ایران پرسمان - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
در حالی که صداوسیما با بحران اعتماد عمومی دستوپنجه نرم میکند و مطبوعات سالهاست از جایگاه مرجعیت فاصله گرفتهاند، محمد قوچانی، رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران و سازندگی، در گفتوگو با «شرق» معتقد است نظام رسانهای کشور دیگر پاسخگوی جامعه امروز نیست و فقدان یک رسانه مستقل، خلأیی جدی در فضای عمومی ایجاد کرده است.
قوچانی در این زمینه گفت: این تغییرات تنها در حد جابهجایی افراد است و مسئله اساسیتر، ساختار کلان و شیوه اداره رسانههاست. اساسا شیوه نظام رسانهای موجود دیگر جواب نمیدهد، چه در حوزه مطبوعات و چه در حوزه رادیو و تلویزیون. بعد از توقیف دستهجمعی مطبوعات در سال ۷۹، دیگر مطبوعات نتوانستند مرجعیت واقعی کسب کنند. تنها موفقیتهای محدود در قالب تکستارهها و برخی مجلات رخ داد و روزنامههای بزرگ، به تدریج افول کردند. صاحبامتیاز مجله آگاهی نو با اشاره به وضعیت مطبوعات گفت: واقعیت امر این است که بحران مطبوعات محدود به توقیفها نیست؛ خود روزنامهنگاران نیز به اندازه کافی به تولید محتوای قوی و مستقل توجه نکردهاند. حتی در دورههای اخیر، زمانی که اینترنت قطع شد، روزنامهها با بحران محتوا مواجه شدند و تنها معدود رسانهها توانستند محتوای قابل قبولی ارائه دهند.
قوچانی وضعیت صداوسیما را بحرانیتر از مطبوعات دانست و گفت: این سازمان با ساختار گسترده و شبکههای متعدد، نظارت چندانی بر آن وجود ندارد. چنین مدلی در هیچ جای دنیا دیده نمیشود. مدیر شبکه افق برکنار و رئیس بسیج صداوسیما به جای او منصوب شد. این حرکت تنها نمایشی است و هیچ تحولی در عملکرد کلان شبکه ایجاد نمیکند. به گفته قوچانی، صداوسیما به جای آنکه رسانهای ملی و مورد اعتماد مردم باشد، «به رسانهای محدود و مخصوص یک جریان خاص تبدیل شده است». او افزود: مدیریت غیرشفاف، بوروکراسی گسترده و نبود نظارت مؤثر باعث شده شبکههای تلویزیونی تحت این سازمان نتوانند اعتماد عمومی را بازگردانند.
به گفته او در پی اعتراضات اخیر و قطع اینترنت، دو قطب رسانهای برای مخاطبان ایرانی شکل گرفت: این دوگانه جدید نیست. سیاست محدودکردن ماهوارهها از ابتدا شکست خورده بود. ماهوارهها همچنان مخاطب دارند و مردم از اطلاعات آنها استفاده میکنند. در این شرایط، صداوسیما به جای آنکه رسانه ملی باشد، به رسانهای حلقهای و فرقهای تبدیل شده است. ایراناینترنشنال، بیبیسی فارسی و VOA با کمک دولتهای خارجی فعالیت میکنند و توانستهاند جای خالی رسانههای مستقل داخلی را پر کنند. بسیاری از نیروهای این شبکهها روزنامهنگاران ایرانی هستند که در داخل کشور پرورش یافتهاند، اما بستر مناسبی برای نگهداشتن و استفاده از استعدادهای آنها فراهم نشده است. او با اشاره به تجربه اخیر جنگ ۱۲روزه گفت: این فرصت میتوانست به تقویت وحدت ملی کمک کند و رسانه ملی در این شرایط میتوانست نقش مهمی ایفا کند، اما نشان دادند که این ظرفیت حفظ نشده و نگاه محدود و جناحی غالب شده است. با وجود بحران رسانههای مکتوب، هنوز جای یک روزنامه ملی، مستقل و غیردولتی با صدای سوم خالی است. چنین رسانهای میتواند هویت مشخصی ارائه داده و به پرسشهای مردم پاسخ دهد. رسانههای تصویری مانند ایراناینترنشنال در فضای اپوزیسیون این کار را انجام میدهند، اما در داخل کشور چنین رسانهای وجود ندارد.
او افزود: اگر اجازه فعالیت مستقل در عرصه رادیو و تلویزیون داده نمیشود، باید تلاش شود این نقش در رسانههای مکتوب محقق شود. روزنامهها میتوانند مرجعیت و اعتبار لازم را ایجاد کنند و صدای سوم مردم باشند. بحران رسانهای در ایران ریشهدار و چندلایه است؛ از افول مطبوعات و نبود مرجعیت گرفته تا محدودیتهای ساختاری صداوسیما و جای خالی رسانههای مستقل. به باور او، تنها راه برونرفت از این بحران، ایجاد بستر مناسب برای فعالیت رسانههای مستقل، توجه به ظرفیت ژورنالیسم داخلی و تقویت صدای سوم است.
بازار ![]()
زهره فراهانی