ایران پرسمان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مدیران و مجریان سازمان صدا و سیما که به اقلیتی خاص منحصر و محدود شدهاند، با سانسور سخنان رؤسای قوا، دامنزدن به تنشها و اختلافات سیاسی و تقویت گفتمان جنگافروزی، این سازمان را به یک قرارگاه افراطگرایی تقلیل دادهاند که گویی مأموریتش افزایش تنشهای داخلی، تشدید جنگطلبی و گسترش ترس و یأس در بین مردم است
عاطفه شمس| تازهترین اقدام صداوسیما در حذف بخشی از سخنان رئیسجمهور درباره مجوز رهبر انقلاب برای مذاکرات، در حالی رخ داد که در هفتههای اخیر، گفتوگوی زنده محمدباقر قالیباف درباره آزادسازی اموال ایران نیز ابتدا قطع و سپس بخشی از آن از نسخههای منتشرشده حذف شد. همچنین بخشهای مهمی از سخنان محسنیاژهای، رئیس قوه قضائیه، در حمایت از دولت و تأکید بر لزوم همکاری همه قوا از پوشش خبری رسانه ملی کنار گذاشته شد؛ روندی که با واکنش شورای اطلاعرسانی دولت و شماری از رسانهها و منتقدان نسبت به نحوه بازتاب مواضع رسمی سران قوا در رسانه ملی همراه شد. در روزهایی که کشور همچنان درگیر جنگی نابرابر است و بیش از هر زمان دیگری به یک رسانه ملی مقتدر، حرفهای و همسو با منافع عمومی نیاز دارد، صداوسیما تحت مدیریت پیمان جبلی و قائممقام فرهنگی او وحید جلیلی، بیش از آنکه نقش قرارگاه رسانهای کشور را ایفا کند به اتاق عملیات جریان پایداری تبدیل شده و این روزها، سخت مشغول تولید محتواست اما نه محتوایی که در خدمت منافع ملی باشد. رسانه ملی این روزها بهجای تولید امید، ناامیدی ایجاد میکند، بهجای کمک به وفاق، شکافهای عمیق میسازد، بهجای تقویت انسجام و وحدت ملی، بر طبل دوقطبیسازی و جنگافروزی میکوبد و بهجای روایت واقعیت کشور، آن را با تیغ سانسور و گزینش از برابر چشم مخاطب عبور میدهد.
رسانهای که باید در بزنگاههای حساس، پشتوانه وحدت ملی باشد حالا عملاً به یکی از کانونهای تولید تنش سیاسی در داخل کشور تبدیل شده است. درحالی که تصمیم درباره مذاکره و مسیر دیپلماسی در عالیترین سطوح نظام اتخاذ شده، بخش مهمی از خروجی رسانه ملی در ماههای اخیر صرف تخریب دولت، زیر سوال بردن تیم مذاکرهکننده و القای شکست و بیاعتمادی شده است. عملکرد و دستاوردهای دولت در شرایط جنگی نیز یا در این رسانه دیده نشده یا چنان کوچک شمرده شده که گویی اساساً تلاشی انجام نشده است؛ اما در مقابل، هر اختلاف و هر حاشیهای با تمام توان روی آنتن زنده آمده است.
حاصل سالها تکصدایی، سانسور و نگاه جناحی، سقوط کمسابقه مرجعیت خبری صداوسیما، کوچ گسترده مخاطبان به شبکههای اجتماعی و رسانههای برونمرزی و فرسایش سرمایه اجتماعی این سازمان بوده است؛ سرمایهای که طی چند دهه و ذرهذره شکل گرفت اما در چند سال اخیر با سرعتی کمسابقه رو به نابودی رفته و احیای دوباره آن، اگر ممکن باشد سالها زمان و تغییرات بنیادین میطلبد. یکی از مهمترین نمونههای این انتقادها، واکنش یوسف پزشکیان، مشاور و فرزند رئیسجمهور به سانسور سخنان رؤسای قوا بود. او در شبکه ایکس پرسید: «چه کسی در صداوسیما تشخیص میدهد چه بخشی از سخنان رؤسای قوا نباید پخش شود؟» و افزود اگر چنین فردی وجود دارد که تشخیصاش از رؤسای قوا بالاتر است، «اداره کشور را به او بسپاریم». این واکنش، انتقاد به سازوکار تصمیمگیری در رسانهای است که باید متعلق به همه مردم باشد، با طرح این پرسش که چه کسانی در ساختمان شیشهای جامجم، خود را فراتر از عالیترین مقامات اجرایی کشور میبینند و تصمیم میگیرند، مردم چه چیزی را ببینند و چه چیزی را نبینند.
پیش از این، رئیسجمهور نیز نسبت به عملکرد رسانه ملی گلایههای جدی داشته و آنطور که منابع خبری از قول منابع آگاه نوشتهاند پس از مخالفت رئیس سازمان با ارائه گزارش یکی از وزرا درباره مذاکرات در جلسه دولت، مدیریت صداوسیما را توبیخ کرده است. اما نتیجه این توبیخ نه اصلاح رویه بلکه تکرار همان مسیر بود؛ صداوسیما تنها چند روز بعد، در اقدامی که موج تازهای از انتقادها را به همراه داشت، بخشهایی از سخنان رئیسجمهور درباره مذاکرات و اشاره او به موضع رهبری در مراسم روز ملی صنعت و معدن را از پخش مشروح سخنرانی حذف کرد. این ماجرا نشان داد، مشکل یک اشتباه یا لغزش حرفهای نیست؛ مسئله یک سیاست است. سیاستی که حتی تذکر مستقیم رئیسجمهور هم قادر به تغییر آن نیست. گویی در صداوسیما، ارادهای مستقل شکل گرفته که خود را مجاز میداند روایت رسمی کشور را گزینش، اصلاح یا حذف کند و به جای آن، روایت مطلوب یک جریان سیاسی را بر آنتن بنشاند.
