ایران پرسمان - اندی سرکیس درباره خشم آمریکاییها از فیلم جدید «مزرعه حیوانات» و استفاده از هوش مصنوعی در «شکار گالوم» سخن گفت.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، در حالی که مراسم افتتاحیه فیلم «مزرعه حیوانات» اندی سرکیس، بهار امسال در نیویورک برگزار شد، این بازیگر و کارگردان بریتانیایی، از این فیلم و فیلم بعدی خود صحبت کرده است.
اندی سرکیس که در حال حاضر در نیوزیلند به سر میبرد و در یکی از محبوبترین فیلمهای در حال تولید، یعنی «ارباب حلقهها: شکار گالوم»، با اورکها، جادوگران، الفها و طرفداران حلقه با انگشتان استخوانی مبارزه میکند، برای اولین بار روی صندلی کارگردانی فیلمی از این مجموعه نشسته است.
بازگشت باشکوه سرکیس به این مجموعه قرار است توسط برادران وارنر در پایان سال ۲۰۲۷، نزدیک به ۲۵ سال پس از پایان سهگانه «ارباب حلقهها» پیتر جکسون اکران شود. او که به عنوان کارگردان واحد دوم در هر سه فیلم «هابیت» خدمت کرد، هنوز هم برای بازی در نقش اسمیگل، شناخته میشود.
در حالی که سرکیس جای جکسون را گرفته و در کنار چهرههای قدیمی (ایان مککلن، الیجاه وود) و چهرههای جدید (کیت وینسلت، جیمی دورنان، آنیا تیلور-جوی، لئو وودال) فیلم جدیدش را میسازد، آخرین فیلم ساخت وی به عنوان کارگردان در حال اکران در خاک آمریکا است؛ «مزرعه حیوانات»، اقتباس انیمیشنی از رمان کلاسیک جورج اورول با صداپیشگی ستارگانی از جمله ست روگن، گلن کلوز، کیران کالکین و وودی هارلسون، تقریباً سه ماه پس از اکران در آمریکا، از ۲۴ جولای (۲ مرداد)، در سینماهای بریتانیا و ایرلند به نمایش در میآید. این فیلم که برداشتی خانوادگیتر از داستان تمثیلی اورول است و به ماهیت فاسد قدرت مطلق میپردازد، به گفته سرکیس با اکران مورد انتظارش در آمریکای شمالی مواجه نشد و حتی خشم مردم را نسبت به آنچه گرایشهای سیاسی آن میدانستند، برانگیخت. مردم آمریکا نگاه «ضد سرمایهداری» و «به اندازه کافی ضدکمونیست نبودن» آن را نپسندیدند و درنهایت کار فیلم در گیشه به شکست انجامید.
اما سرکیس امیدوار است «مزرعه حیوانات» در بریتانیا، زادگاه اورول، که «عشق واقعی به کتاب وجود دارد و واقعاً ارزشمند است»، با اقبال بیشتری مواجه شود.
سرکیس پس از پایان فیلمبرداری روزانه در نیوزیلند، در مصاحبه با ورایتی، درباره بازگشتش به «ارباب حلقهها» و روند یک دههای ساخت «مزرعه حیوانات»، صحبت کرده است. او به عنوان کسی که مدتهاست در لبه فنآوری کار میکند، به هوش مصنوعی و روش مینیمالی که قصد دارد از آن در «شکار گالوم» استفاده کند، نیز پرداخت و گفت: اگر هوش مصنوعی را به خوبی آموزش دهیم، میتواند در بسیاری از صنایع به ما کمک کند. او در عین حال عنوان کرد که هوش مصنوعی نمیتواند - حداقل هنوز نه - نوع «اجرای مولف» را که در ضبط حرکت و هنگام اجرا به کار میرود، تکرار کند. با توجه به این موضوع، سرکیس باور دارد که کار ضبط حرکت مدتهاست که برای خلق شخصیتها به اندازه هر شکل دیگری از بازیگری مورد استقبال قرار گرفته و این شامل اولین نامزدی اسکار آن در بخشهای اصلی اجرا نیز میشود.
در ادامه گفتگو با اندی سرکیس را میخوانید:
*«شکار گالوم» چطور فیلمی است؟
ما به معنای واقعی کلمه تازه یک هفته است که کار را شروع کردیم. اما همین که بالاخره کار شروع شد، عالی است. واقعاً هیجانانگیز است.
