ایران پرسمان - کیهان / «تنها راه، مقاومت در تنگه است!» عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم محمد حسین محترم است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
۱-تصویر ۸۵ سال پیش ملت ایران این بود که اگر دشمن به خاک کشورمان حمله میکرد، به جای ایستادن در میدان، میایستادند کنار جاده و عبور رژهوار دشمن را تماشا میکردند و شاه و حاکم وقت هم از مردم بدتر، تماشا نکرده، فرار میکرد! اما اکنون دنیا و هر تحلیلگری در دنیا با نگاه به صحنه میدان، به این تحلیل رسیدهاند که ملت ایران پس از ۱۵۰ روز مقاومت، به فرمایش آقای شهیدشان کار را تمام کردهاند و به پیروزی قطعی استراتژیک رسیدهاند. حال در این فاصله زمانی، بهخصوص در حدود ۵۰ سال گذشته چه بر ملت ایران گذشته که از حاشیهنشینی در قرن بیستم، به تعیینکنندگی در قرن
بیست و یکم رسیده و چه کرده است که اگر زمانی رئیسجمهور آمریکا تلاش میکرد با پروپاگاندا ایران را محور شرارت القا کند، اما حالا دنیا رئیسجمهور خبیث آمریکا را «خالصترین تجسم شیطان»، و ایران را «محور ایستادگی در مقابل محور شرارت» توصیف میکند؟! این نتیجه منظومه ثابت و لایتغیر «امامت و مقاومت» قائد شهیدی است که حوادث روزگار نتوانست آن منظومه را از مسجد کرامت تا حسینیه امام خمینی دچار تطاول و تعدیل و تاخیر و انحراف کند و توانست ملت ایران را بدون توجه به حواشی و تهدیدات از میان دهها تهدید و توطئه و جنگ عبور دهد و در نهایت با نثار خون پاکش به رشد و بالندگی برساند تا امروز استوارتر از هر زمان دیگری بایستند!
۲- جنگ آمریکا علیه ایران یک فرامتن، و یک متن و یک پسامتن دارد. فرامتن این جنگ این است که اولاً ترامپ به دنبال یک بازی پوکر براساس توهمات هالیوودی و رسیدن سه روزه به اهداف خود بود و تلاش داشت ایران را وارد بازی قمار خود کند، اما ایران ترامپ را در زمین بازی شطرنج خودش به بازی گرفت و با درک درست، بازی او را مدیریت میکند و این سخن شهید سلیمانی را به واقعیت تبدیل کرد که «اگر جنگ را تو آغاز کنی، پایانش را ما تعیین میکنیم»! لذا ترامپ بدون یک استراتژی در چرخه معیوب خطاهای محاسباتی خود
دست و پا میزند و با هر حرکت و تغییر مهرهای، کیش و مات و متوقف و در چرخه تحقیرآمیز شکستها گرفتارتر میشود. ثانیا پیروزی راهبردی ایران این است که به دنیا نشان داد که قدرت نظامی حتی با داشتن بمب هستهای به معنای موفقیت و پیروزی راهبردی نیست. در نتیجه نقطه کانونی فرامتن این جنگ این است که اگرچه آمریکا از نظر نظامی برتر است اما نتوانست اراده سیاسی خود را بر ملت ایران تحمیل کند، تا جایی که خود ترامپِ مستاصل مجبور شد به این امر و به خطای محاسباتی خود اذعان کند که مقاوم بودن مردم ایران علت ناکامیهای مکرر او برای وادار کردن ایران به عقبنشینی و تسلیم است؛ و این رمز تهدیدات مکرر ترامپ و عقبنشینی او از تهدیدات خود است. نکته مهمتر این است که آمریکا با ابرقدرتیاش از ادعای نابودی و غارت نفت و به عصر حجر بردن و تسلیم کردن ایران در طی سه روز، به اعتراف به ناتوانی نظامی خود پس از پنج ماه رسیده است و تنها امیدش تلاش برای افزایش هزینه سیاستهای ایران است. تحلیل این اذعان و ادعای روبیو وزیرخارجه آمریکا که میگوید «تغییر رژیم رخ نداده، تنها راه، بالا بردن هزینه سیاستهای ایران است» این است که اگر ایران در یک جنگ کاملا نابرابر نظامی توانسته هزینههای سیاست آمریکا را افزایش دهد و از تحقق اهداف واشنگتن در منطقه جلوگیری کند، یک پیروزی استراتژیک را کسب کرده است، اما اگر آمریکا با برتری نظامیاش پس از پنج ماه جنگیدن، هدفش را به افزایش هزینههای سیاست ایران تنزل و تقلیل داده، این یک شکست راهبردی برای واشنگتن خواهد بود.