صداوسیما پیش از این نیز گفتوگوی زنده محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، درباره نحوه آزادسازی اموال ایران را بدون اطلاع قبلی و بدون هیچ توضیحی قطع کرد، هرچند ادامه این مصاحبه شب بعد روی آنتن رفت اما صداوسیما این بخش را از نسخههای منتشرشده حذف کرد؛ بخشی که قالیباف در آن با اشاره به مجوزهای اوفک و صادرات نفت، این روند را نشانه «قدرت جمهوری اسلامی» و «سند شکست آمریکا» توصیف کرد. صداوسیما همچنین در پوشش دیدار مسعود پزشکیان با مسئولان قوه قضائیه نیز بخشهای اصلی سخنان محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه را حذف کرد؛ بخشهایی که رئیس قوه قضائیه در آنها از لزوم حمایت همهجانبه از دولت سخن گفته و تأکید کرده بود «همه مکلف به حمایت از دولت در شرایط کنونی هستیم»، پزشکیان را «انسانی بااخلاص» خوانده و خواستار همکاری همه قوا برای رفع موانع پیش روی دولت شده بود.
در ادامه انتقادها، شورای اطلاعرسانی دولت نیز با انتشار بیانیهای، حذف بخشی از سخنان مسعود پزشکیان در مراسم روز ملی صنعت، معدن و تجارت را به موارد پیشین، از جمله پخش ناقص گفتوگوی محمدباقر قالیباف و سانسور بخشهایی از اظهارات محسنی اژهای، پیوند زد و این روند را «اقداماتی غیرمعمول» در قبال سران قوا توصیف کرد. در این بیانیه همچنین به پخش نشدن برخی گفتوگوهای وزیر امور خارجه با رسانههای خارجی در جریان جنگ اشاره شده و آمده است که رسانه ملی با چنین رویکردی، صدای رسمی دیپلماسی کشور را نیز در میانه جنگ روایتها نادیده گرفته است. شورای اطلاعرسانی دولت با انتقاد از آنچه «برخورد گزینشی» با مواضع رؤسای قوا و وزیر امور خارجه خواند، این پرسش را مطرح کرد که «مسئولان صداوسیما با برخورد گزینشی با مواضع سران قوا چه هدفی را دنبال میکنند؟» و این رفتار را ناشی از اعمال سلیقه سیاسی در انتشار اظهارات مقامات ارشد کشور توصیف کرد. این شورا در پایان هشدار داد که استمرار چنین رویهای، آن هم در شرایطی که رهبر انقلاب بر وحدت و انسجام ملی تأکید کردهاند و قوای سهگانه، نیروهای مسلح و تیم دیپلماسی در هماهنگی به سر میبرند، میتواند به انسجام اجتماعی و حتی امنیت ملی آسیب وارد کند.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز در گفتوگو با برنامه «ماجرای جنگ ۲» یکی از صریحترین گلایهها را از رسانه ملی مطرح کرد. او با تعجب گفت، در روزهایی که در رسانههای پرمخاطب جهان از فاکسنیوز تا سیانان از مواضع جمهوری اسلامی دفاع کرده و به تعبیر خودش «شمشیر زده»، انتظار داشته صداوسیما این تلاشها را برای مردم بازتاب دهد؛ اما نهتنها چنین اتفاقی نیفتاده بلکه تمام آن مصاحبهها به بایگانی سپرده شده و سهم آن همه تلاش فقط چند جمله زیرنویس بوده است. به بیان دیگر رسانهای که باید ویترین دیپلماسی کشور باشد حتی حاضر نشده، روایت رسمی وزارت امور خارجه را به مخاطبان خود نشان دهد.
عراقچی در بخش دیگری از سخنانش مستقیماً انگشت اتهام را به سمت نهادهایی چون صداوسیما گرفت که وظیفه اقناع افکار عمومی را برعهده دارند. او تأکید کرد، ایجاد وفاق ملی درباره یک توافق، وظیفه وزیر امور خارجه نیست؛ این مسئولیت بر دوش صداوسیما و دیگر نهادهای رسانهای و تبلیغاتی کشور است. اما به گفته او بهجای آنکه رسانه ملی برای تبیین واقعیتها و تقویت انسجام اجتماعی وارد میدان شود فضایی شکل گرفته که نتیجهاش تزریق تردید و ناامیدی به افکار عمومی است. وزیر امور خارجه با اشاره به این تناقض گفت که گاهی از شدت این فضاسازیها مشکوک میشود که «اگر اسرائیل در بعضی جاهای ما نفوذ کرد، شاید در این چیز هم نفوذ دارد» و افزود: «همه دنیا میگوید بازنده اصلی توافق، اسرائیل بوده بعد ما داخل چه چیزهایی میگوییم؟».