*چه احساسی دارید که با پیتر (جکسون)، فران (والش) و فیلیپا (بوینز) و گروهشان به نیوزیلند برگشتهاید؟
بهتر از این نمیتوانست باشد، و نه فقط آن افرادی که من آشکارا دوستشان دارم و سالهای زیادی را با آنها کار کردهام، بلکه کل عوامل، عملاً از ۲۵ سال پیش. بنابراین عالی است. حتی فرزندان آنها نیز به ما پیوستهاند و بنابراین یک اتفاق بزرگ خانوادگی دارد رقم میخورد.
*شما شخصیتهای برگشته و شخصیتهای جدیدی دارید که به سرزمین میانه میپیوندند و سپس شخصیتهای جدیدی که جای شخصیتهای قدیمی را میگیرند، مانند جیمی دورنان که نقش آراگورن را بازی میکند. دیدن شخص دیگری که یکی از نمادینترین نقشهای سینما را بازی میکند، عجیب نیست؟
باید بگویم، جیمی خیلی خوب بازی میکند. او فوقالعاده است.
*امیدوارم پیتر دینکلیج هم یک نقش کوتاه دیگر هم داشته باشد.
خب، باید ببینیم چه میشود.
*فیلم «مزرعه حیوانات» شما پس از اکران در آمریکا، در بریتانیا هم اکران میشود. یادم میآید حدود ۱۰ سال پیش درباره آن فیلم نوشتم، زمانی که قرار بود یکی از اولین فیلمهای شرکت تولید شما باشد. میدانم که ساخت فیلمهای انیمیشن زمان زیادی میبرد، اما این زمان دیگر واقعا زیاد بود.
احساس میکنم تمام عمرم مشغول ساختن این فیلم بودهام. بدیهی است که در این بین کارهای دیگری هم انجام میدادم، اما واقعاً با شور و اشتیاق بود و این در پسِ ساخت اولین «سیاره میمونها» اتفاق افتاد. لحظهای بود که سزار از تأسیساتی که گروه ناهمگونی از میمونها در آن است، بیرون میآید و آنها را به سوی آزادی هدایت میکند و ناگهان به ذهنم رسید که مدتی است کسی نسخهای از «مزرعه حیوانات» را برای پرده سینما نساخته است و دیگر اینکه این فنآوری که میتوان از آن برای انسانانگاری شخصیتها استفاده کرد، اکنون وجود دارد. من و جاناتان کاوندیش، به تازگی شرکتمان (ایمجیناریوم) را تأسیس کرده بودیم و فکر میکردیم این اولین فیلم ما خواهد بود. اما نمیدانستیم که جلب علاقه سرمایهگذار برای ساخت این فیلم، کار بسیار بسیار دشواری خواهد بود.
*چرا اینطور بود؟
بدیهی است برای محتوای سیاسی آن. میگفتند خیلی تاریک است، آیا خانوادهها میتوانند آن را تماشا کنند؟ ابتدا قرار بود آن را با استفاده از ضبط وقت اجرا بسازیم، اما تاریک میشد، میتوانستیم از صحنههای زنده استفاده کنیم و باز فیلم تاریکتری میشد. اما من و جاناتان خیلی خیلی مشتاق بودیم نسخهای از داستان را ارائه کنیم که با مخاطبان گستردهای - به ویژه جوانان پرسشگر - که بتوانند داستان را با والدین و پدربزرگ و مادربزرگهایشان به بحث بگذارند، ارتباط برقرار کند. ما از نزدیک با بنیاد اورول همکاری کردیم و گفتیم، ببینید، اگر آن را بیشتر به این نسل، به نسل جوانتر و نه در مورد روسیه تمامیتخواه در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ مرتبط کنیم، بسیار معاصرتر خواهد بود. بنابراین به این ایده رسیدم که یک شخصیت اصلی اضافه کنیم که این بچه خوک جوان بود که پس از شورش خود را با هر حیوان دیگری برابر میداند، اما سپس توسط قدرت و غرور این رهبر خاص، که کمتر یک دیکتاتور فاشیست و بیشتر یک پوپولیست است، از نظر اخلاقی فاسد میشود.
