چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
تحلیل روز

سرمقاله دنیای اقتصاد/ سناریوهای مذاکراتی پیش رو

سرمقاله دنیای اقتصاد/ سناریوهای مذاکراتی پیش رو
ایران پرسمان - دنیای اقتصاد / «سناریوهای مذاکراتی پیش رو» عنوان یادداشت روز در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم رحمن قهرمانپور که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: ایران در یک سال ...
  بزرگنمايي:

ایران پرسمان - دنیای اقتصاد / «سناریوهای مذاکراتی پیش رو» عنوان یادداشت روز در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم رحمن قهرمانپور که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
ایران در یک سال گذشته مسیر بسیار سختی را پشت سر گذاشت و شاهد دو جنگ و تشدید درگیری‌ها با آمریکا و اسرائیل بود. لذا امضای یادداشت‌تفاهم میان ایران و آمریکا به صورت طبیعی با یک واکنش عاطفی خوش‌بینانه مواجه خواهد بود و برخی‌ بر این باورند که گام اصلی و اولیه در حل مساله برداشته شده است؛ بنابراین مسیر بعدی هموارتر از امروز خواهد بود. از آنجا که هنوز متن توافق منتشر نشده و جزئیات مذاکره و چانه‌زنی‌های دو طرف همچنان معلوم نیست، لذا باید منتظر باشیم و ببینیم که در این فرآیند مذاکرات دیپلماتیک چه گذشته است. اما فارغ از این مساله، در حال حاضر سوالات مهمی وجود دارد که پاسخ به آنها مستلزم گذشت زمان است:
اولین و مهم‌ترین سوالی که به ذهن می‌رسد این است که آیا این یادداشت‌تفاهم برای دو طرف یک تنفس موقت و تجدید‌قوا برای ادامه درگیری است یا واقعا ممکن است که دو طرف به سمت حل مشکلات تاریخی خود حرکت کنند. هم در آمریکا و هم در ایران گروه‌هایی وجود دارند که از حل این مساله و بحران استقبال می‌کنند، اما در عین حال تجربه دو دهه گذشته نشان می‌دهد که معمولا زور و قدرت نیروهای مخالف در هر دو طرف بیشتر بوده است. لذا باید این سوال را مطرح کرد که آیا امکان تبدیل شدن این یادداشت‌تفاهم به یک توافق پایدار و جامع در بلندمدت وجود دارد یا خیر؟ با توجه به تجربه دو دهه اخیر و آرایش سیاسی نیروها در ایران و آمریکا، به نظر می‌رسد که فعلا برای پاسخ دادن مثبت به این سوال باید صبر کرد؛ چرا که هنوز جواب این مساله روشن نیست.
سوال دوم این است که آمریکا به چه میزان تغییرات در ایران و سیاست خارجی آن رضایت خواهد داد و در واقع برنامه بلند‌پروازانه خودش را که عمدتا تحت‌تاثیر فشار لابی یهود بود کنار خواهد گذاشت یا خیر. وجه دیگر این ماجرا آن است که جمهوری اسلامی ایران تا کجا حاضر خواهد بود که سیاست خارجی خود و جهت‌گیری‌های آن را تغییر دهد. این دو سوال در ارتباط با همدیگر معنا پیدا می‌کنند. کما اینکه تجربه برجام نشان می‌دهد که ایران و آمریکا به‌رغم پیشرفت‌هایی که در روابط دوجانبه داشتند، اما در نهایت به دلیل روی کار آمدن نیروهای تندرو و همچنین خرابکاری‌های اسرائیل نتوانستند توافق برجام را به پله اول برای ایجاد تغییرات بزرگ در سیاست خارجی تبدیل کنند. به نظر می‌رسد که وضعیت کنونی هم کم و بیش مشابه گذشته است و همچنان نیروهایی که خواهان ایجاد تغییرات استراتژیک در روابط ایران و آمریکا هستند در سیاست داخلی قدرت چندانی ندارند.
