیل فناوری به محصول و بازار را هموار کنیم. اما حمایت واقعی همیشه به معنای پرداخت منابع مالی بیشتر نیست. گاهی مهم‌ترین حمایت از یک شرکت فناور، فراهم کردن فرصت آزمون محصول در محیط واقعی صنعت است. گاهی یک سفارش خرید معتبر، از چندین دوره حمایت مالی مؤثرتر خواهد بود.
اجازه بدهید دوباره به مفهوم امید بازگردم.
به اعتقاد من، اگر می‌خواهیم امید در جامعه جریان پیدا کند، باید به مردم و به‌ویژه جوانان، امکان مشارکت در ساختن آینده را بدهیم. جوان ایرانی نباید فقط شنونده روایت پیشرفت باشد؛ باید خودش را یکی از سازندگان آن بداند.
نسل جدید حق دارد بپرسد سهم من از آینده چیست؟ دانشی که می‌آموزم چه کاربردی دارد؟ آیا می‌توانم در کشور خودم مسئله‌ای مهم را حل کنم؟ آیا کسی حاضر است روی ایده من سرمایه‌گذاری کند؟
پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌توان فقط با کلمات داد. این پاسخ باید در فرصت‌های واقعی اشتغال، پژوهش، کارآفرینی و اثرگذاری دیده شود.
اگر جوان ما ببیند یک طرح دانشگاهی به محصول تبدیل می‌شود، محصول به بازار می‌رسد و بازار به توسعه یک شرکت ایرانی کمک می‌کند، دیگر نیازی نیست کسی برای او درباره امید سخنرانی کند؛ او امید را تجربه کرده است.
این همان دینامیک امید است؛ تبدیل توانایی فردی به تجربه موفقیت، موفقیت به اعتماد اجتماعی و اعتماد به مشارکت گسترده‌تر در ساختن آینده.
تفاوت امید و خوش‌بینی نیز شاید در همین نقطه باشد. خوش‌بینی انتظار دارد آینده بهتر شود، اما امید پویا انسان را به یکی از عوامل بهتر شدن آینده تبدیل می‌کند. ما امروز بیش از آنکه به انتظار آینده‌ای بهتر نیاز داشته باشیم، به توانایی ساختن آن احتیاج داریم.
دوستان عزیز!
ساخت افزایشی به ما یاد می‌دهد که هیچ بنای پیچیده‌ای یکباره شکل نمی‌گیرد. در مسیر پیشرفت ملی نیز نباید ارزش گام‌های کوچک اما واقعی را دست‌کم بگیریم. شاید حل مسئله یک قطعه صنعتی در مقیاس مشکلات بزرگ کشور، اتفاق کوچکی به نظر برسد؛ اما اگر این تجربه در صدها کارخانه و هزاران شرکت تکرار شود، به یک توانایی ملی تبدیل خواهد شد.
شاید مهم‌ترین وظیفه ما در شرایط امروز کشور همین باشد: تبدیل موفقیت‌های پراکنده به جریانی پایدار از توانستن.
من آینده ایران را نه در نبود مسئله، بلکه در افزایش توانایی حل مسئله می‌بینم. کشوری قدرتمندتر است که در برابر مسائل تازه، پاسخ‌های بیشتری برای ارائه داشته باشد و جامعه‌ای امیدوارتر است که شهروندانش احساس کنند تلاش آنها می‌تواند واقعیت را تغییر دهد.امروز در این جمع، ما فقط درباره فناوری ساخت قطعات صنعتی صحبت نمی‌کنیم. مسئله این است که چگونه دانایی را به توانایی، توانایی را به تولید، تولید را به قدرت اقتصادی و قدرت اقتصادی را به رفاه و امید اجتماعی تبدیل کنیم.
امید چیزی نیست که بتوان آن را از جامعه مطالبه کرد، بی‌آنکه مقدماتش را فراهم آورده باشیم. امید را باید ساخت؛ با تصمیم درست، با فرصت دادن به جوانان، با اعتماد به دانش و با نتیجه‌هایی که مردم بتوانند اثرشان را در زندگی خود ببینند.
شاید بتوان گفت اگر ساخت افزایشی هنر ساختن لایه‌به‌لایه یک قطعه است، توسعه ملی نیز هنر ساختن لایه‌به‌لایه اعتماد، توانایی و امید است.
من باور دارم آینده ایران بیش از آنکه محصول پیش‌بینی‌های ما باشد، حاصل چیزهایی است که از امروز جرئت ساختنشان را داریم.
از همه شما سپاسگزارم.»


نظرات شما