ایران پرسمان - اولین پرونده با عنوان «آزمایشگاه» از کشف یک آزمایشگاه مخفی در نزدیکی محل شهادت حسن طهرانیمقدم شروع میشود؛ آزمایشگاهی که در آن دو نامه محرمانه درباره شکلگیری صنعت موشکی پیدا شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، در سالهای اخیر، اهمیت صنایع فرهنگی در انتقال مفاهیم، ارزشها و روایتهای تاریخی و هویتی بیشتر از قبل مورد توجه قرار گرفته. محصولاتی مانند بازیهای رومیزی، ظرفیت این را دارند که مفاهیم را از حالت آموزش مستقیم خارج کند و در قالبی جذاب و تعاملی به مخاطب ارائه کند. یکی از مزیتهایی که بازیهای رومیزی دارند این است که مخاطب نقش فعالی دارد. در این محصولات، مخاطب صرفاً شنونده یک روایت یا بیننده یک تصویر نیست، بلکه خود به یک عنصر کنشگر است. این ویژگی میتواند در روایت تاریخ یک جامعه اهمیت بیشتری پیدا کند.
سالهاست تاریخ دفاع مقدس و ایستادگی ایران در برابر رژیم بعث عراق و حامیان آن از طریق کتابهای درسی و به صورت آموزشهای مستقیم بیان میشود. با این حال، یکی از مسائل این بوده که قالبی پیدا کرد که مخاطبی را که تجربه مستقیمی از آن دوران ندارد، نه فقط با بیان اطلاعات تاریخی، بلکه با بازسازی فضای آن دوره و مسیر شکلگیری اتفاقات آن همراه کند. این مسئله درباره روایت پیشرفتهای علمی و نظامی ایران نیز مطرح است.
برای نسل امروزه که قدرت موشکی و نظامی کشورشان در جریان جنگهای دوازدهروزه و رمضان را دیدهاند شاید این سوال مطرح شود: کشوری که در سالهای ابتدایی جنگ با تحریمهای فراوان تسلیحاتی، فنی و دانشی روبهرو بود، چگونه توانسته است در طول سالهای جنگ مسیر دستیابی به توان موشکی را آغاز کند و در این مسیر پیشرفت کند.
در سالهای گذشته، کتابها و آثار سینمایی مختلفی برای روایت این بخش از تاریخ ایران تولید شده. اما در کنار این آثار، بازیهای رومیزی و پروندهای نیز میتوانند روش متفاوتی برای روایت چنین موضوعاتی ارائه دهند، روشی که در آن مخاطب به جای اینکه صرفا اطلاعاتی دریافت کند تبدیل به کنشگری میشود که باید مسئلهای را حل کند، سرنخها را پیدا کند، اطلاعات مختلف را کنار یکدیگر قرار دهد و مسیر رسیدن به پاسخ را کشف کند.
«نامههای محرمانه» یکی از همین نمونههاست، بازی پروندهای و معمایی که توسط مرکز صنایع فرهنگی امید تولید شده و به روایت مأموریت شهید حسن طهرانیمقدم و تیم او برای فراگیری آموزشهای موشکی در سوریه میپردازد. اعضای این تیم پس از اعزام به سوریه و گذراندن آموزشهای تخصصی، دانش خود را در مسیر شکلگیری و توسعه توان موشکی کشور استفاده کردند. در «نامههای محرمانه»، مخاطب از ابتدای مسیر شکلگیری صنعت موشکی وارد ماجرا میشود و با دنبال کردن اسناد و سرنخها، بخشی از این تاریخ کشور را در قالب یک پرونده معمایی درک میکند.
در ادامه این گزارش، با معرفی بازی «نامههای محرمانه»، به این موضوع میپردازیم که چگونه بخشی از این تاریخ معاصر در قالب یک پرونده معمایی روایت شده و مخاطب را با روند شکلگیری توان موشکی ایران همراه میکند.
آزمایشگاهی که راز مسیر پیشرفت صنعت موشکی را فاش میکند
بازی «نامههای محرمانه» در سه پاکت پیش میرود و مرحله اول آن به صورت یک فایل الکترونیکی در اختیار بازیکنان قرار گرفته. بازیکن باید با توجه به راهنمای بازی، پاکت اول که با عنوان «آزمایشگاه» و به صورت الکترونیکی است را باز کند و وارد روایت داستان میشود. نقطه تمایز این پرونده با سایر بازیهای پروندهای این است که روند بازی فقط به اسناد فیزیکی محدود نشده و بخشی از فرآیند حل معما از طریق یک اپلیکیشن انجام میشود. بازیکن پاسخهایی را که از بررسی اسناد و حل معماها به دست میآورد، در آن برنامه وارد میکند و در صورت درست بودن پاسخ، به مرحله بعد میرود.
روایت اولین پرونده که با عنوان «آزمایشگاه» طراحی شده، از پیدا شدن یک آزمایشگاه مخفی در سالها پس از شهادت حسن طهرانیمقدم آغاز میشود؛ آزمایشگاهی که بنا بر داستان بازی، در نزدیکی محل شهادت او قرار دارد. دو نامه درباره شکلگیری و توسعه صنعت موشکی در این فضا پیدا شده و بازیکن برای رسیدن به آنها باید مجموعهای از معماها را حل کند. در این مرحله، اطلاعات تاریخی در میان اسناد و روایتهای بازی قرار گرفتند و بازیکن برای عبور از هر بخش باید از همان اطلاعات استفاده کند. بنابراین خواندن متنها به تنهایی برای ادامه بازی کافی نیست و مخاطب باید از اطلاعات موجود برای حل معماها استفاده کند. پاسخ هر معما نیز در اپلیکیشن وارد میشود و به این ترتیب، روایت و روند حل معمای بازی همزمان پیش میروند.