*همانطور که میگویید، کتاب اصلی در مورد زمان بسیار متفاوتی صحبت میکند. به نظر شما پیام اصلی آن و آنچه اورول سعی در انتقال آن داشت، چگونه با دنیای امروز مطابقت دارد؟
فکر میکنم اگر این فیلم را در هر کشوری پخش کنید، مردم نتیجهگیریهای خودشان را میکنند. اما ما نمیخواستیم از نظر سیاسی جانبدارانه عمل کنیم. ما نمیگفتیم که این حملهای به چپ یا راست است، بلکه فیلم درباره قدرت است. این قدرت مطلق است که فساد میآورد، این اطلاعات غلط و گمراهکننده است، این ارزش حقیقت است که کاملاً تکهتکه میشود و بنابراین، از نظر موضوعی، فکر نمیکنم از اهداف اصلی اورول فاصله گرفته باشیم. ما فقط طیف قابل فهمتری از شخصیتها را خلق کردهایم. تنها چیزی که از نظر موضوعی تغییر دادیم، این است که پایان غمانگیزی وجود ندارد و این به مخاطبان جوان اجازه میدهد که بگویند «خب، دفعه بعد چطور میتوانیم آن را بهتر کنیم.»
*صحبت از قدرت و حقیقت شد؛ با توجه به اتفاقهایی که در آمریکا دارد رخ میدهد، این موضوع به ویژه به موقع به نظر میرسد.
باز هم، بدون اینکه بخواهم جانبدارانه قضاوت کنم و آن را به یک رهبر خاص نسبت دهم، به نظر میرسد که در سراسر جهان این اتفاق میافتد و این از رهبری بد ناشی میشود. اگر والدینی دارید که به فرزندانشان بدجنسی و بیرحمی را آموزش میدهند، آنها هم بدجنسی و بیرحمی خواهند کرد. بنابراین آمریکا نقش بزرگی در آن دارد، اما باز هم تنها رژیم اینچنینی در سراسر جهان نیست. به عنوان مثال، ما فقط به دونالد ترامپ اشاره نمیکردیم، این موضوع تا حد زیادی به کشوری که در آن زندگی میکنید و مظلوم است، مربوط میشود. در پایان، پیامی در تیتراژ وجود دارد که میگوید این فیلم به کسانی که مظلوم هستند تقدیم شده و زمان شما هم فرا خواهد رسید. بنابراین این پیام فیلم است.
*این فیلم توسط «انجل استودیوز» آمریکا اکران شد. آنها بیشتر محافظهکار تلقی میشوند و بیشتر به عناصر دینی توجه دارند. از اینکه آنها این موضوع را انتخاب کردند، تعجب نکردید؟
خب آنها فقط این علاقه را نشان دادند. فکر میکنم آنها از فیلمهایی حمایت میکنند که به جهان روشنایی میبخشند یا از فیلمهایی که امیدوارند به نوعی تغییر کمک کنند و آنها واقعاً این موضوع را دوست داشتند.
در آمریکا هم بحث درگرفت، نه؟ از هر ۲ جناح چپ و راست و هر یک دلیل خاص خود را برای ناسزا گفتن به فیلم داشتند. به دلیل ضد سرمایهداری بودن مورد انتقاد قرار گرفت. به دلیل ضدکمونیست نبودن به اندازه کافی، به آن انتقاد شد و همین نشان میدهد کاری که ما میخواستیم انجام شد؛ این که باعث بحث میشود، اما کاری که نکرد این بود که والدین را تشویق کند که فرزندانشان را برای دیدن آن ببرند. به معنای واقعی کلمه چیزی حدود ۶۰ میلیون بازدید در اولین تریلر داشت و خشم عمومی را برانگیخت. این یک نمایش بسیار بسیار عجیب بود.
*با توجه به اینکه این فیلم اثر اورول است و اگر بچهها هنوز کتاب را نخواندهاند، احتمالاً به والدینشان درباره آن گفتهاند، چه احساسی دارید؟ فکر میکنید واکنش متفاوتی وجود خواهد داشت؟
فکر میکنم همینطور است. بله. فکر میکنم عشق واقعی به کتاب وجود دارد و واقعاً ارزشمند است. واقعاً امیدوارم که والدین بچههایشان را ببرند فیلم را ببینند، چون فکر نمیکنم چیزی خیلی تاریک باشد که یک بچه ۶ ساله نتواند تماشا کند. من این تصور را دارم که خانوادهها واقعاً از آن لذت میبرند و وقتی آن را با بچهها آزمایش کردیم، واقعاً آن را دوست داشتند. اما البته آنها کسانی نیستند که بلیت سینما میخرند!
*شما در حال حاضر در یک فیلم دیگر بازی میکنید؛ «واشنگتن جوان». گفته شده کارگردان از هوش مصنوعی برای تقویت تعدادی از نماهای فیلم استفاده کرده است. شما در مورد استفاده از هوش مصنوعی صحبت کردهاید و من میخواهم بدانم درباره آن چه احساسی دارید.
