ایران پرسمان - یک نویسنده گفت: شاید لازم باشد نسل امروز این نکته را بداند که یک سردار جنگی در قبال سربازان خودش بیتفاوت نبوده و به خانواده آنها حس تعهد داشته است.
فاطمه سلیمانی ازندریانی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری مهر با رجوع به خاطرات خود درباره زمان شهادت سردار سلیمانی گفت: وقتی خبر شهادت حاجقاسم را شنیدم در خانه یکی از اقوام در اصفهان بودم. در خواب بودم که شنیدم دارند با یکدیگر صحبت میکنند و فکر میکردم که دارم خواب میبینم. وقتی بیدار شدم دیدم که نه! واقعا این اتفاق افتاده است و اخبار دارد آن را اعلام میکند. همه ما خیلی بههم ریخته بودیم. تمام شهر اصفهان در سکوت فرورفته بود و تمام شور و نشاط شهر گرفته شده بود و این مسئله در یک شهر گردشگری، عجیب بود.
او درخصوص محبت و همدلی و رفتار محبتآمیز حاجقاسم با انسانهای اطرافش (از کودک تا بزرگسال)، بیان کرد: در مورد محبت و همدلی شهید سلیمانی فیلمی دیدم که خیلی در فضای مجازی پخش شده بود؛ اینکه حاجقاسم در نماز هستند و یک کودک میآید به ایشان گل میدهد و شهید در قنوت نماز، آن گل را میگیرند و به نمازشان ادامه میدهند. این فیلم تصویر بسیار زیبایی از رفتار شهید است.
سلیمانی افزود: اما چیزهایی که ما خیلی شنیدهایم همدلی حاجقاسم با بچههای خانواده شهداست، با بچههایی که فرزند مدافعان حرم بودهاند، بازدیدهایی که از خانههای خانواده این شهدا داشتند و دیدارهایی که با این بچهها داشتند. مثلا من میدیدم که خیلی از بچهها ایشان را «پدر» صدا میزدند. این برایم خیلی جذاب بود. ایشان حس پدرانگی به این بچهها داشتند. شاید لازم باشد نسل امروز این نکته را بداند که یک سردار جنگی در قبال سربازان خودش بیتفاوت نبوده و به خانواده آنها حس تعهد داشته است. شاید بشود گفت یک رفتار علی(ع) گونهای از این نظر در شخصیت حاجقاسم وجود داشت.
نویسنده کتاب «درخت بیبرادر» درباره اینکه اگر حاجقاسم در جنگ ۱۲روزه حضور داشتند چه رفتاری از خود در قبال مردم نشان میدادند، گفت: در جنگ ۱۲ روزه ما شاید هیچ توقعی غیر از شجاعت از حاجقاسم نداشتیم. چیزهایی که ما از ایشان شنیدهایم بیشتر درباره شجاعت ایشان است. تصویر یک مرد شجاع از حاجقاسم در ذهن ما بود؛ اینقدر که شهادتش را باور نمیکردیم. درواقع، هم مرگی جز شهادت برای ایشان تصور نمیکردیم و هم انتظار نداشتیم که این اتفاق به این زودیها برایشان بیفتد. جنایت و رفتار ناجوانمردانهای در حق ایشان بود؛ چراکه در میدان نبرد به شهادت نرسیدند و ترور شدند.
او به سخنی نیز از سردار سلیمانی که در ذهنش ماندگار شده است، اشاره و بیان کرد: یک جملهای ایشان دارند که میگویند «ایران حرم است». این جمله خیلی تأثیرگذار است و فکر میکنم که نهتنها من، بلکه خیلیهای دیگر هم این جمله را سرلوحه زندگیشان کردهاند که ایران حرم است و ما باید به این حرم احترام بگذاریم و از آن محافظت کنیم.
نویسنده کتاب «به سپیدی یک رویا» در پاسخ به این سؤال که «اگر بخواهید درباره شهید سلیمانی کتابی برای نوجوانان بنویسید، بر کدام اتفاق یا برههای از زندگیشان تمرکز میکنید؟»، عنوان کرد: من اگر بخواهم کتابی درباره شهید سلیمانی برای نوجوانان بنویسم میگردم ببینم که در کدام عملیات زد و خورد و تعقیب و گریز بیشتری وجود داشته است و درباره آن عملیات یک کتاب مهیج و داستانی اکشن با یک پایان خوش مینویسم.
این منتقد ادبی درخصوص آسیبشناسی کتابهای منتشرشده در حوزه بزرگسال و کودک و نوجوان در مورد شخصیت و زندگی شهید سردار حاجقاسم سلیمانی، توضیح داد: نهتنها درباره حاجقاسم، بلکه درباره هر سرداری اگر ما بخواهیم کتابی بنویسیم باید از کلیگویی خودداری کنیم. باید سعی کنیم درباره برهههای مختلف زندگی سردار کتاب بنویسیم؛ یعنی گفتن از تولد تا شهادت خیلی کلیگویی میشود، چون ایشان زندگی پرفرازونشیبی داشتهاند. بنابراین مثلا درباره آن دورهای که فلان عملیات جنگ ایران و عراق و فلان عملیات در حوزه مقاومت انجام شده باید بنویسیم و موارد جزئی دیگر. وقتی اینها به یک سلسلهکتاب تبدیل شوند، تأثیرگذاریشان بیشتر میشود؛ چون ما داریم با جزئیات درباره یک شخصیت و واقعه صحبت میکنیم. فکر میکنم این یکی از راههایش است تا اثر بهتر و جذابتری برای مخاطب تولید کنیم.