ایران پرسمان - رئیس دانشکده علوم اجتماعی و رسانه گفت: وداع عاشقانه مردم با قائد عظیمالشأن و رهبر شهید، پایان یک مسیر نیست؛ آغاز مرحلهای تازه در تداوم مسیر رهبری و نیز بازنگری در نظریهها و روایتگری است.
به گزارش خبرگزاری مهر، اکبر نصراللهی رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه در یادداشتی در صفحه مجازی خود نوشت: وداع عاشقانه مردم با قائد عظیمالشأن و رهبر شهید، پایان یک مسیر نیست؛ آغاز مرحلهای تازه در تداوم مسیر رهبری و نیز بازنگری در نظریهها و روایتگری است.
وی با اشاره به مشاهدات خود از مراسم تشییع و وداع افزود: آنچه امروز در خیابانها دیدم، صرفاً یک آیین تشییع و وداع نبود؛ بلکه یک متن اجتماعی بود که میلیونها نفر آن را همزمان نوشتند؛ متنی که واژگان آن را عشق، وفاداری، هویت، ایمان، مسئولیتپذیری، همبستگی و تابآوری دینی و ملی تشکیل میداد.
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه در ادامه، این رخداد را پرسشی بنیادین برای پژوهشگران علوم ارتباطات، جامعهشناسی و علوم سیاسی توصیف کرد و گفت: چگونه در شرایطی که طی سالهای اخیر بسیاری از نظریهپردازان غربی، اندیشکدهها، رسانههای بینالمللی و منتقدان جمهوری اسلامی از تعمیق شکافهای اجتماعی، کاهش انسجام ملی و حتی فروپاشی قریبالوقوع نظام سخن میگفتند، امروز شاهد شکلگیری چنین سطحی از همبستگی و همدلی ملی هستیم؟
وی تأکید کرد: این پرسش، پیش از آنکه سیاسی باشد، یک مسئله علمی است.
نصراللهی همچنین با بیان اینکه چارچوبهای نظری رایج، دستکم در وضعیت کنونی، برای تبیین جامع این رخداد کفایت نمیکنند، اظهار داشت: هیچ بازنمایی رسانهای، هر اندازه حرفهای و گسترده، قادر نیست تمامی لایههای معنایی این صحنه را منتقل کند و عمق ایمان، احساس تعلق، سرمایه عاطفی، وفاداری، امید، اشک، ایثار و تابآوری نهفته در دل یک ملت را بهطور کامل بازنمایی کند.
وی این پدیده را حاصل برهمکنش پیچیده و همافزای هویت ملی، باورهای دینی، نوع مدیریت رهبر شهید، تجربههای مشترک تاریخی و تابآوری ملی دانست و افزود: این مجموعه از متغیرها تنها در کنار یکدیگر، امکان فهم این رخداد را فراهم میکنند.
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه در بخش دیگری از یادداشت خود، خطاب به کسانی که حضور مردم را صرفاً «سازماندهیشده» توصیف میکنند، پرسید: در ادبیات علوم اجتماعی، علوم سیاسی و علوم ارتباطات، کدام نظریه یا سازوکار شناختهشده میتواند توضیح دهد که چگونه میلیونها انسان، پس از پشت سر گذاشتن دو جنگ تحمیلی متوالی و تحمل فشارهای گسترده، با چنین انگیزه، نظم، صبوری، احساس تعلق و وفاداری، بهصورت داوطلبانه در کنار یکدیگر حضور مییابند؟
وی در پایان خاطرنشان کرد: شاید یکی از مهمترین درسهای امروز برای دانشگاهیان این باشد که گاهی واقعیتهای اجتماعی از ظرفیت تبیینی نظریههای موجود فراتر میروند و این نظریهها هستند که باید در پرتو واقعیتهای نو، مورد بازاندیشی، تکمیل و بازسازی قرار گیرند.