من فکر میکنم هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار خلاقانه، تا زمانی که استثمارگرانه نباشد و تا زمانی که به کسی آسیب نرساند یا کسی را بدنام نکند یا دروغ نگوید، ارزشمند است. اگر به دنبال مطالب مرجع هستید، مثلاً در قدیم تصاویر مرجع برای چیزی دریافت میکردید خب، حالا میتوانید چیزی را القا کنید و نتیجه بگیرید و من هیچ مشکلی با این موضوع ندارم. وقتی این موضوع به استثمار تبدیل میشود و مردم برای کاری که انجام دادهاند پاداشی دریافت نمیکنند، یا به روشهای شرورانه، بدخواهانه یا پورنوگرافیک استفاده میشود، البته که وحشتناک است و ما هستیم که خودمان آن را خلق کردهایم. من قبلاً این را گفتهام و جدی میگویم؛ ما والدین هوش مصنوعی هستیم و باید والدین خوبی باشیم و هوش مصنوعی را به خوبی آموزش دهیم. اگر هوش مصنوعی را به خوبی آموزش دهیم، میتواند در بسیاری از صنایع به ما کمک کند.
*پیتر جکسون در کن حرف بسیار مشابهی زد. آیا برنامهای برای استفاده از هوش مصنوعی در ساخت «شکار گالوم» دارید؟
در حال حاضر نه، به جز برخی از مراحل جوانسازی. کمی جوانسازی برای برخی از شخصیتها وجود دارد و یادگیری ماشینی بخشی از این فرآیند است. وقتی فکر کنید، در فیلمهای اصلی «ارباب حلقهها»، پیتر MASSIVE را ایجاد کرد، که برنامهای بود که به هزاران اورک اجازه میداد رفتار فردی خود را داشته باشند و یک نمونه درخشان از استفاده باورنکردنی از هوش مصنوعی شکل گرفت. اما ما در فیلم خود نماهای هوش مصنوعی نمیسازیم، هر نما به روش سنتی ساخته میشود. یکی از کارهایی که واقعاً میخواستم با این فیلم انجام دهم، بازگرداندن تمام مهارتهای عالی فیلمسازی، از مینیاتورها گرفته تا پروتزها و ترکیب آنها بود، زیرا این سلیقه من است. من وقتی تکنیکهای مختلف فیلمسازی با هم ترکیب میشود، آن را دوست دارم.
*چه کسی در حال جوانسازی است؟
به شما نمیگویم!
*آیا فکر میکنید هوش مصنوعی هرگز جایگزین اجراهای حرکتی، مانند گالوم، خواهد شد؟
شما به «تیک تاک» نگاه میکنید و هزاران تصویر، از همه شخصیتهای «ارباب حلقهها» و بسیاری دیگر وجود دارد و چیزی خارقالعاده میبینید. بنابراین «بله» نسخهای از حقیقت است، اما با اجرا ساخته نشده است. بنابراین عناصری از شخصیت وجود دارد که میتواند باشد، چون در نهایت ما درباره داستانسرایی صحبت میکنیم و داستانسرایی و درام چیزی است که بین بازیگران اتفاق میافتد و اجرا بدیهی است که توسط یک بازیگر شکل میگیرد. بنابراین فکر نمیکنم بتوان بازی را جایگزین کرد ... هنوز نه. فکر میکنم برای لحظات کوچک و غیرمنتظره، بازی باید باشد، اما کل مفهوم فیلمنامه، از الف تا ی، صفحه یک تا ۱۲۰ و جزئیات تصمیمات بازیگران که شخصیتهایشان را میسازند، باور ندارم که بتوان آن را به طور کامل با هوش مصنوعی جایگزین کرد.
*با این اوصاف، فکر میکنید آکادمی ممکن است هرگز از کار ضبط بازی استقبال کند؟
از نظر من هرگز ضبط بازی چیزی غیر از بازی یک بازیگر نیست، زیرا شما هر کاری را که برای خلق یک شخصیت عادی روی صفحه انجام میدهید، باید انجام دهید.
*تاکنون این امر در اسکار مورد توجه قرار نگرفته است.
فکر نمیکنم باید جایزه خاصی وجود داشته باشد.
*فکر میکنید وقت آن رسیده باشد که کسی را در بخش اجرای نقش یک شخصیت غیرواقعی نامزد کنیم؟
بله، کاملاً. واقعاً همینطور است. فکر میکنم مدت زیادی است که منتظرش بودهایم و هرگز طور دیگری فکر نکردهایم.