با پایان پرونده «آزمایشگاه»، بازی وارد مرحله دوم با عنوان «مأموریت توپخانه» میشود. این بخش به سالهای ابتدایی جنگ ایران و عراق و فعالیت حسن طهرانیمقدم در شکلگیری توپخانه سپاه میپردازد. روایت این پرونده از دورهای شروع میشود که حسن طهرانیمقدم در حدود ۲۰ سالگی در کنار حسن شفیعزاده در توپخانه فعالیت میکرده و بعدتر مسئولیت فرماندهی آتشهای توپخانه سپاه را بر عهده او گذاشتند.
یکی از موضوعات این بخش، کمبود تجهیزات و نبود دانش تخصصی توپخانه در سالهای ابتدایی جنگ است. روایت بازی به تلاش حسن طهرانیمقدم و نیروهایش برای تأمین تجهیزات لازم توپخانه و یادگیری نحوه استفاده، تعمیر و نگهداری آنها میپردازد. معماهای این پرونده نیز بر اساس همین روایت طراحی شدند. بازیکن باید اطلاعاتی را که در جریان داستان دریافت میکند، بررسی کند و میان آنها ارتباطی پیدا کند تا بتواند پاسخ معماها را به دست آورد. در نتیجه، پیشبرد بازی نیازمند خواندن روایتها و حل معماهای آن است. بعد از حل مجموعه معماهای این پاکت، بازیکن در نهایت به یک رمز نهایی میرسد که باید این رمز را در اپلیکیشن وارد کند و در صورت درست بودن، پرونده نخست به پایان میرسد و امکان ورود به پرونده بعدی برای بازیکن فراهم میشود.
حل معما برای روایت توسعه مسیر موشکی ایران
پس از پایان دو پرونده «آزمایشگاه» و «توپخانه»، بازی وارد پرونده سوم با عنوان «ماموریت موشکی» میشود. روایت این پرونده به سالهایی از جنگ ایران و عراق برمیگردد که با شدت گرفتن حملات موشکی عراق علیه شهرهای ایران، مسئله ایجاد توان و قدرت موشکی و امکان پاسخ به این حملات مطرح میشود. ایران در آن دوره از نظر تجهیزات و توان موشکی با محدودیتهای زیادی مواجه بود و برای ایجاد این توان، ناچار بود مسیر آموزش تخصصی آن را شروع کند. در ادامه این روایت، موضوع اعزام تیمی از نیروهای ایرانی به سوریه مطرح میشود. حسن طهرانیمقدم سرپرستی تیمی ۱۳ نفره را بر عهده داشت که برای یادگیری آموزشهای مرتبط با موشکهای اسکاد B و دیگر تجهیزات موشکی به سوریه اعزام شدند. «ماموریت موشکی» نیز مانند دو پرونده قبلی، روایت بخشی از توان موشکی ایران را در کنار مجموعهای از معماها همراه میکند. بازیکن با مطالعه اسناد و اطلاعات ارائهشده، باید ارتباط بین بخشهای مختلف روایت را پیدا کرده و با حل معماها به مراحل بعدی برسد. در کنار روایت شکلگیری توان موشکی در سالهای جنگ، بخشی از این پرونده به موشکهایی میپردازد که در سالهای بعد در ایران ساخته شدند. در این بخش، کارتهایی به معرفی تعدادی از موشکهای ایرانی از جمله «قیام»، «خیبرشکن»، «قدر»، «سجیل»، «عماد» و «شهید حاج قاسم سلیمانی» میپردازد، موشکهایی که سالها بعد از شهادت حسن طهرانیمقدم در صنعت موشکی ایران ساخته شدند و حاصل ادامه مسیری هستند که شهید طهرانیمقدم و همتیمیهایش برای شکلگیری توان موشکی کشور شروع کردند.
در نهایت، با صنایع فرهنگی به ویژه بازیهای رومیزی می توان به روایت تاریخ ایران و دستاوردهای علمی و نظامی کشور پرداخت. بازیهای رومیزی و بهخصوص بازیهای روایی و پروندهای، ظرفیت خوبی برای روایت تاریخ دارد چرا که در این قالب، مخاطب برای پیش بردن داستان و حل معماها ناچار است اطلاعات را کامل و دقیق بخواند، سرنخها را بررسی کند و بین بخشهای مختلف داستان ارتباط برقرار کند. همین مشارکت میتواند فرصتی باشد تا او را با یک موضوع تاریخی درباره کشورش آشنا کند. «نامههای محرمانه» نیز از جمله نمونههایی است که بخشی از مسیر شکلگیری توان موشکی ایران و فعالیت شهید حسن طهرانیمقدم را از قالب روایت مستقیم خارج کرده و در قالب یک پرونده معمایی قرار داده. این تجربه فارغ از میزان موفقیتش، نمونهای از این تلاش است که چگونه میتوان از ظرفیت صنایع فرهنگی برای روایت تاریخ معاصر استفاده کرد و مخاطب را از جایگاه صرفاً دریافتکننده اطلاعات، به مخاطبی فعال و کنشگر در فرایند کشف روایت تبدیل کرد.