۳- اما متن جنگ به اذعان گاردین میگوید با توجه به گسترش درگیریها در سراسر خاورمیانه از عربستان و عراق و یمن تا اردن و مصر، و حتی کشتیهای روسی و هندی؛ جنگ علیه ایران از کنترل ترامپ خارج و پنتاگون پس از ماهها درگیری با واقعیتی فزاینده روبهرو شده و در حال بررسی این موضوع است که آیا میتوانند به روند فعلی حملات تلافیجویانه ادامه دهند یا خیر! از سوی دیگر تواناییها و خلق ظرفیتهای جدید و ابزارهای ایران و شکستهای پیدرپی آمریکا موجب شده است که میدان اذعان کند که ایران ابتکار عمل را هم در خنثیسازی سناریوهای دشمن و هم در پاسخ به تجاوزات در دست دارد. این حقیقت را اعتراف فرمانده سنتکام به ناتوانی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز و دستور برد کوپر برای جمعآوری گوشیهای همراه نظامیان آمریکایی در جهت جلوگیری از انتشار میزان اثربخشی حملات ایران به پایگاههای آمریکا و اعتراف ناخواسته سخنگوی سنتکام به ضعف سیستم دفاعی آمریکا در مقابل حملات مرگبار ایران به اردن، و رسانهای شدن کشته شدن بیش از ۲۰۰ آمریکایی در حملات اخیر ایران و انهدام دهها جنگنده و بالگرد و پهپاد از جمله شش جنگنده اف ۳۵ در اردن و اذعان گاردین و نیویورک تایمز به «تحول واقعی» در توان موشکی ایران به خوبی تایید میکند؛ که موجب ناامیدی و نگرانی ترامپ از وضعیت صحنه جنگ و افزایش فشار دنیا بر او شده است. لذا آمریکا پس از ۱۵۰ روز ناتوانی از تحقق اهدافش و باز کردن تنگهای که قبل از جنگ باز بوده، اکنون به سیاست انتقامجویی از ملت ایران روی آورده است.
۴- درک واقعیت پسامتن این جنگ مهمترین نکته فهم پیروز میدان است که رِی دالیو میلیاردر و نابغه مالی جهان و بنیانگذار مجله فوربس میگوید«️نبرد بر سر تنگه هرمز آینده آمریکا را تعیین میکند و اگر کنترل تنگه در اختیار ایران باقی بماند، این امر نقطه آغازی برای تغییر نظم جهانی با افول امپراتوری آمریکا خواهد بود.» اکثر تحلیلگران هم میگویند که ایران از حالا به بعد دیگر صرفاً برای پاسخ به حملات آمریکا نمیجنگد بلکه در حال طراحی ترتیبات جدید امنیتی خلیجفارس و تغییر موازنه قدرت در سراسر غرب آسیا با در دست داشتن
تنگه هرمز است. در نتیجه ایران هر تشدید تنشی را از طریق بازارهای انرژی و مالی، از سنگاپور تا لندن، و از فرانکفورت تا نیویورک پاسخ و بازتاب میدهد. گزارشهای معتبر و متعدد نظامی و سیاسی و اقتصادی منتشر شده، نشان میدهد بر خلاف پروپاگاندای موجود، دنیا نمیتواند
تنگه هرمز را دور بزند، حتی با خطوط لوله و طرحهای ۲۰۰ میلیارد دلاری! در گزارشهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا و آژانس بینالمللی انرژی یک اصل ثابت است که «برای برخی از گلوگاهها از جمله
تنگه هرمز هیچ جایگزین عملی و کاربردی وجود ندارد.» والاستریت ژورنال و نشریه اماراتی گلف نیوز و الجزیره رسانه قطری نیز همزمان با تصاعد تنشها در خلیجفارس تاکید کردند «علیرغم تلاش عربستان و امارات؛ بیش از ۷۰ درصد نفت کشورهای حاشیۀ خلیجفارس راهی برای دور زدن تنگه هرمز ندارد و بسته شدن تنگۀ بابالمندب به روی کشتیهای عربستان مسیر جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز در دریای سرخ را نیز عملا با تهدید و ناکارآمدی روبهرو کرده است.» استدلال غیرممکن بودن دور زدن تنگه هرمز از سوی صاحبنظران هم این است که اولاً به جای ۱۰ کشتی نفتکش نیاز به ۱۰۰ هزار کامیون نفتکش با مسیرهای طولانی و مصرف فراوان سوخت برای انتقال ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز است که هرگونه راهکار زمینی را به یک عملیات لجستیکی فوقالعاده سنگین و غیرممکن تبدیل میکند، ثانیاً حتی ایده دور زدن تنگه هرمز با مسیرهای خط لوله و یا یک کانال دریایی جدید با حمایت عربستان سعودی با موانع مهندسی بزرگی به دست فراموشی سپرده شده است، ثالثا هر راه جایگزین