ایران پرسمان - کتاب «تمدن مجازی در قرن بیست و یکم» نوشته اندرو تارگوفسکی نشان میدهد چگونه فناوریهای دیجیتال از ابزارهای ساده روزمره فراتر رفته و به یک ساختار تمدنی جدید با پیامدهای عمیق تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، اگر تصور کنیم فناوری فقط مجموعهای از ابزارهای میانبر برای راحتتر کردن زندگی روزمره است، احتمالاً بزرگترین تحول عصر حاضر را نادیده گرفتهایم. وقتی ابزارهای دیجیتال بهمرور شیوه آموزش، تعریف هویت، مدلهای اقتصادی، ساختار حکمرانی، مناسک دینی و حتی عاطفیترین تعاملات ما را از نو میسازند، دیگر با یک موج سادهی پیشرفت تکنولوژیک طرف نیستیم؛ ما درست در آستانه ظهور یک ساختار تمدنی جدید ایستادهایم.
کتاب «تمدن مجازی در قرن بیست و یکم» دقیقاً دست روی همین گسست تاریخی گذاشته است. این اثر که نوشته اندرو تارگوفسکی است و با ترجمه علی اسدیان شمس، ویراستاری حسامالدین حقیقیان و توسط انتشارات پژوهشگاه فضای مجازی منتشر شده، تلاش میکند نگاه ابزاری و سطحی به دنیای دیجیتال را کنار بزند و متنی تحلیلی و آیندهنگرانه درباره زیستن در دنیای جدید پیش روی ما بگذارد.
تارگوفسکی که سالها در زمینه مطالعات تطبیقی تمدنها کار کرده، در این کتاب مفهوم «تمدن مجازی» را نه بهعنوان یک جایگزین کامل، بلکه به عنوان لایهای تازه و تسلطیافته روی تمدنهای سنتی مطرح میکند. حرف اصلی او این است که جهش سریع فناوری اطلاعات، هوش مصنوعی و شبکههای ارتباطی، فقط سرعت زندگی را بالا نبردهاند، بلکه هسته اصلی ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را تسخیر کردهاند. کتاب با لحنی عمیق و دانشگاهی، خوشبینیهای سادهانگارانه درباره تکنولوژی را زیر سوال میبرد تا خواننده را به تفکری جدی درباره تبعات بلندمدت این زیستبوم جدید دعوت کند.
نویسنده برای اینکه ادعایش را جا بیندازد، بحث را در هشت فصل پیوسته پیش میبرد. او کار را با بررسی روند تحول تمدنهای سنتی و جایگاه موج اطلاعات شروع میکند تا نشان دهد موج مجازیسازی چطور شکل گرفته است. در ادامه به سراغ معماری جامعه مجازی میرود و نحوه شکلگیری تجمعات انسانی جدید در شبکههای اجتماعی را تحلیل میکند. یکی از بخشهای خواندنی کتاب به «دین مجازی» مربوط میشود؛ جایی که نویسنده توضیح میدهد چگونه ارزشهایی مثل آزادی بیحدوحصر در فضای سایبری و اتکا به هوش جمعی، دارند جایگزین الگوهای سنتی باورهای دینی میشوند.
تارگوفسکی در ادامه با بررسی فرهنگ دیجیتال و پدیدههایی مثل اعتیاد رفتاری، مفهوم «شکاف مجازی» را مطرح میکند. او نشان میدهد که این شکاف جدید در کنار شکاف ثروت و قدرت، به نوعی ابرسرمایهداری دامن میزند که فاصله میان جوامع توسعهیافته و عقبمانده را عمیقتر از قبل میکند. فصلهای پایانی کتاب هم به مرز میان واقعیت و مجاز، دلایل فرار انسانها به فضای مجازی، ارائه پیشنهادهایی برای قانونگذاری این حوزه و در نهایت ترسیم سناریوهای احتمالی برای آیندهی «ملتهای مجازی» اختصاص دارد.
نکته باارزش کتاب این است که دچار شیفتگی کورکورانه یا سیاه نمایی مطلق نسبت به فناوری نمیشود. از یک طرف، سرعت دسترسی به دانش، تسهیل ارتباطات و فرصتهای جدید اقتصادی را میبیند و از طرف دیگر، خطرات زشتی مثل انزوای اجتماعی، وابستگی شدید جوامع به سیستمهای دیجیتال، نابودی حریم خصوصی و چالشهای اخلاقی را گوشزد میکند. شاید بتوان گفت سؤال اصلی کتاب که در تمام فصلها حس میشود این است که آیا پیشرفت فناوری لزوماً به معنای رشد و ارتقای کیفیت زندگی انسانی هم هست؟
خواندن این اثر ۳۲۶ صفحهای که به تازگی منتشر شده، تجربه متفاوتی از درک فناوری به دست میدهد. «تمدن مجازی در قرن بیست و یکم» بیش از همه به درد دانشجویان و پژوهشگران علوم اجتماعی، ارتباطات، فعالان رسانهای و تصمیمگیران حوزه فناوری میخورد؛ البته برای هر مخاطبی که میخواهد از سطح یک «کاربر ساده» فراتر برود و بفهمد تکنولوژی چه بلایی سر ساختارهای جامعه میآورد، خواندنی و پرنکته است.