پرسش سوم به واکنش اسرائیل بازمی‌گردد. می‌دانیم که انتخابات کنست یا پارلمان اسرائیل در ماه اکتبر برگزار خواهد شد و نتانیاهو با شکستی که در یادداشت تفاهم ایران و آمریکا متحمل شده است، احتمالا دست به ماجراجویی‌های زیادی خواهد زد. کما اینکه این رژیم طی روزهای اخیر نیز تلاش کرد که در لحظات آخر از امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا جلوگیری کند. در واقع، اگر ایران بتواند از طریق ترامپ، نتانیاهو را مهار کند، به موفقیت بسیار بزرگی در این بحران دست پیدا کرده است؛ چرا که معمولا بازی‌هایی که در آنها سه بازیگر با منافع متضاد وجود دارند به ندرت می‌توانند به نقطه تعادل پایداری برسند.
همچنین باید دید آیا نقش ویژه‌ای که متحدان جدید آمریکا در خاورمیانه، یعنی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و مشخصا امارات و عربستان و قطر، ایفا کردند همچنان ادامه خواهد داشت یا خیر. در بحران اخیر و در امضای یادداشت‌تفاهم میان آمریکا و ایران، این کشورها نشان دادند که لابی قدرتمندی در واشنگتن دارند و می‌توانند در واقع از تشدید تنش میان ایران و آمریکا جلوگیری کنند. باید منتظر باشیم و ببینیم که آیا این کشورها و مخصوصا امارات و قطر همچنان حاضر به ایفای چنین نقشی خواهند بود و آیا اسرائیل این امکان را به آنها خواهد داد که این نقش را ایفا کنند یا خیر؟
اینها سوالات مهمی است که در مورد آینده توافق وجود دارد و فعلا پاسخ روشنی برای آنها نداریم. اما تجربه گذشته نشان می‌دهد که فعلا نمی‌توان خیلی خوش‌بین بود، در عین حال نمی‌توان از همین الان ساز بدبینی زد. آنچه مهم است این است که در دو ماه آینده چه تحولاتی در داخل ایران و آمریکا رخ می‌دهد. طبیعتا این تحولات می‌تواند سرنوشت یادداشت‌تفاهم را تعیین کند. آنچه که در ایران می‌تواند حائز اهمیت باشد، این است که گفت‌وگویی انتقادی میان حاکمیت و جامعه از یک طرف و میان نهادهای درون حاکمیت درباره این یکسال رخ دهد. رسیدن به یک ارزیابی واقع‌بینانه از تحولات یک سال گذشته بسیار مهم است و این امکان را فراهم می‌کند که تصمیم‌های سرنوشت‌ساز در یک فضای غیر هیجانی گرفته شود.
عامل دیگری که می‌تواند مهم باشد، ترسیم یک نقشه راه مورد اجماع در سیاست خارجی ایران در آینده است. طبیعتا عوامل بسیار متعددی وجود دارند که می‌توانند این یادداشت تفاهم را تبدیل به یک مسیر پرتنش جدید کنند. همچنین، باید دید که منافع آمریکا روسیه و چین در یادداشت تفاهم آینده میان ایران و آمریکا و تبدیل آن به یک توافق پایدار چیست. ایران نمی‌تواند بدون لحاظ منافع قدرت‌های منطقه‌ای و همین‌طور قدرت‌های بین‌المللی این یادداشت‌تفاهم را به یک توافق پایدار تبدیل کند. نهایتا اینکه پیروزی یا شکست این یادداشت‌تفاهم امری مقدر و از پیش تعیین‌شده نیست، بلکه بستگی به نوع بازی سیاسی ایران و البته جهت‌گیری‌های سیاست خارجی ترامپ دارد، بنابراین اگر این موارد در نظر گرفته شوند، می‌توان امیدوار بود که این یادداشت‌تفاهم مسیر را برای تبدیل شدن به یک توافق جامع پایدار فراهم کند.
بازار


نظرات شما