دیگری نیز میتواند مورد حمله قرار گیرد و به نقاط آسیبپذیر تبدیل شود، رابعاً اسکورت نظامی نفتکشها توسط آمریکا چه در دهه ۶۰، و چه اکنون ناکارآمدی و ناتوانی خود را بیش از پیش نشان داده است. خامساً برخلاف برخی سادهاندیشان نفت ۱۵۰ تا ۲۵۰ دلاری ابزار آینده ایران است و برخلاف ادعای کاهش ذخائر موشکی آمریکا، ارزیابی اطلاعاتی آمریکا و گزارشهای رژیم اسرائیل نشان میدهد این ادعا هرچند واقعیت دارد اما فقط یک بهانه است و مشکل اصلی ترامپ نگرانی از تحت تاثیر قرار گرفتن اقتصاد آمریکا از فشار ایران بر تنگه هرمز و کاهش ذخایر استراتژیک این کشور است. لذا تنگه هرمز حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان است و تمام کشورهای دنیا برای محمولههای دریایی خود به شدت به این مسیر وابستهاند و ادعاهای مراکز و رسانههای غربی از جمله گلدن ساکس مبنی بر اینکه چندین خط برای دور زدن تنگه در حال مطالعه و یا ساخت و یا فعال هستند، فقط برای انحراف افکار عمومی از اصل اهمیت تنگه هرمز است. به اذعان تیم مارشال تحلیلگر مشهور ژئوپلیتیک و نویسنده کتاب پرفروش «زندانیان جغرافیا»، «ملت ایران متوجه شده که این جغرافیا از سلاح هستهای برایشان مهمتر و مفیدتر است و با استفاده درست از ژئوپلیتیک خود و شکاف ۲۱ مایلی تنگه هرمز توانسته تمام فناوریهای قرن بیست و یکمی از ماهوارهها و رادارها تا ناوهای جنگی و هوش مصنوعیِ بزرگترین قدرت نظامی جهان را کیش و مات و یا حداقل مهار کند.»
۵- تنها راه باقی مانده مقاومت در تنگه و خیابان است. اولاً یکی از مؤلفههای این مقاومت به توصیه و تذکر رهبرمعظم انقلاب اعتماد به مسئولان کشور و نیروهای مسلح است و نباید تحت تاثیر جنگ روانی ترامپ و رسانههای آمریکایی- صهیونیستی قرار بگیریم، که اکنون تنها امیدشان به شکستن اتحاد مقدس ملت مبعوث شده ایران است. ثانیاً تنها موضوع روی میز به رسمیت شناختن حق حاکمیت ایران بر
تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی ایران از سوی آمریکاست، حتی در صورت لزوم با به آتش کشیدن منطقه و گسترش جنگ به فرامنطقه.ثالثاً موضوعاتی همچون تحریمها و اموال بلوکه شده و همچنین مسئله هستهای با حفظ و تثبیت تنگه هرمز خودبهخود حل و از موضوعیت خارج و از روی میز برداشته خواهد شد و اکنون هرگونه سخن گفتن از آنها وقت تلف کردن و فراهم کردن ابزار فشار برای آمریکاست. رابعاً هرچند مذاکرات دوجانبه با عمان از هفتهها قبل آغاز شده و ربطی به تهدیدات ترامپ ندارد و ایران نیز هوشمندانه پرونده هرگونه توافقی با عمان را از پرونده باز شدن تنگه هرمز تا رفع تهدیدات آمریکا جدا کرده است؛ اما با توجه به فضاسازی رسانههای غربی با این ادعا که ترامپ به ایران مهلت داده است تا با عمان در مورد تنگه هرمز به توافق برسد، هوشیارانه باید مراقب فریبکاری و بهرهبرداری ترامپ از مذاکرات با عمان بود که تلاش دارد نتیجه احتمالی توافق با عمان را به نام خود بزند و نتیجه تهدیدات خود و القای پیروزی کند! آنگونه که وزیر خزانهداری آمریکا در مصاحبه با CNBC این ادعا را کرده که مذاکرات ایران با عمان به دلیل تهدید بزرگترین عملیات نظامی از زمان جنگ جهانی دوم از سوی ترامپ بوده و ممکن است در چند روز آینده به توافقی برسیم تا تنگه هرمز باز شود! لذا ۳۶۴ بار ادعای رئیس جمهور قمارباز آمریکا را مبنی بر اینکه «ما ایران را شکست دادهایم و نابود کردهایم وتنگه هرمز باز است و توافق با ایران قریبالوقوع است»! باید فراموش کرد و تنها اذعان اخیرش را که «هرکس دیگری بود تا حالا تسلیم شده بود، اما ایرانیها نشدند و سرسخت هستند»، باید به حساب
تنگه هرمز و این هشدار امام شهیدمان گذاشت که فرموده بودند «۴۰ و اندی سال کارتر و ریگان و بوش و کلینتون و بوش پسر و اوباما و بایدن نتوانستند ملت ایران را شکست دهند؛ تو هم نمیتوانی ملت ایران را شکست دهی.»