ایران پرسمان - پژوهشهای یک متخصص علوم ارتباطات نشان میدهد ایرانیان متولد دهههای مختلف، رسانههای خاص خود را دنبال میکنند و نوع مواجههشان با محصولات فرهنگی با نسلهای قبل و بعد متفاوت است.
به گزارش خبرنگار مهر، رسانه، زیستبوم معرفتی هر نسل است؛ فیلتری قدرتمند که دستاوردها، حسرتها، ارزشها و نحوه تحلیل دنیا را در لایههای عمیق ذهنیت هر نسل حک میکند.
در سنت پژوهشهای اجتماعی ایران، گسستها و تفاوتهای بیننسلی عمدتاً از زاویه دید جامعهشناختی یا سیاسی بررسی شدهاند؛ حوزههایی که در آنها رسانه اغلب نقشی متغیر، ثانویه یا حتی مخرب داشته است. اما نگاه عمیقتر به تحولات تاریخی نشان میدهد که فناوریهای ارتباطی، فراتر از ابزارهای انتقال پیام، خود بستری هستند که معرفت نسلی در آن متولد میشود. از منظر نظریهپردازانی چون مارشال مکلوهان و نیل پستمن، رسانه همانند یک اقلیم زیستی عمل میکند. فردی که در دوران سیطره مطبوعات و رادیو چشم به جهان گشوده، جهان را با ساختاری خطی، عمیق و متکی بر تحلیلهای متنی میشناسد، حال آنکه نسل پرورشیافته در عصر شبکههای اجتماعی الگوریتمی، با شتاب، کپسولهای تصویری و سیالیت معنا روبهرو است.
شکلگیری معرفت نسلی حاصل دو مسیر عمده است؛ یکی تجربه مستقیم و بیواسطه در محیطهای حقیقی مانند خانواده، گروههای دوستی و نهادهای آموزشی و دیگری تجربه باواسطه و غیرمستقیم که توسط رسانهها بازنمایی میشود.
با پیشرفت تکنولوژیهای ارتباطی، سهم تجارب باواسطه در ساخت ذهنی افراد به مراتب سنگینتر از گذشته شده است. هنگامی که یک پدیده رسانهای وارد ساحت گفتوگو و کنش جمعی گروههای همسن میشود، تبدیل به یک ابژه نسلی میگردد. از اینرو، جامعهپذیری رسانهای در طول دوران حساس نوجوانی و جوانی (دوران هویتیابی)، عینک ادراکی ثابتی میسازد که افراد تا پایان عمر، حوادث سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیرامون خود را از پشت لنز آن تحلیل و قضاوت میکنند.
برای درک تمایزات ملموس میان نسلهای ایرانی، باید به خوانشهای انتقادی و ویژگیهای شناختی متولدان دهه ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۰ نگاهی دقیق انداخت:
دهه ۱۳۵۰؛ ساختارپذیر، بومگرا و حامل حسرتهای پنهان
این نسل، کودکی و نوجوانی خود را در بستر تحولات بزرگ انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس سپری کرد. زیستبوم رسانهای آنان متشکل از مطبوعات چاپی، رادیو و تککانالهای تلویزیونی بود. نتایج تحلیل رفتار شناختی متولدان دهه ۵۰ نشان میدهد که آنان بیشترین تمایل را به حفظ بومگرایی، پذیرش اقتدار سنتی و ساختارمند و ارزیابی کلان و راهبردی مسائل دارند. آنان رسانه را با بدبینی و احتیاط مینگرند و همواره به دنبال ارجاع به زندگی واقعی و حفظ کیان خانواده هستند.
پنجاهیها بهعنوان نسل میانجی، فشار مضاعفی را تحمل میکنند؛ از یکسو احساس تعهد شدید به والدین پیر خود دارند و از سوی دیگر باید پاسخگوی مطالبات نوگرایانه فرزندان خود باشند. این موقعیت، آنان را حامل نوعی اندوه پنهان و حسرتهای فردی کرده است.
متولدین دهه ۱۳۶۰؛ نسل گذار، معترض به ساختار و مطالبهگر
دهه شصتیها در دوران آموزشهای معرفتی در مدارس و دانشگاهها بالیدند، اما نوجوانی و جوانیشان با دوران بازسازی اقتصادی، گشودگی نسبی فضای فرهنگی و ورود فناوریهایی مانند ویدئو، تلویزیونهای رنگی و سپس ماهواره و اولین جرقههای اینترنت همراه شد. این نسل، نخستین مواجهه جدی میان سنت بومی و مدرنیته وارداتی را تجربه کرد.
شصتیها ویژگیهای منحصربهفردی دارند؛ آنان عمیقاً جامعنگر، عینیتگرا و مسلط به شناخت مضامین سنت و مسائل اجتماعی هستند، اما در عین حال، قضاوتگر و معترض به ساختارهای موجود به شمار میروند. آنان مطالبهگری در بازنماییهای جنسیتی، نقد شفاف مناسبات قدرت و گذار به سمت جهانیشدن را آغاز کردند و همواره با نگاهی مقایسهای از حال به گذشته مینگرند.
متولدین دهه ۱۳۷۰؛ فردگرایی، بیپروایی سیاسی و زیست در وب
این نسل در دوران توسعه فناوریهای دیجیتال، تلفن همراه، وبلاگها و اتاقهای چت رشد کرد. تجربه اصلاحات سیاسی و توسعه ارتباطات، متولدان دهه هفتاد را نسبت به نسلهای پیشین بیپرواتر و صریحتر ساخته است. پدیده فرزندسالاری در خانوادههای ایرانی با این نسل اوج گرفت. دهه هفتادیها گرایش شدیدتری به ارزشهای دنیوی، فرامادی و فردگرایانه دارند و به گروههای مرجع سنتی بدبینترند. برای این نسل، اوقات فراغت نه صرفاً زمانی برای استراحت، بلکه فضایی برای هویتیابی، بازتعریف سبک زندگی و مصرف کالاهای فرهنگی جهانی است.
متولدین دهه ۱۳۸۰؛ احساسگرایی، فرممحوری و هویت ملیجهانی
متولدان دهه هشتاد نخستین بومیان واقعی دیجیتال در ایران هستند. زیستبوم آنان شبکههای اجتماعی تعاملی، ویدیوهای کوتاه، الگوریتمهای هوشمند و بازیهای شبکهای است. برخلاف نسلهای گذشته که تحلیل متنی و ریشهای داشتند، دهه هشتادیها دارای دانش سطحی اما اعتمادبهنفس بالا، نگاه نسبیگرایانه و احساسگرایی غالب در مواجهه با محتواهای رسانهای هستند.
کمترین وابستگی را به ساختارهای بومی محافظهکارانه نشان میدهند و هویت ملی برای آنان تنها بهعنوان کاتالیزوری برای رسیدن به هویت جهانی معنا مییابد. آنان به جای نقد گفتمانی، بر فرم، جذابیتهای بصری، کارکرد سریع و نوآوری تمرکز دارند و سبک زندگی خود را از طریق کنشهای نمادین در فضای مجازی بازنمایی میکنند.
روایتی از کتاب «نسلها و رسانهها در ایران»
آنچه در این گزارش خواندید، فشردهای از دستاوردها، مدلهای نظری و یافتههای میدانی پژوهشی در حوزه ارتباطات و مخاطبشناسی ایران بود که در قالب کتاب منتشر شده است.
«نسلها و رسانهها در ایران» تألیف دکتر محمدحسن یادگاری (عضو هیئت علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی)؛ اثری است که تلاش میکند با ادغام منابع بومی و جهانی، خلأ رویکرد ارتباطی در مطالعات نسلی کشور را جبران کند.

این کتاب که به همت انتشارات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در ۱۶۴ صفحه به چاپ رسیده، با استفاده از روش تحلیل مضمونی و مصاحبههای عمیق انتقادی، نشان میدهد که چگونه تغییر زیستبوم رسانهای از عصر چاپی و تلویزیونی به عصر اینترنت و پلتفرمهای تعاملی، به بازتعریف ارزشها، باورها و کنشهای اجتماعی نسلهای مختلف ایرانی انجامیده است. نویسنده در این اثر تأکید میکند که سیاستگذاران و فعالان رسانهای اگر بدون شناخت دستور زبان رسانهای و نظام معرفتشناسی نسلهای نوپای دهه هفتاد و هشتاد دست به تولید محتوا بزنند، فرجامی جز گسست مخاطب و بیاثری پیام نخواهند داشت.